هرکس بدون علم کار کند، آنچه را که تباه می سازد بیش ازآن است که آباد کند.

«پیامبر اکرم "ص"»

 

چرا ترک یهوئی نه!!! و چرا درمان تدریجی!!!

«خانواده هایی که در خانواده خود شخص مصرف کننده ای دارند حتمأ این بخش رو بخونند»

ما در این بخش برای اینکه بتونیم این دو موضوع؛ یعنی چرا ترک یهویی نه و چرا درمان تدریجی! رو تفکیک کنیم و در موردشون به نتیجه معقولی برسیم لازم داریم به اینکه درمورد یکسری چیزها شناخت لازمه رو داشته باشیم؛ مثل جسم، سیستم ایکس یا همان سیستم شبه افیونی بدن و صورت مسئله اعتیاد و غیره، اما مهمترین عامل دراین میان همان سیستم ایکس یا شبه افیونی بدن می باشد.

ما در این بخش می خواهیم با سیستم ایکس بدن بیشتر آشنا بشیم، بطور کلی مثلأ اینکه این سیستم چطوری کار میکنه!؟ وظیفه اش در بدن ما چیه!؟ اگر نباشه چی میشه!؟ و یا چگونه میشه که این سیستم در بدن از کار می یوفته یا نمی تونه کارشو به نحو احسن انجام بده!؟ ویا حتی چگونه میشه مجددأ این سیستم رو بازسازی کرد!؟ و...

و تمام این سوالات، سوالاتی هستند که با رسیدن به پاسخ اونها می توانیم به مجموعه ای از درک وفهم درمورد موضوع اصلی بحثمان؛ یعنی چرا ترک یهویی نه و چرا درمان تدریجی!، برسیم.

استاد موضوع بحثِ اینکه سیستم ایکس بدن چطوری کار میکنه و اینکه وظیفه اش در بدن چیه را اینگونه شروع کردند که ما حدود 12 نوع مادهً شبه افیونی در بدنمون تولید میشه که البته این 12 نوع موادی که الان داریم می گیم، 12نوع از ماده هایی است که جهان پزشکی یا علم پزشکی تا به الان تونسته شناسایی کنه؛ مثلِ اندروفینها، انکفالینها، دینورفینها، سروتونینها و...

این 12 نوع ماده، موادهایی هستند که شناسایی شده اند و اینکه آیا ماده های دیگری هم هستند که هنوز شناسایی نشده و مجهول مانده اند یا نه!! فعلأ کاری نداریم باهاشون، اما چیزی که اینجا اهمیت داره اینکه این ماده ها هرکدوم کارِ خاصی رو تو بدن ما انجام میدهند و وظیفه ای رو دارند؛ حالا یکیشون در اصل مخصوص ضد افسردگیه، یکیشون برای تنظیم خوابِ، یکیشون برای نشاط و شادی آوره، یکیشون کارش ضدِ درده و هرکدوم به یه شکلی یکسری کارها و وظایفی در بدن ما برای گذران زندگی روزمره مان دارند که اگر به هر دلیلی تولید حتی یکی از این مواد در بدن کم یا زیاد بشه و در اصل از تعادلِ تعریف شده اش خارج بشه می تونه کیفیت زندگی روزمره ما رو کم کنه و یا در بسیاری از موارد زندگی فیزیکی ما رو مختل بسازه. بنابرین با این تعاریف و مطالبی که به آنها اشاره کردیم می توانیم به اهمیت بسزای سیستم ایکس یا همان سیستم شبه افیونی در بدنمان پی ببریم، (( در واقع بااین تفاسیر به جرأت می توان گفت که برای ادامهً حیات و داشتن یک زندگی متعادل، درست و منظم کار کردن سیستم ایکس نقش حیاتی را ایفا می کند))

و حال اینکه چگونه میشه که این سیستم در بدن از کار می یوفته!؟ و اگر این سیستم در بدن کارایی تعریف شده و متعادل خودش رو از دست بده، اینجا چه اتفاقی برای ما و زندگی اجتماعیِ ما می یوفته!!؟

همانطور که خودتان نیز می دانید یکی از کارهای مغز برقرار کردن یک رابطهً متعادل بین تمام اجزاءِ آشکار و پنهان بدن و ایجاد تعادل بین آنها می باشد و در یک کلام می توان گفت: مغز همیشه خواستار تعادل می باشد.

