به نام ایزد منان




روز سه شنبه مورخ 92/11/08 دومین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی - عمومی کنگره 60 نمایندگی کرج با استادی آقای سیامک طالبی، نگهبانی آقا مهدی و دبیری آقا حمید با دستور جلسه  "وظایف رهجو" رأس ساعت 15:30 آغاز بکار نمود.



خلاصه سخنان استاد :


استاد در ابتدا خدا را شکر نمودند که دوباره در این جایگاه قرار گرفتند و صحبت های خودشان را درباره دستور جلسه اینگونه آغاز نمودند :

رهجو کسی است که به دنبال راه است و در حال کاوش و جستجو برای رسیدن به چیزی و یا موضوع خاصی است و فرقی نمی کند که این موضوع درباره چه چیزی باشد . وقتی شخصی بعنوان تازه وارد داخل کنگره می شود تا سه جلسه مهمان است و در این مدت با کنگره و مسائل و روش آن آشنا می شود و درباره خواسته و یا هدفی که بخاطر آن وارد کنگره شده که همان درمان اعتیادش است ، اطلاعات کسب می کند . در این سه جلسه شخص تفکر کرده و تصمیم می گیرد که در کنگره بماند یا خیر . وقتی تصمیم گرفت در کنگره بماند و روش آن را قبول کرد ، آن شخص رهجو می شود و باید گوش به فرمان راهنمایش باشد . لازمه رهجو شدن این است که هرچه می دانیم را کنار بگذاریم و قبول کنیم که هیچ چیز نمی دانیم . با هر جایگاه و مقامی که در اجتماع داریم و یا تحصیلات و ثروتی که داریم را باید پشت درهای کنگره بگذاریم و با ظرف خالی وارد شویم تا بتوانیم رهجو شویم و آموزش بگیریم . هرچیزی که دارم و یا هستم برای بیرون کنگره است . وقتی در کنگره هستم فقط رهجو هستم . اگر با داشته هایم وارد شوم به مشکل می خورم و نمی توانم آموزش بگیرم . وقتی برای درمان وارد کنگره می شویم باید قبول کنیم که در درمان اعتیاد هیچ چیز نمی دانیم و داشته هایم از قبیل سواد ، تحصیلات ، ثروت ، جایگاه اجتماعی و غیره نتوانسته بود کمکی به من کند . پس باید همه آنها را کنار بگذارم و شروع به آموزش گرفتن کنم . یکی دیگر از وظایف رهجو این است که به موقع در جلسات حضور داشته باشد و حداقل نیم ساعت قبل از جلسه در کنگره حضور داشته باشد . اگر اینگونه نباشد نمی توانم نام خودم را رهجو بگذارم .



استاد در ادامه خطاب به همسفران گرامی فرمودند : 

من به عنوان همسفر فکر می کنم که بخاطر مسافرم به کنگره می آیم و فکر می کنم منِ همسفر مشکلی ندارم . در صورتی که اینگونه نیست و ترکش های  اعتیاد در خانواده ها تخریب بوجود آورده است . یک همسفر خوب باعث پیشرفت مسافرش می شود و می تواند با حمایت هایش او را در این سفر حمایت کند و یا می تواند سد راه شود . پس منِ همسفر هم باید یاد بگیرم و آموزش بگیرم و علم کسب کنم تا بتوانم رهجو باشم و به مسافرم کمک کنم .

منِ مسافر هم باید در این راه هرچیزی که می گویند انجام دهم که اولین آن قوانین و حرمت های کنگره است که واجب و ضروری است که آنها را رعایت کنم . باید سر موقع در جلسات حضور داشته باشم . باید از سی دی ها و نوشتار های کنگره استفاده کنم . چراکه قرار نیست من فقط جسمم را درست کنم . باید در کنار آن تفکر و جهان بینی خودم را نیز تغییر دهم . باید در سه ضلع جسم ، روان و جهان بینی موفق عمل کنم که این سه ضلع در کنار هم و به یک اندازه رشد کنند و گرنه موفق نمی شوم .


