((--به نام قدرت مطلق الله--))



روز دوشنبه، مورخ 21/11/92
اولین سال رهایی آقا مهدی رهجوی آقای محمدرضا قاسمی  به صورت خصوصی در نمایندگی کرج برگزار شد.



استاد فرمودند:

این نوع تولد برای اولین بار است که اجرا می شود، در کنگره 60 اکثر موارد به صورتی بوده که به طور آزمایشی مورد اجرا قرار گرفته و پس از بررسی نتایج رسمیت یافته.

استاد در باره آقا مهدی چنین فرمودند:

مهدی یک رهجوی بسیار ساکت و آرام است، آرام آمد و آرام رها شد. مهم اتفاقی است که برای مهدی افتاد، مهدی با تخریب شیره و تریاک وارد لژیون شد، سی سال تخریب داشت و تصمیم گرفت که بیاید و رها شود. همان طور که گفته شد، مهدی سفر بسیار خوبی داشت و این سفر خوب و منظم او، انگیزه خوبی برای پسر او شد تا سفر خود را شروع کند.

مهدی در کنار سفر منظم خود، همیشه به پارک می آمد و ورزش بدمینتون را به صورت حرفه ای دنبال کرد. تنها مسئله ای که وجود داشت این بود که مهدی بسیار کم حرف بود و هیچ کجا صحبت نمی کرد ولی خوشبختانه، به تدریج این مشکل حل شد و این کاملاً درست است، چرا که اگر درمان اعتیاد، فقط به کنار گذاشتن مواد خلاصه می شد و هیچ تغییری صورت نمی گرفت، درمانی هم در کار نبود.



آرزوی آقا مهدی:

اعتیاد ریشه کن شود و مسافرانی که در حال سفر هستند برای خودشان قدم بردارند و رها شوند.

 

سخنان آقا مهدی:

از همه شما ممنونم که در جشن ما شرکت کردید و به ما انرژی دادید. وقتی که زندگی خود را شروع کردم خیلی آرزو ها داشتم و مرتباً در باره آن ها با همسرم صحبت می کردم. وقتی خداوند فرزند اولمان را به ما هدیه کرد، من در جهل کامل بودم و از شادی رو به مواد مخدر آوردم. در آن زمان مادرم به من می گفت که این کار خوب نیست و آینده و عاقبت خوبی را در پی ندارد، ولی من قبول نمی کردم و بر این باور بودم که این عمل، صرفاً یک تفریح است در حدود پنج سال اول فکر می کردم مواد فقط برای تفریح است ولی رفته رفته چنان اسیر مواد شدم که از لذت های زندگی هیچ نمی فهمیدم.

من همیشه صبح که از خواب بیدار می شدم، مصرف می کردم و سر سفره صبحانه همیشه در حال چرت زدن بودم. من همیشه آرزو داشتم که فرزندانم به جایگاه خوبی برسند و همسرم به زندگی راحت و آسایش دست پیدا کند، ولی به قدری درگیر اعتیاد بودم که این ها معنی خود را برای من از دست داده بودند و به آن ها فکر نمی کردم. گذشت تا زمانی فرا رسید که می خواستیم برای پسرم زن بگیریم ولی اعتیاد او مانع این کار بود، وقتی که با همسرم صحبت می کردم، او به من می گفت تو اول باید مواد را کنار بگذاری تا او هم ببینید و الگو بگیرد. من سال ها با این موضوع درگیر بودم، خیلی تلاش می کردم که مواد را کنار بگذارم ولی به بن بست می خوردم، گذشت تا همسفر من با کنگره آشنا شد به ما راه کنگره را پیدا کردیم، از همین جا از پسرم یک تشکر ویژه دارم، چرا که اگر او نبود من انگیزه ای برای شروع سفر نداشتم.

از آقای قاسمی برای راهنمایی هایشان و راهنمای همسفرم کمال تشکر را دارم.




سخنان خانم بهرخ (کمک راهنمای گروه خانواده)

وقتی مراسم تولد را دیدم یاد روز های اول خودم افتادم در آمفی تئاتر و تا حدودی متأثر شدم ولی با دیدن صندلی های خالی خنده ام گرفت! بالاخره برای هر کاری یک بار اول وجود دارد و در باره این نوع تولد قرعه به نام ما افتاد و چندان هم بی انرژی نیست و به مرور با نهادینه شدن این سبک تولد، جلسه دوباره شلوغ خواهد شد!

خانم رضوان مثل مسافرشان خیلی خوب سفر کردند و همیشه گوش به فرمان بودند و هرگز با من بحث نمی کرد. پیامی که برای همسفران دارم این است که همسفر زمانی می تواند دوش به دوش مسافرش حرکت کند که گوش به فرمان راهنمایش باشد و راه و مسیری که طی می کند برایش مهم باشد و بداند برای چه آمده و پذیرشش را بالا ببرد.




سخنان خانم رضوان (همسفر محترم آقا مهدی)

برای تمام شما این جایگاه را آرزو می کنم، انشاءالله تمام کسانی که رهایی نگرفته اند، به رهایی برسند و شاد تولدشان باشیم.

وقتی آقا مهدی تصمیم گرفت که موادش را کنار بگذارد و شربت مصرف می کرد، وقتی شربت را به او می دادم، همیشه یک پیمانه آب قند به آن می افزودم، کار به جایی رسیده بود که آقا مهدی می گفت دیگر این شربت روی من اثر ندارد، من هم می گفتم برای این است که اثرش از سرت رفته و به بچه ها می گفتم پدرتان دیگر مصرف نمی کند. بعد از مدتی به مسافرت رفتیم، من حال خوبی داشتم ولی از حال مهدی بی خبر بودم، پس از گذشت مدتی به او گفتم بیا به کنگره برویم و ما به کنگره آمدیم و سفرمان را شروع کردیم. من هرگز باور نمی کردم که چنین جایی باشد که بتواند اعتیاد را درمان کند، ولی حالا باور می کنم.

از آقای کیوانفر، آقای قاسمی و خانم بهرخ کمال تشکر را دارم، از آقای مهندس و خانم آنی تشکر می کنم. از مرزبانان عزیز تشکر می کنم که برای ما زحمت می کشند.



پیام تولد آقا مهدی:



از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا مهدی و خانواده محترمشان ، کمک راهنمایان زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...

سربلند باشید