حال قبل از هر حرفی بهتر است توجه تان را به این موضوع جلب کنم که بدانید که دانشمندان و محققان علم پزشکی در طی سالها تحقیقات درباره ی تریاک و مشتقات افیونی آن مثل هروئین، مرفین و شیره که این سه نیز از همان تریاک تولید می شوند، توانسته اند تا کنون بیش از 25 نوع آلکلوئید برای این ماده شناسائی و معرفی کنند که از بین آنها 6آلکلوئید مهم به مقدار نسبتأ زیاد در آن یافت می شود که مشابه ماده های تولید شده بدن می باشند؛ از قبیلِ مرفین، کدئین، نارسئین، نارکوتین، تبائین، پاپاورین و غیره.

حال اگر به هر شکلی این مواد را به میزان خیلی زیاد وارد جسم و بدن کنیم و یا در اختیار بدن قرار دهیم، دیگر جسم ما نیازی به تولید این مواد نخواهد داشت؛ اگر بپرسید که چرا و چگونه!؟ باید بگویم که همانگونه که در قبل گفتیم مغز خواستار تعادل و ایجاد تعادل در جسم و بدن ما می باشد و از آنجائی که مثلأ یک فرد مصرف کننده با مصرف موادمخدر، مقدار زیادی از ماده ها و آلکلوئیدهای نام برده را وارد بدن می کند و بدن را از تعادل متعارف خود خارج می کند آنجاست که دیگر مغز پیامی برای سیستم ایکس بدن مبنی بر کاهش یا قطع تولید مواد شبه افیونی بدن ارسال می کند و خواستار کاهش یا قطع آن می شود تا تعادل در بدن ایجاد گردد.

حال اگر فرد مصرف کننده این روند را به مدت 3تا4سال بصورت متوالی ادامه بدهد، دیگر سلولهای تولید کنندهً مواد شبه افیونی در سیستم ایکس بدنش از بین رفته و این سیستم دیگر تبدیل به کارخانه ای متروکه شده و دیگر قادر به تولید مواد شبه افیونیِ مورد نیازش نخواهد بود «این مدت در افراد بنا به شرایطی مثل میزان مصرف، واکنشات جسمی و انجام کارهای فیزیکی روزمره؛ میتواند کمی متفاوت باشد».

در ادامهً بحث استاد فرمودند حال خود تصور کنید که فرد مصرف کننده ای که طی چندسال مصرف سیستم ایکس خود را متروکه کرده است و دیگر هیچ مادهً شبه افیونی در آن تولید نمی شود، حال آن فرد اگر بخواهد مواد مصرفی خود را نیز به یکباره قطع کند تصور کنید چه اتفاقی برایش خواهد افتاد!؟ آیا واقعأ می تواند بدونِ مواد افیونی مصرفی اش و همچنین بدونِ مواد شبه افیونی تولید بدنش همان زندگیِ فیزیکی و روحی روانی سابق خود را داشته باشد!!!؟؟؟

مسلمأ همه می گویید نه!! چرا که دیگر بعد از قطع یهویی و یکبارهً مواد مصرفی، اون فرد مصرف کننده دچار یکسری عکس العمل هایی میشود؛ عکس العمل هایی در صور آشکار و عکس العمل هایی در صور پنهان، که بطور عامیانه بهش خماری میگیم.