یکی از مهمترین کارهایی که یک رهجو برای رسیدن به درمان باید انجام دهد انتخاب راهنما است. انتخاب کسی که راه بلد است، کسی که مسیر را می شناسد و روزی خودش از این مسیر و این مشکل عبور کرده. طبق یکی از اصول کنگره که همان کمک فرد رها شده به فرد در حال درمان است، کسی می تواند به من کمک کند و من باید دنباله رو کسی باشم که از نزدیک با مشکلی مثل مشکل من درگیر بوده و آن را حل کرده و پشت سر گذاشته است .

من خودم به شخصه همیشه خودم را رهجو می دانم و سعی می کنم همیشه رهجو باقی بمانم . اینطور نیست که فکر کنم چون کمک راهنما شدم دیگر تمام است . خیر اینگونه نیست. باور من بر این است که وقتی کمک راهنما شدم تازه بعنوان رهجو پذیرفته شده ام و قرار است که من تمام آموزش هایی که قبلاً گرفته ام را اجرایی کنم .

  راهنما کسی است که علم اعتیاد و درمان آن را دارد و این علم ربطی به مدرک تحصیلی ندارد. بوده اند کسانی که اعتیادهای سختی داشته اند ولی با اجرای اصول، حرمت ها و قوانین کنگره توانسته اند به رهایی دست پیدا کنند.


صحبتهای استاد در مورد آقا مصطفی:


مصطفی زمانی که وارد لژیون ما شد حال خوبی نداشت و گاهی وقت ها هذیان می گفت !  مصرف زیاد شیشه داشت و همینطور در زندگی مشکلات زیادی داشت اما خواسته قوی برای درمان داشت . رهجوی خوبی بود و  رهجوی واقعی بودن به انسان کمک می کند تا به خواسته اش برسد . اصلاً این امکان ندارد کسی را به زور رهجو کرد . رهجو کسی است که خواسته قوی و هدف مشخصی دارد .

مصطفی خیلی خوب سفر کرد و هیچ وقت غیبت نداشت . با اینکه مشکلات بزرگی داشت که حتی قابل گفتن نیست اما در این مسیر خوب حرکت کرد . خدمت کرد . یکی از مسائلی که به رهجو کمک می کند و باعث می شود حالش خوب شود همین خدمت کردن است . خدمتی که شخص به خودش می کند . حضور داشتن و خدمت کردن در کنگره به مصطفی کمک کرد . امیدوارم در جایگاه های بالاتر خدمت کند .

مصطفی همسفر خوبی دارد و جایگاهی که الان دارند نتیجه صبر و کمک های همسفرش است و همینطور کمک راهنمای همسفرش سرکار خانم معصومه رحیم پور .

من این روز را به مصطفی عزیز و همسفرش و کمک راهنمای گروه خانواده خانم معصومه و همینطور خدمت آقا مجتبی برادر مصطفی تبریک می گویم و برای همه شما عزیزان آرزوی سلامتی دارم .





در ادامه این جلسه شاهد جشن اولین سال رهایی آقا مصطفی رهجوی آقای سیامک طالبی  بودیم




اعلام سفر آقا مصطفی:


تخریب 17 سال ، آنتی ایکس : شیشه ، شیره ، تریاک ، قرص ، روش درمان DST ، داروی درمان شربت OT ، طول سفر اول 13 ماه ، رهایی : 13 ماه و 8 روز




آرزوی  آقا مصطفی :


امیدوارم بتوانم رهجوی خوبی برای کنگره باشم .




صحبتهای  آقا مصطفی :  


قبل از هر چیز خدا را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم .

