سی دی جهان بینی
اشتباه کودک
صفحه 257 کتاب، استاد سیلور
جناب آقای مهندس حسین دژاکام
یک سری بحث در کنگره وجود دارد که خیلی پیش پا افتاده است اما با این
حال خیلی مسائل کلیدی و مهمی هستند، و همه ما این مسائل را در وجود
خودمان داریم ولی نمی بینیم ، اشتباه کودک یک مثال است چون کودک یک
فرد خردسال است و ما خودمان را بزرگسال و عقل کل می دانیم و نسبت
به کودک و راهبری و تعلیم وتربیت او یک سری خط مشی برای خود داریم که
برخی از آن ها درست و برخی دیگر از بیخ و بن اشتباه است ولی ما اصلا
متوجه نیستیم. چرا غلظ ونادرست است؟ برای اینکه خود ما کامل نیستیم.
ما در برابر کودک خود را کامل و عاقل می دانیم ولی در قیاس خودمان و
یک معیار درست( اگر وجود داشته باشد) می بینیم که خود ما کلی اشکال
داریم یکی از این مسائل ایراد گرفتن است. چپ و راست ایراد می گیریم، اگر
نسبت به کسی بزرگی داشته باشیم بلافاصله ایراد گرفتن های ما شروع می
شود و آنقدر ادامه پیدا می کند که طرف مقابل را منزجر می کند نه تنها
قدرت تفکر و اندیشه فرد را سلب می کند بلکه او را بلوکه می کند و اعتماد به
نفس او را کامل از بین می برد. به عنوان مثال: در یک خانواده شوهر خانواده
یک خریدی را انجام می دهد به خانه می آیدخانم می گوید: این چه پرتقالی
خریدی، چند خریدی، از کجا خریدی، همینه همه سرت کلاه می گذارند، و.....
یا در خانه پسر 18 یا 20 ساله ما خریدی را انجام می دهد وقتی به خانه می
آید دوباره آن صحبت ها شروع می شود مثل مسلسل شروع می کنیم طرف
مقابل را بمب باران کردن. ایراد گرفتن های ما تا جایی ادامه پیدا می کند که
طرف مقابل ما به اجبار سکوت می کند ولی برایشان زهر مار است ، گاهی
اوقات شخص حاضر هست در گرما و سرما در پارک بشیند اما در محیط خانه %"3">. $ م�ا �%E. ایراد گرفتن های مجی �ا %D� باEک�%8. (� ة�%8. ایراد گ8�%D�رٴخ6="3">می گذ�8�ٴخ6
اوقا�%�ٺFرD8�6ایراد گ�9�اار8ماغFرD8� م�%8nt size=8%A �%5ٯBE3D8%A �%9 ب�فت%8nt size م�%8nt �%A& 8<%3xa0; (>1D8�6%3� تاstrong%3#xa0%A��%8 ، %D"3">E
بود مردم گفتند عجب بچه گستاخ و بی چشم و رویی است پدر پیرش پیاده
است و او سوار، بچه پیاده شد و پدرش سوار شد مردم گفتند عجب پدر
بیرحمی ، و دوتایی پیاده شدند و الاغ خالی میرفت از جایی رد شدند مردم
گفتند: عجب آدمهای ابلهی الاغ هست این دو تا پیاده می روند. و داستان
همینه اشتباه کودک برای ما همین نقطه است آن فردی که دائما ایراد
می گیرد مهم نیست که در هر شرایطی میشود یک ایرادی و مشکلی پیدا
می کند . کار ما هم همین طور است و گاهی اوقات از بچه های خردسال
آنقدر ایراد می گیریم که اعتماد به نفس آنها را می گیریم اگر این بچه بخواهد
نان بخرد اعتماد به نفس ندارد، چون ما تعادل نداریم و قدرت تشخیص نداریم
این کار را انجام میدهیم. کسی که دچار این بیماری باشد فرقی نمی کند زن
باشد یا شوهر و یا هر کس دیگری ، این در شرایطی است که ما می خواهیم
انرژی منفی و مشکلات خودمان را در شخص دیگری بریزیم. حالا ما از یک
آگاهی برخورداریم و کودک یک اشتباهی را مرتکب
می شود مثلا میرود نان بخرد پول را گم می کند و به خانه می آید و به مادرش
می گوید، دوباره اینجا ممکن است با یک حمله شدید این بچه بمب باران شود ،
حالا شما یک بزرگسال را در نظر بگیرید که یک اشتباهی را مرتکب می شود و
در کاری شکست می خورد، یک را ه برخورد: می توانیم بگوییم تو فهم و شعور
نداری، تو همیشه همین طور بودی و... و به این صورت بمباران کنیم. و راه
دوم: حالا تو این پول را گم کرده ای و این اشتباه را مرتکب شدی و باید جبران
کنی و من این فرصت را در اختیار تو می گذارم و راه را برای جبران تو باز
می گذارم، مثلا می گوید حالا که من پول را گم کرده ام چطور می توانم جبران
کنم؟ ما می گوییم که باید راه پله ها را بشوری یا ظرف های شام را تو باید
بشوری.حالا می آییم روی قضیه ما و اعتیاد و یک اشتباهی که ما مرتکب
شده ایم حالا چه سهوی و یا عمدی گرفتار مصرف مواد شده ایم ، حالا از هر
طرف باید آن شخص را بایکوت و نابود کرد؟ یا می توان گفت تو همان کودک
هستی و می توانی عمل عکس را انجام دهی و آن اشتباه را جبران کنی ،
همان کاری که ما در سیستم خود انجام دادیم هر کسی وارد سیستم ما شد
نپرسیدیم چرا معتاد شدی؟ اصلا کاری نداریم چون این اشتباه را انجام داده و
ما راه را برای جبران باز گذاشته ایم و بازخواست نمی کنیم و و دلیل
نمی خواهیم و تحقیر نمی کنیم و در اینجا راه برای او باز می شود. حالا
می پرسد چگونه جبران کنم؟ باید سر کلاس هایت حاضر شوی ، به حرف
راهنمایت گوش بدی، سی دی ها را گوش کنی. حالا ممکن است در این
راهی که شروع کرده در این مرحله هم اشتباهی را مرتکب می شود با
اولین اشتباه نباید به توپ بسته شود، به موقع بم باران هم می کنیم. اینها را
گفتم تا یک مقدمه ای بر بحث مان باشد تا بحث برای شما جا بیفتد
.
