مقاله
مادر. در مورد مادر و اسم مادر اگه بخوام بگم یا بنویسم به اندازه کل زندگیم هم که بنویسم بازم خیلی وقت می خواد برای نوشتن یا گفتن.
یادم میاد روزی که مادرم 6گرم تریاک رو از جیبم در آورده بود و همانطور که تو دستش بود روی مبل نشسته بود و گریه میکرد. آخه حق داشت این همه سال زحمت کشیده بود ، شب تا صبح بیدار نشسته بود و از من مراقبت کرده بود و حالا انگار که دنیا روی سرش خراب شده بود و از همه جا در مانده بود و نمی دانست باید چیکار کنه. یادم میاد مادرم با دلی شکسته به من نگاه می کرد و دوست داشت تمام این اتفاقات فقط یک خواب باشد ولی اینطور نبود ، واقعیت بود آن هم یک واقعیت تلخ که باید با آن کنار می آمد.
راست میگن هیچ کس به اندازه مادر از خود گذشتگی نداره . با این حال که اصلا دلش نمی خواست قبول کنه که پسرش معتاد شده ولی باز منو رها نکرد و پشت من ایستاد ، چندین بار تلاش کردم که خودم بزارم کنار و هر بار با اینکه مادرم ناامیدتر میشد ولی باز کمکم می کرد.
این روزها گذشت و گذشت تا اینکه پای من و مادرم به کنگره باز شد و من شدم مسافر و مادرم شد همسفر ، مادری که بیش از من مسافر تلاش کرد و همه سختی هارو به جان خرید تا من راحت سفر کنم . شب تا صبح و صبح تا شب زیر نور کم لامپ نشست و خیاطی کرد تا پول داروی من عقب نیافتد و در همه شرایط کمکم کرد ، تلاش کرد و سختی کشید ولی هیچ وقت جا نزد . دلم می خواد از مادرم تشکر کنم ولی تشکر خشک و خالی که فایده نداره .
فکر می کنم وقتی می تونم خوشحالی مادرم رو ببینم که 2 تا اتفاق بیافته یکی روز رهایی و یکی روزی که شال کمک راهنمایی رو دور گردن من ببینه. مادر عزیزم دوستت دارم و امیدوارم بتوانم روزی حداقل گوشه ای از این کارهایی که برای من کردی رو جبران کنم.
دوستت دارم مادر( امین )
وبلاگ شروع خوب /پایان خوب
كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و