گزارش کارگاههای آموزشی - عمومی نمایندگی کرج روزهای سه شنبه
روز سه شنبه مورخ 12/2/91 پنجمین جلسه از دوره یازدهم سری کارگاههای آموزشی - عمومی کنگره 60 شعبه کرج به استادی آقای سیامک ، نگهبانی آقا ایمان و دبیری آقا حسین با دستورجلسه " جایگاه راهنما " رأس ساعت 16 آغاز به کار نمود .
خلاصه سخنان استاد :
ایشان ضمن عرض تبریک به مناسبت هفته راهنما سخنانشان را اینگونه آغاز نمودند :
این دستورجلسه از اهمیت بالایی برخوردار است و یک مسئله اساسی در مسیر کنگره می باشد یعنی یک راهنما در کنگره 60 محور اصلی حرکت در درمان کنگره است . همه افراد در کنگره به نوعی تلاش می کنیم و کمک می کنیم تا یک نفر درمان شود اما کار اصلی با راهنماست و اینطور نیست که گمان کنید ، یک راهنما با من مصرف کننده فرق می کند و یا مشکل اساسی نداشته ، یا پزشک و یا استاد دانشگاه بوده . خیر ؛ اینگونه نیست و راهنما هم مثل ما یک مصرف کننده بوده است و با حال خراب وارد کنگره شده و مسیر درمان خود را طی می کند و به رهایی می رسد و نمی تواند درمان کننده باشد ، مگر اینکه علم و دانش این موضوع را داشته باشد .در کنگره از لحاظ جایگاه اجتماعی و پست و مقام به یک چشم نگاه می شود و همه در یک حد هستند اما از لحاظ جایگاه در کنگره یکسان نیستیم و تفکر و دانایی شخص ، جایگاه او را مشخص می کند و حرکتی که شخص می کند ، به او کمک می کند که رشد کند و تغییر جایگاه بدهد و به آن جایگاه انسانی و تفکر انسانی نزدیک شود .
به اعتقاد من ؛ میان معلم و استاد راهنما در کنگره تفاوتی موجود است و آن این است که شاید معلم جایگاه بالایی داشته باشد اما کاری که انجام می دهد این است که یک سری مطالب را حفظ می کند ، یاد می گیرد و امتحان می دهد و قبول می شود و دوباره آنها را به دیگران انتقال می دهد ولی مال خودش نیست . اما استاد کنگره ، بلد راه است و خودش تمامی این علوم را تجربه کرده است .
هر انسانی یک معدن خیلی بزرگ از دانایی است و همه چیز را بلد است اما یادش نمی آید و یک استاد راهنما ، ابزاری به رهجو می دهد تا بتواند از معدن خود چیزی را استخراج کند و آن را بیرون بکشد و قرار نیست که بار اضافی به کسی داده شود و این قضیه زمانی اتفاق می افتد که من شاگرد بشوم و از آن جایی که برای خودم در نظر گرفتم ، پایین بیایم و گوش به فرمان بشوم . چرا که ما در کنگره ، همیشه به آموزش نیاز داریم و آموزش تمامی ندارد . پس باید من همیشه شاگرد باشم . وقتی شاگرد شدم ، همه می شوند استاد من و می توانند به من آموزش بدهند و مرا کمک کنند و فرقی نمی کند که آن استاد انسان باشد ، درخت باشد یا سنگ و یا کتاب و اگر قرار باشد که من یاد بگیرم ، از هر اتفاقی درس می گیرم . اما تا زمانی که متوجه نشوم که نمی دانم ، نمی توانم چیزی بدست بیاورم و حرکت کنم .
یک راهنما برای خودش به کنگره می آید تا آموزش بدهد و آموزش بگیرد . من اگر قرار باشد یاد بگیرم از دیدن ، شنیدن ، گفتن و یا حتی ندیدن ، نشنیدن و نگفتن درس می گیرم . منتهی فرق آن این است که باید بدانم که چه چیزی را ببینم و بشنوم و چه چیزی را نبینم و نشنوم و اینجاست که آموزشهای من کاربردی می شود و می توانم در هر شرایطی تعادل خود را حفظ کنم .
اگر من راهنما کینه داشته باشم ، کینه را انتقال می دهم . اگر عشق داشته باشم ، عشق را انتقال می دهم . اگر حس خوب داشته باشم ، حس خوب و اگر حس بد داشته باشم ، آن را انتقال می دهم . پس چیزی که دیگران از من دریافت می کنند ، گفته های من نیست ؛ عملکرد من است .
" جایگاه راهنما ؛ جایگاه آموزش گرفتن و یاد گرفتن صبر ، عشق و محبت است . "
در ادامه این جلسه نیزکمک راهنمایان محترم شعبه در جایگاه قرار گرفتند و پیام مهندس دژاکام توسط استاد جلسه قرائت شد و پس از پخش آوای شکرگزاری ، هر کدام از آنها از خاطرات دوران خدمت خویش در کنگره گفتند و شوروشعف جلسه را صدچندان نمودند و سپس هدیه ای از جانب جناب مهندس دژاکام و پیام مکتوب ایشان بهمراه شاخه گلی از طرف مرزبانان محترم نمایندگی تقدیم این مهربانان شد .
در این جلسه 240 نفز از مسافران و همسفران حضور داشتند و و 32 نفر از این عزیزان مشارکت کردند و از زحمات کمک راهنمایان خود مراتب تقدیر و سپاس را بعمل آوردند .
جلسه رأس ساعت 18 پس از خواندن دعای زیبای کنگره به کار خود خاتمه داد .
تبریک و شادباش به این مشعلداران و عاشقان
منبع : وبلاگ خانم رحیم پورهمسفر مهری







كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و