((--به نام قدرت مطلق الله--))


جلسه امروز جلسه چهاردهم از دور دوازدهم کارگاههای اموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی کرج روز دوشنبه مورخ ۹۲/۱۱/۱۵ به استادی آقا داوود و نگهبانی اقا علیار و دبیر موقتی آقا مهدی با دستور جلسه "سم زدایی یا سم نزدایی" رأس ساعت ۱۵:۳۰ اغاز بکار نمود.

استاد فرمودند:

مسئله سم زدایی حدود ده سال قبل در کشور باب شد برای کسانی که اعتیاد داشتند و به هر دری برای رهایی از اعتیاد می زدند و الفاظی مثل 6 ساعته و 24 ساعته و URD و UROD زیاد به گوش می رسید. اما کسانی که این مسئله سم زدایی را تجربه کردند، می دانند که پس از صرف هزینه های بسیار زیاد و تحمل سختی فراوان، چیزی جز حال بد و خراب در انتهای کار نیست و تازه شروع مشکلات است. ولی امروزه در جامعه ما و کنگره 60 سم زدایی یک مسئله منسوخ شده است و کمتر کسی سراغ آن می رود.

کسانی که پا در کنگره گذاشتند، می دانند که برای مصرف کننده چیزی به نام سم وجود ندارد، بلکه مواد مصرفی، حکم دارو را دارد. البته مواد مخدر می تواند برای افرادی که مصرف کننده نیستند، سم باشد کما اینکه اگر شخصی که مصرف کننده نیست، حتی یک گرم تریاک هم مصرف کند، می تواند برای او مرگبار باشد.

به نظر من این جلسه بسیار مفید است برای کسانی که تازه وارد هستند و با شرایط کنگره به اندازه کافی آشنایی ندارند و در این دستور جلسات آگاه می شوند که تنها راهی که امروزه برای درمان اعتیاد وجود دارد و بهترین و کم خطر ترین و راحت ترین راه همین راه کنگره است.

استاد در ادامه در باره آقا رضا چنین فرمودند:

موضوع دوم جلسه امروز، دومین ساگرد تولد آقا رضا است. در کنار رضا، یک همسفر بسیار خوب بود که بدون او، رضا سخت می توانست این مسیر را طی کند. آقا رضا از اولین رهجو های من بود. رضا 14 ماه سفر پر فراز و نشیب داشت و من مطمئنم اگر رضا چنین همسفری نداشت، به این زودی ها به رهایی نمی رسید

و در ادامه جلسه شاهد جشن دومین سال رهایی آقا رضا (از مرزبانان نمایندگی کرج)، رهجوی آقا داوود بودیم


آرزوهای آقا رضا:

آرزوی اول:

آرزو می کنم راهنمای خوبم متأهل شوند

آرزوی دوم:

  دوست دارم تک تک بچه هایی که اینجا هستند، جایگاه مرزبانی را تجربه کنند تا ببینند این خواسته هایی که از ما دارند را می توانند براورده کنند؟!

سخنان آقا رضا:

مهم نیست و من کاری ندارم که زمان تخریب چه بودم، دوستان می دانند و دیده اند، حال خوبی نداشتم ولی از وقتی که رها شدم، حس می کنم حالم بهتر شده. در باره این سالی که گذشت، سال پیش در چنین روزی من و همسفرم نگهبان بودیم، امسال من مرزبان شدم، ایشان لژیون زدند و از دید خودمان تا کنون در کنگره موفق بودیم. من تمام ایراداتم را می پذیرم، من بد قول نیستم، فقط «نه» گفتن بلد نیستم. اگر من فرم پر کردم و تولد گرفتم بیشتر به این دلیل بود که مرزبانان وقت زیادی برای حرف زدن ندارند و من امروز می خواستم برای مدت کوتاهی هم که شده از طرف این عزیزان با شما صحبت کنم.

مرزبانی، واقعاً مسئولیت سختی است، ما باید محکم باشیم و استوار بایستیم، من مثالی می زنم، شما فرض کنید در یک خانه یک مصرف کننده کافی است تا تمام امور خانه را بر هم بزند، خانه محله و شهر را بر هم می زند! حال شما خودتان قضاوت کنید! روزانه حداقل پانزده تازه وارد داریم و مرزبانان و راهنمایان شعبه باید به امور حدود چهارصد مصرف کننده رسیدگی بعمل آورند، هر یک از ما با تخریب های خاص خودمان وارد شدیم لذا بعضی رفتار ها و برخورد ها نه از روی غرض ورزی، بلکه از جبر اوضا است. آرزو می کنم یکایک شما عزیزان روزی این جایگاه را تجربه کنید.

مرزبانی، خدمتی است پر انرژی ولی تا حدودی زندگی آدم را پر می کند، من اوایل دوره مرزبانی، واقعاً متحمل فشار های زیادی شده بودم و برایم بسیار سخت بود، هر لحظه مشکلاتی پیش می آمد که شاید خیلی ها متوجه آن نشوند.

اما در باره خودم، سال گذشته گفتم منیت دارم و این منیت اذیتم می کرد، امسال می گویم که همین منیت را دارم ولی اتفاقی که افتاد این است که در این سالی که گذشت، دیگر این منیت اذیتم نمی کند، سعی می کنم کمی رفع و رجوعش کنم.

در رابطه با همسفرم، باید بگویم که او سراسر عشق است و به قدری محبتش زیاد است که من در آن حل شدم و نمی دانم که چطور باید از او تشکر کنم.

سخنان خانم ناهید (کمک راهنمای گروه خانواده):

اول باید بگویم که خیلی خوشحالم که بازهم در نمایندگی کرج هستم، بهترین خاطرات من در اینجا است و من از یاد آوریشان خوشحال می شوم. این روز عزیز را به آقا رضا و خانم معصومه تبریک می گویم، این دو نهال هایی هستند که روی درخت کنگره بوجود آمدند، ما باید بتوانیم همه با هم ریشه های کنگره را در تمام سطح زمین بپرورانیم، خانم معصومه بسیار همسفر خوب و آرامی بود و از همان اول آموزش ها را گرفت و توانست کاربردیشان کند و نتیجه این رفتار موفقیتی است که امروز به دست آورده اند.

سخنان خانم معصومه (همسفر محترم آقا رضا):

من خدا را شکر می کنم که در این جایگاه هستم و خدا را شکر می کنم که توانستم کنار مسافرم بمانم و به نظر من اعتیاد چیزی نیست که بخواهد باعث جدایی یک زوج شود و واقعاً طلاق آخرین راه است برای آخرین بن بست. معتقد بودم حالا که خداوند این مسئله را در سر راه ما قرار داده، قطعاً راه حل آن را هم پیشروی ما خواهد گذاشت. از جناب مهندس تشکر می کنم که راه کنگره را یافتند و م همه ما مدیون ایشان هستیم، از تمام راهنمایان تشکر می کنم، به خصوص راهنمای خودم، خانم ناهید، خانم سهیلا. وقتی به گذشته نگاه می کنم می بینم که فقط یک معجزه می توانست ما را به اینجا برساند. من هیچ وقت فکر هم نمی کردم که هرگز در این جایگاه قرار بگیرم و خداوند را شاکرم و از شما تشکر می کنم، از خانواده خودم و همسرم تشکر می کنم که ما را همراهی کردند و باید بگویم که راه درمان پیدا شده و تمام عزیزان مطمئن باشند با سعی و تلاش خودشان روزی به این جایگاه خواهند رسید


از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا رضا و خانواده محترمشان ، کمک راهنمایان زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...

سربلند باشید