حالا میرویم سر کتاب:
من حدود یک ماه بعد از رهایی سرمای شدیدی خوردم البته این
سرماخوردگی برای همه کسانی که رها می شوند وجود دارد.
چون تصاویر کتاب برای انسانهای گرفتار است باید مطالب و تصاویر کتاب یا
صحبت های مشاور یا راهنما برای تازه وارد و شاگرد جذابیت داشته باشد و
باید خواننده و رهجو را مثل مغناطیس جذب کند ما درمقدمه کتاب پیام آب را
داریم و یک سری پاراگراف های کوتاه تا خواننده جذب شود. وقتی یک
مصرف کننده کتاب 60 درجه را در دستش می گیرد باید برایش جذابیت داشته باشد.
البته جذابیت را با باج دادن نباید اشتباه گرفت گاهی اوقات جذابیت با تحویل
نگرفتن ایجاد می شود و برعکس. ، الان روی صحبتم با سفردومی ها و راهنما
ها است ، اگر خودت را به زمانی که مصرف کننده بودید ببرید
می بینیدکه حتی یک روز هم بدون مواد نمی توانستید زندگی کنید پس هر
زمانی که به رهجو دستور و یا راهکار میدهید باید از دریچه چشم او به زندگی
نگاه کنیدو باید خودتون رو جای او بگذارید.حالا این در مورد مواد بود ولی در
مورد مسائل زندگی هم همینطور است شما خودتون رو به جای شخصی
بگذارید که دائما دارید از او ایراد می گیرید و بمب بارانش می کنید و از آن بچه
که دائما ایراد می گیرید یا از آن همسر یا فرزند یا دوست یا فامیل، آنقدر ایراد
می گیرید که مجال نفس کشیدن به شخص را نمی دهید حالا اگر رئیس اداره
هستی همین طور.اگر به بچه خردسال وکم سن و سال که یک اشتباهی را
مرتکب شده بگویید دیگر نمی توانی این اشتباه را جبران کنی، بچه ناامید می
شود و اعتماد به نفس اش را از دست میدهد و به بیماری روحی و عدم اعتماد
به نفس دچار می شود. بچه هایی که ترسو مریض و پریشان هستند به خاطر
رفتار اعضای خانواده است، و آنها باعث این اتفاق شده اند، مصرف کننده
امروز همان کودک است باید بگویید جبران می شود، ما هم همین کار را در
کنگره انجام می دهیم شخصی که وارد کنگره می شود می گوییم اشتباه
کردی و حالا می توانی جبران کنی، شخص مورد نظر ما همان کودک است
چه مصرف کننده باشد چه نباشد ، چه سفر اولی یا سفر دومی باشد ، ما به
مصرف کننده می گوییم اشتباه بزرگی را انجام داده ای و اگر بتوانی جبران
کنی کار بزرگی انجام داده ای . پس ما کودک را تحقیر نکرده ایم، مرتب ایراد
نگرفتیم بلایی که سر مصرف کننده ها آورده اند و همه گیج هستند، تو
معتادی تو اگر 20 سال هم نکشی معتادی تو مثل خیار می مانی که خیارشور
شده و دیگر نمی توانی خیار شوی! خوب خیارشور که گران تر است؟ با این
کار و حرف ها استعداد کودک را خفه کرده اند با این حرف ها کودک یا مصرف
کننده به هیچ جا نمی رسند و همه چیز هایش را از دست می دهد، اما ما می
گوییم تو می توانی ، تو قدرت داری و به جایی می رسد که تیم راگبی دارند و
تیم والیبال آنها عرضه اندام می کند. بچه های ما به دانشگاه می روند . ما به
کودک نگفتیم اشتباه تو قابل جبران نیست که بیماری روحی و عدم اعتماد به
نفس بگیرد بلکه باعث پیشرفت او شده ایم
كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و