حالا عکس العمل های آشکار چیه!؟ مثلأ فرد مصرف کننده بعداز قطع مصرف دچار بدن درد، دل درد، اسهال، آبریزش بینی، آب چشم، خمیازه، خوب کار نکردن معده، استخون درد، بی خوابی و غیره. این عکس العملها بطور متعارف بسته به افراد مختلف نهایتأ 20روز الی یک ماه بطور کل برطرف می شود، اما در عکس العمل های پنهان:

حال اول اینکه چرا اصلأ می گوییم پنهان!!! جواب اینکه چون مثلأ وقتی منه نوئی بعداز پشت سر گذاشتن عکس العملهای آشکارم وقتی دیگران با من روبه رو می شوند فقط ظاهر منو میبینند که مثلأ چاق شدم، رنگ صورتم روشن تر شده، خشکل تر شدم و غیره و تازه شروع به تحسین و تعریف از حال و روزه من میکنند اما غافل اند از اینکه تو درون من یه غوغائیه! اما اون غوغائه از چیه واقعأ؟؟ اینو اگه از مصرف کنندگانی که اینجوری یهویی ترک کردن بپرسید همشون به اتفاق اینو میگن که من یه احساس خاصی دارم، تو درونم ول وله ایه، از نظر ذهنی احساس میکنم که یه مقداری دیر رفلکس نشون میدم، عکس العملهام کند شده، کند ذهن شدم، تنبل شدم، دچار افسردگی شدم، زود خسته می شم یا کسلم و غیره. اینهارو شما نمی بینید ولی منی که مثلأ یکی دوماهِ ترک کردم احساسشون میکنم. ما به اینها میگیم عکس العملهای پنهان که نهایتأ هر دوی این عکس العملها میان زندگی من رو مختل میکنن. اما این عکس العملهای پنهان کی درست میشه!!؟؟ قاعدتأ میگن بعداز گذشت یکسال میتونه این عکس العملها هم برطرف بشه اما اینها فقط در حد حرف و اما و اگرِ. ولی در کنگره60 تجربه نشون داده که شاید نهایتأ 1%، اونهم مشروط براینکه افراد فعالیتهای مناسبی داشته باشن، اونهم باز شاید خوب بشن، سیستم ایکس شون بازسازی بشه و بشن همون فرد سابقِ قبل از اعتیاد.

این از ترکِ یهوئی، ولی حالا اینکه چرا درمان تدریجی و بصورت پله پله ای!!؟؟

دراین خصوص استاد فرمودند ما در داستان درمان تدریجی اومدیم این فرآیند رو به صورت علمی و اصولی درست کنیم، اگر می پرسید چطوری! باید بگیم که همانطور که در اول بحثمان گفتیم؛ مغز ما کارِ ایجاد تعادل در بدن رو انجام میده و این روهم می دونیم که بدن یا جسم ما تنها سیستم یا کارخانه ایه که می تونه بدونِ دخالت هیچ عامل خارجی دیگه ای خودش خودش رو مشروط به رعایت و انجام یکسری چیزها مثلِ نظم و درنظر گرفتن زمانِ معین و لازمه، درمان یا بازسازی بکنه و ما فقط با استفادهً بجاء از عوامل خارجی دیگه می تونیم به جسممون کمک کنیم که نهایتأ بهتر و سریعتر خودش رو بازسازی کنه، درست مثل کاری که در علم پزشکی انجام می گیره؛ مثلأ اگر من دستم شکسته باشه علم پزشکی می تونه با گچ گرفتن یا آتل بستن به دستم، به جسمم کمک کنه که اولأ تخریب دیگه ای بخاطره شکستگی و منظم نبودن استخوانهام توی جسمم ایجاد نشه و بعد اینکه دستم بهتر و سریعتر خوب بشه ولی نهایتأ این جسم خودمه که با تولید یکسری سلولهای جدید، با طی کردن یک پرسه زمانی خاص، استخوان های شکسته رو بهم جوش میده. پس تا اینجا میشه به این نتیجه رسید که در درمان یا بازسازی جسم،برقرار کردن نظم و رعایت یکسری اصل و اصول خاص مربوط به آن درمان و همچنین درنظر گرفتن زمان معین و تعریف شده برای درمان اون بخش آسیب دیده، اهمیت بسیاری داره که درمان سیستم ایکس یا همون سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی هم ازین قاعده مستثنی نیست و نظم و زمان مشخص خودش رو می طلبه.

بنابرین می توان گفت که بحث ترک و درمانِ یهویی بطور قطعی رد می شود و منطقی نیست.

