دستور جلسه هفته
آداب معاشرت و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی
اگر
بر این باور باشیم که همه چیز تابع قانون و انرژی است و بدون انرژِی و
قانون هیچ حرکتی و یا انجامی صورت نمی گیرد پس معاشرت و بی ادبی ، تعادل و
بی تعادلی نیز از این قانون و انرژی جدا نمی باشد و هیچ انجامی بدون دلیل و
یا بدون وجود پشتوانه ای به نام انرژی معنا و مفهوم پیدا نمی کند و انجام
نخواهد شد .
اگر
موضوع خود را که ابتدا ثبت کرده ایم بخواهیم در یک کلمه بگوییم خواهیم گفت
روح یا روان و یا رفتار که کیست و کجاست آن نتیجه انرژی ذخیره ای است که
بوسیله تفکر و دانش و آگاهی و یا نا آگاهی در جهل جمع آوری شده است و در
پشت سد ذخیره شده است و آنچه که جاری می شود مقداری از دریچه سد است که باز
شده است و به عنوان رفتار جاری می شود و قابل رویت خواهد بود چه بسا که
مقادیر زیادی از انواع انرژی های دیگر نیز در این سد ذخیره شده است که تا
وقتی فرصت و یا نوبت خروج از دریچه رابدست نیاورند قابل رویت نیستند ولی
این ندیدن دلیل نبودن نیست ویا اینکه آنچه رویت می شود همه انرژی ها نیست
حتی قسمتی هم که رویت می شود بیشتر جنبه کمی دارد و کیفیت آن کاملا مشخص و
معلوم نیست و یا بهتر است بگوییم برای بیننده آنچه که می بیند حقیقت نیست ،
شاید واقعیت باشد ولی حقیقت رازی است که شاید خود اجرا کننده هم در موارد
زیادی نمی داند که این دانستن و یاندانستن البته به طور نسبی همان آگاهی
ماست که ابزار و یایکی از ابزار های آن دانش می باشد .
پس آنچه ما انجام می دهیم و آنرارفتار می نامیم نوه روح ماست که از مادری
به نام روان متولد شده است و یا اینکه صدای ساز ماست که این صدانیز تابع
مهارت ما در کوک کردن ساز و نواختن صحیح یعنی انتخاب درست و به موقع تارها
که این انتخاب درست تابع آگاهی و مهارت درست ماست که هر قدر میزان آگاهی
خالص و بهتر باشد صدای ساز ما یا رفتار ما دلنشین تر خواهد بود ،هم برای
خودمان و هم برای دیگران وروی دیگر این سکه را انکرالصوات می نامیم که هم
دیگران را به رنج و ناراحتی می برد و هم خودمان را ولی آنچه مسلم است این
صدای نا موزون به اولین جایی که برخورد می کند گوش خودماست یامثال نارنجک
است که اول خود منفجر می شود و ترکش های آن به دیگران و در این میان هر کس
نزدیکتر باشد ترکش های بیشتر و قوی تری دریافت خواهد کرد .
پس تعادل چیست؟ تصور می کنم تعادل نیرویی است درونی که می تواند انسان را
قائم به خود نگه دارد که هر قدر این نیرو خالص تر باشد انسان استوار تر و
قوی تر و ماندگار تر خواهد بود و این نیرو تابع خوراک جسم و روح ما خواهد
بود که اگر خوراک سالم داشته باشیم انرژی حاصله نیز سالم تر خواهد بود که
منظور نوع تغذیه جسم و روح است که هر یک اگر خوراک سالم و تازه نداشته
باشند مسموم و بیمار خواهند شد و از تعادل به طور نسبی خارج می شوند و
نیازمند تزکیه و تسویه و تصفیه خواهند بود البته اگر به این نتیجه رسیده
باشیم که بیماری بهتر است یا سلامتی و یا اینکه کدام یک را انتخاب کنیم و
روی ما به کدام سو باشد ، روی مابه کدام سو باشد تعیین کننده است و یا شروع
است .
روبه
نور باشیم یا پشت به نورو طالب کدام سو باشیم که این انتخاب نیز آگاهی
مخصوص به خود را می خواهد که آن آگاهی تابع همان انرژی ذخیره است که از قبل
فراهم کرده ایم .
ولی درکل تصور می کنم همه مطالبی که گفتم فلسفه بافی بیش نبود و خلاصه
کلام و شروع و پایان کلام تزکیه است که اگر تزکیه چراغ راه شود راه بر همه
نمایان خواهد شد و همه می توانند با تمرین نوازنده ای دوست داشتنی و خوش
صوت باشند و از زندگی لذت ببرند و دیگران نیز از بودن با ما لذت ببرند سبز
باشیم و هستی از ما سر سبز باشد .
تصور می کنم تعادل صرفا ً میانه بودن نیست ،انتخاب درست در زمان و مکان
مناسب است که پایه گذار آن فرمول جسم ، روان و جهان بینی می باشد مخصوصا در
مقوله درمان بیماری اعتیاد که شروع از جسم است و این به آن مفهوم است که
جسم سالم و یا به سلامتی رسیدن نسبی جسم بسیار تعیین کننده است و شاید بدون
داشتن جسمی متعادل رفتاری متعادل غیر ممکن باشد ، هرگز نمی شود از انسانی
بیمار توقع اخلاقی سالم داشت ، عملکرد بیمار گونه مختص انسان بیمار گونه
است و بر عکس این موضوع نیز همیشه صادق است پس بی ادبی نیز خود بیماری است
که ویروس آن جهل است و داروی آن آگاهی آنهم نه از نوع مشابه بلکه از نوع
آگاهی موثر .
شاید بهتر باشد چند سطر آخر را اصلاح کنم چون خودم نیز داشت باورم می شد
که بی ادبی و یا درکل بیماری موجودیت دارد چون حتی برای آن دارو هم تجویز
کردم ولی شاید اینگونه نباشد تصور می کنم بیماری وجود چیزی نیست بلکه نبود
چیزی است ، مثل تاریکی که موجودیت ندارد و فقط نبود نوراست ، بی تعادلی
نبود تعادل است ، بی ادبی نبود شناخت درست و ادب است ، بیماری نبود سلامتی
است پس به بیماری فکر نکنیم چون توهمی بیش نیست ،آنچه واقعی و حقیقی است
سلامتی است به هر چیز که تعادل بدهیم بی تعادلی خود را از دست می دهد .
با احترام
مسافر ، علي اشكذري
كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و