((--به نام قدرت مطلق الله--))


جلسه امروز جلسه دوازدهم از دور دوازدهم کارگاههای اموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی کرج روز دوشنبه مورخ ۹۲/۱۰/۳۰ به استادی آقا محمد رضا و نگهبانی اقا علیار و دبیری آقا رضا با دستور جلسه "وادی ششم و تأثیر آن روی من" رأس ساعت ۱۵:۳۰ اغاز بکار نمود.

استاد فرمودند:

وادی ششم تماماً به کار گیری فرمان عقل در زندگی روزمره ما است و به درستی همان مسیر انسانی که مد نظر کنگره است، همین است. شاید تمام گرفتاری های بشر از این است که اطلاعی در باره این نعمتی که خداوند به ما داده ندارد، خیلی وقت ها کاری را انجام می دهیم و بعد از آن می گوییم اگر عقل داشتم این کار را نمی کردم! حقیقت این است که همه ما عقل داریم ولی لزوماً همه عاقل نیستند، ولی چه زمانی من عاقل هستم؟ زمانی که بتوانم عقل را بپذیرم و ببینم و فرمان آن را به اجرا درآورم. وقتی از بچه های سفر دوم می پرسی، می گویند در باره مصرف نکردن مواد مخدر، به فرمان عقل رسیده اند، وقتی می گویند به درمان کامل رسیدیم، به این منظور است که به هر وسیله ای و به هر مقدار که مواد مخدر ببینند حسی نسبت به آن نخواهند داشت و رسیدن به این فرمان عقل راهی ندارد جز دریافت آموزش.

خیلی ها می گویند نقطه مقابل عقل نفس است، ولی به نظر من نقطه مقابل عقل، حس است. وقتی در کارهای خودم نگاه می کنم، این حس اولیه من بود که به نفس یا عقل می زد و می گفت که من چه کار کنم، پس نقطه مقابل عقل، حس است و من باید حس خود را قوی کنم. همان طور که وادی می گوید، فرمانروایی عقل کاملاً مشهود است، اما ما آن را نمی بینیم، حال سوالی که پیش می آید این است که چه چیزی باعث می شود ما این مسئله را آن طور که باید و شاید درک نکنیم؟ دو مورد مهم هستند که باعث غفلت می شود. یکی همان حجاب جسمانی است، جسم من باعث می شود من فرمان عقل را نشنوم و دیگری دلبستگی به گناه، مادیات، خواسته های گوناگون نفس است. این دو عامل مهم باعث غفلت می شود.

استاد در ادامه در باره آقا مهدی چنین فرمودند:

مهدی روز اول که آمده بود، در همین آبدارخانه جلو من را گرفت و به من گفت می خواهد وارد لژیون من شود، بسیار بدون تعادل بود، و مقدار زیادی قرص مصرف کرده بود و در کل وضعیت بسیار بدی داشت. دیشب که این خاطرات را دوره می کردم، اشک شوق در چشمانم حلقه زد و واقعاً چه زیبا است یک مصرف کننده با چنان وضعیتی به چنین جایگاهی می رسد.

و در ادامه جلسه شاهد جشن اولین سال رهایی آقا مهدی، رهجوی آقا محمد رضا بودیم


آرزوی آقا مهدی:

تمام كسانی که در سفر اول هستند، خصوصاً آن ها که خوب سفر نمی کنند به این جایگاه برسند

سخنان آقا مهدی:

خداوند متعال را شاکرم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم، من مثل بقیه مصرف کنندگان گذشته بدی داشتم. من مواد مخدر را از مشروب شروع کردم و به تدریج به مصرف انواع مواد مخدر روی آوردم و کار به جایی رسیده بود که آرزوی مرگ می کردم. هر کاری ممکن بود کردم که از شر مواد خلاص شوم ولی نمی شد، کار به جایی رسیده بودذ که بیش از این که من به دنبال مواد باشم، به دنبال ترک مواد بودم و هر راهی را که ممکن بود امتحان کردم ولی نتیجه ای نمی گرفتم.

من اعتیادم را پذیرفته بودم و به دنبال راهی برای رهایی بودم. وقتی ترک می کردم کاملاً بی تفاوت بودم و درگیر بودم. گذشت تا یکی از دوستان راه کنگره را به من نشان داد و من وارد کنگره شدم.




از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا مهدی و خانواده محترمشان ، کمک راهنمایان زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره
۶۰ ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...

سربلند باشید