من با تمام وجودم در تاریکی اعتیاد بودم . هیچ وقت یادم نمی رود لحظه ای که به اینجا آمدم و مرا با آغوش باز پذیرفتند . من و تمام خانواده ام به دنبال درمان اعتیادم بودیم . خیلی جاها رفتیم ، خیلی هزینه ها پرداخت کردیم . همسرم و برادرم همیشه بدنبال راهی بودند که من از آن وضعیت خارج شوم . وضع خوبی نداشتم . حال خرابی داشتم و همش در جنگ و عذاب بودم. وقتی به اینجا آمدم سرتا سر وجودم کینه و نفرت بود ، من آمدم اینجا درمان شوم تا بروم انتقام بگیرم ازکسانی که حقم را خورده بودند . اما خدا را شکر که مسیر شکل دیگری به خودش گرفت . من خیلی حسرت گذشته را می خوردم اما استادم به من یاد داد گذشته اصلاً مهم نیست . نه اینکه کلاً همه چیز را فراموش کنی . گذشته آدم کوله باری است که با انسان هست اما باید از آن تجربه بگیرم. تعریف کردن از گذشته سخت است و یک سری چیزها را نمی شود گفت ولی هیچ گاه نمی توانم فراموش کنم .

17 سال پیش چون مواد زیادی از من گرفته بودند در زندان بودم. پدر و برادرم تاوان سنگینی دادند تا مرا آزاد کنند . اما همچنان مواد مصرف می کردم . در همان سالها با همسفرم آشنا شدم و با آن ازدواج کردم . از همان موقع همسفرم بود و سختی های زیادی متحمل شد . همسرم به همراه برادرم تلاش زیادی کردند تا راهی پیدا کنند که من ترک کنم . URD انجام دادم ، در منزل بستری شدم اما فایده ای نداشت . دیگر به ترک اعتقادی نداشتم و فکر می کردم امکانش نیست که دیگر مواد مصرف نکنم . برنامه های تلویزیونی که درباره اعتیاد بود و پخش می شد ، اصلاً نگاه نمی کردم چون فکر می کردم دروغ می گویند و اعتیاد درمانی ندارد . دیگر خسته شده بودم ، مواد زیادی مصرف می کردم و حالم بقدری بد بود که نمی توانستم حرف بزنم و روی پای خود بایستم .تا اینکه یک روز وقتی داشتم مواد مصرف می کردم برنامه شروع خوب در حال پخش بود و فردی که اعتیاد خود را درمان کرده بود در حال صحبت بود . صحبت های آن فرد به دلم نشست . احساس کردم که راست می گوید ، انگار واقعاً می شود که اعتیاد را درمان کرد . فردای آن روز از طریق سایت آدرس نمایندگی کرج را پیدا کردیم و به اینجا آمدیم . در همان بدو ورود اولین کسی که دیدم مجری برنامه شروع خوب آقای عباس امیر معافی بود . وقتی الان فکر می کنم ، می بینم که اینها اتفاقی نبود . یک سری چیزها دست به دست هم داد تا من در آن ساعت برنامه شروع خوب را ببینم و زمانی که وارد کنگره شدم اولین کسی که دیدم مجری برنامه شروع خوب بود . بعد از آن آقا سیامک را انتخاب کردم و شروع به سفر کردم و هیچ وقت باورم نمی شد که یک روزی برسد که من مواد مصرف نکنم .

امیدوارم همه سفر اولیها این جایگاه را تجربه کنند و روزی برسد که رهایی و تولد همه کسانی که در کنگره حضور دارند را جشن بگیریم .

من در انتها از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می کنم . از راهنمای عزیزم آقا سیامک سپاسگزارم. از همسفرم خیلی تشکر می کنم و همچنین برادرم آقا مجتبی . از راهنمای همسفرم خانم معصومه ممنونم و از همه شما عزیزان که در جشن ما شرکت کردید ممنون و سپاسگزارم .