بگذارید با مثالی مکانیزم و چگونگی روش درمان تدریجی را برایتان بگویم:

همهً ما تا حدی در مورد اقتصاد و ارتباط واردات و صادرات با اقتصاد را میدانیم، حال ما سیستم ایکس بدن خود را تشبیه می کنیم به یک کارخانه یا تولیدی کفش یا هر چیزه دیگری که نیاز مجموعه ای را تأمین می کند و همچنان این چرخهً تولید و مصرف بطور متعادل به کار خود ادامه میدهد، یعنی تعامل تولید کننده و مصرف کنندگان.

حال اگر به هر شکل وهر دلیلی مقداری کفش از جای دیگری وارد این چرخه و این مجموعه گردد مسلمأ تعامل بین تولید کنندهً مجموعه و مصرف کنندگان آن تا حدی مختل و بهم ریخته می شود، آیا غیر از این است!!!

حال اگر این اتفاق و این روند همچنان ادامه پیدا کند، یعنی این کفش ها همچنان به این مجموعه اضافه شود و مصرف کنندگان را به سمت خود بکشد خب تکلیف اون تولیدکنندهً مجموعه مشخص است دیگر!! و وقتی که ببیند کفشهای تولید شده اش به فروش نمی رسد و به دست مصرف کننده نمی رسد، مسلم است عقل سالم ایجاب میکند که تولیدش رو کم کند و به همین ترتیب نیروهایش رو کم کند، و برای اینکه سرمایه اش راکت نماند چرخها و دستگاههای تولیدیِ اضافه و بدون استفاده اش را بفروشد و به همین ترتیب تبدیل به تولید کنندهً خرده پا و کوچکی شود که وابستهً به آن کفش های وارداتی است.

حالا اگر قرار باشه به هر دلیل و به هر شکلی جلوی ورود آن کفشهای وارداتی رو بگیرند مسلم است که کار آن مجموعه لنگ خواهد شد و زندگی اعضا به مشکل خواهد خورد. بنابرین معقول ترین و منطقی ترین کار این می باشد که اول میزان تولید خود و مقدار نیاز مجموعه و میزان واردات رو سنجید و با مدیریت بر آنها، نظمی در مجموعه برقرار کرد تا در مرحلهً اول مجموعه به مشکلِ خاصی برنخورد و کارهایشان مختل نشود و بعد از آن در مرحلهً دوم با تدبیر و برنامهً حساب شده جلوی بخشی از واردات کفش رو گرفته تا هم خودشان توان تولید اضافهً آن مقدار را داشته باشند و نیاز مجموعه را تأمین کنند و هم تعادل در مجموعه باقی بماند، و اگر این کار با نظم و تدبیر و با درنظر گرفتن یک پرسه زمانی مشخص انجام بگیرد و ادامه پیدا کند مطمئنأ اینطوری می توان هم واردات کفش را بطور کامل قطع کرد و هم آن تولیدی کفش داخلی را مثل سابقش بازسازی کرد. درست مثلِ همین کاری که در مجموعهً جمعیت احیای انسانی کنگرهً60 برای درمان قطعی اعتیلد و بازسازی جسم و سیستم ایکس بدن انجام می گیرد؛ چرا که با نظم دادن به جسم و طی کردن پرسهً زمانیه 11ماهه این فرصت به جسم داده می شود که درکمالِ نظم و آرامش به اصولی ترین و بهترین شکلِ ممکنه خودش رو درمان و بازسازی کنه. خدا قوت

«برداشت آزاد می باشد»

نکته: این روش، یعنی پروسه زمانی 11ماهه، توسط جهان پزشکی بطور کامل و 100درصدی تأیید شده است.

«حالا اگر به دنبال نشانی و آدرس کنگره60 در تهران،کرج و شهرستان های دیگر هستید «با قید نام شهر مورد نظرتون» رو در بخش نظردهید عنوان کنید تا آدرس رو در همون بخش براتون بزارم. موفق باشید»

نوشته شده: عادل رهجوی آقای جعفر

وبلاگ آقایان رحیمی و اسدی