صحبتهای خانم معصومه ( کمک راهنمای گروه خانواده) :


خدا را شاکرم چراکه امروز شاهد خوشحالی خانواده ای هستیم که سالیان سال درگیر بیماری اعتیاد بودند و امروز یک سال است که پرونده اعتیاد برای این خانواده بسته شده است . اگر امروز شاهد تولد این عزیزان هستیم ، بخاطر این است که خانم معصومه وادی نهم را بخوبی اجرا کرد . چون در کنار یک مصرف کننده شیشه اگر نقطه تحمل و صبر نداشته باشیم قطعاً شاهد چنین روزی نخواهیم بود .

این روز خیلی قشنگ را خدمت استاد همه ما جنای مهندس دژاکام و خانم آنی و همینطور خدمت آقای سیامک طالبی طاهر و معصومه عزیز و آقا مصطفی و آقا پسر گلشون تبریک می گویم و امیدوارم همه سفر اولیها یک روز این جایگاه را تجربه کنند .



صحبتهای خانم معصومه (همسفر آقا مصطفی) :


خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار دارم و قبل از هر چیزی از جناب مهندس تشکر می کنم که وقتی سالها پیش پیامشان را در تلویزیون شنیدم و همان روز به آن ایمان آوردم که مصطفی هم یک روزی راه کنگره را پیدا می کند . از جناب مهندس عزیز و خانواده محترمشان سپاسگزارم. از آقای سیامک طالبی که در این سه سال زحمت زیادی به ایشان دادیم سپاسگزارم . از راهنمای خوبم خانم معصومه ممنونم و همیشه مدیون ایشان هستم . من مسافرم را خیلی دوست دارم و برای من هیچ چیزی  از مسافرم با ارزش تر نیست و این عشق را خانم معصومه با عشقی که به مسافر خودش داشت برای من دو چندان کرد و  وادی 14 را به من یاد داد تا توانستم این راه را بیایم و امروزدر این جایگاه قرار بگیریم . جایگاهی که من از روز اول در ذهن خود تصویر سازی می کردم .

من واقعاً از قعر تاریکی ها آمدم . اگر مسافر من 17 سال تخریب مواد داشت ، من 28 سال تخریب داشتم . درست است که مصرف کننده نبودم ، اما در خانواده ای بودم که مصرف کننده داشت و مصطفی را بواسطه دوستی پدرم شناختم . وقتی مصطفی را شناختم ، اعتیاد را یک جور دیگر شناختم . همیشه به من می گفت من مواد مصرف می کنم تا مثل تو عادی رفتار کنم. اگر مصرف نکنم حواسم سر جایش نیست . مصطفی اوائل تریاک مصرف می کرد و با خواست من به مصرف شیره رو آورد . فردی که روزی 12 گرم تریاک می کشید . اما شبیه مصرف کننده های دیگر نبود .

وقتی برادرم به من گفت که مصطفی شیشه مصرف می کند با چشمان خودم مُردن مصطفی را دیدم . با چشم خودم دیدم تخریب هایی که به او وارد می شد . مصطفی آدم آرومی بود و با اینکه مصرف کننده بود اما من همیشه به او افتخار می کردم . اصلاً به او نمی خورد که مصرف کننده باشد . اما زمانی که وارد مصرف شیشه شد ، زندگی من دگرگون شد . در این سه سالی که فهمیدم شیشه مصرف می کند ،  هر دری که می شد را من زدم . همیشه می گفتم : چرا من؟ چرا مصطفی ؟ کسی که انقدر خوب است . اما خدا را شکر با کنگره آشنا شدیم ، آموزش گرفتیم و رها شدیم . امیدوارم همه سفر اولیها این جایگاه را تجربه کنند . مجدداً از همه شما و همینطور بچه های لژیون حودمان ممنون و سپاسگزارم و متشکرم که در جشن ما شرکت نمودید .      




از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا مصطفی و خانواده محترمشان ، کمک راهنمای زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره 60 ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...



شادزی و شاکر ...