بنام خدا

جلسه امروز نهمین جلسه از دور شانزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی کرج روز شنبه مورخ  92/10/21به استادی سرکار خانم  معصومه و  نگهبانی خانم معصومه و دبیری خانم  مریم با دستور جلسه "عمل سالم و عمل به ظاهر (نیک) " راس ساعت آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :

استاد در ابتدا خدا را شکر کردن بخاطر جایگاه امروزشان و سپاسگذاری از راهنمای خوبشان .

درباره دستور جلسه که عمل سالم است این گونه بگویم، من قبل از اینکه وارد کنگره شوم یک زمانهایی بر سر دو راهی قرار می گرفتم و نمی دانستم که چه کار انجام دهم و هر کاری را که انجام می دادم برای من عواقب بدی داشت .

و همیشه برای من سوال بود که چرا در آخر همه چیز خراب می شود نه درست و برای من سوال بود،چون از نظر خودم  بهترین کار را انجام می دادم . تا زمانی که وارد کنگره شدم و فهمیدم که سردر کنگره نوشته جمعیت احیای انسانی و وقتی شروع به آموزش گرفتم وفهمیدم تاکید کنگره بر روی جهان بینی است و انسانها باید اول روی خودشان کار کنند آن زمان فهمیدم همه چیر بر سر همان جهل و نادانی من بوده و  اگر به نتیجه نمی رسیدم بر سر نادانی و نا آگاهی بود که داشتم.

و در کنگره مثلثی را میبینیم که در سه ضلع آن نوشته عدالت، معرفت و عمل سالم ومن تا چند ماه پیش معنی و مفهوم معرفت و عدالت را متوجه نمی شدم و نمی دانستم اول معرفت است یا عدالت ولی با آموزشهایی که گرفتم فهمیدم اول بایدمعرفت را بشناشم که همان شناخت خودم است و بعد اطرافیانم را بشناسم چگونه باید اول دانایی خودم را ببرم بالا که دانایی همان تفکر تجربه و آموزش است.

برای بدست آوردن دانایی باید جهالت را شناخت و با شناخت این دو مثلث متوجه شدم من هم ترس داشتم هم نا امیدی هم منیت و تمام اینها باعث می شد من رفتارهایی داشته باشم که باعث تخریب خودم و اطرافیانم شوم و زمانی که شروع به کاربردی آموزشها کردم درمورد نقاط ضعف خودم فهمیدم یک سری کارهای من با خودش ضد ارزش به همراه داشته مثل  حسد ،کینه، ریا و همه کارهایی که می کردم با توقع بوده حتی اگر به همسرم می گفتم دوست دارم انتظار داشتم او هم حتما این جمله را بگوید  ونمی دانستم هر کسی دارای شخصیت و موقعیتی است و من با یک کاراکتر و مسافرم با کاراکتر دیگه و ما مثل هم نیستیم.

وبا آموزشهایی که گرفتم دانایی به دانایی موثر تبدیل شد و من خودم را شناختم و مساف و زندگی را توانستم بشناسم.

و یواش یواش معرفت رفتاری را یاد گرفتم و توانستم عملم را سالم کنم و اینها بدون دانایی امکان پذیر نیست. عمل سالم نتیجه آموزش و آگاهی است و زمانی که معرفت آمد و عمل من سالم شد آن موقع می توانم عدالت را اجرا کنم برای مثال اگر مسافرم خسته است دیگه توقع رفتار پر انرژی از او ندارم با عدالتی که در ذهن دارم به او حق می دهم و توقع بی جا ازش دیگر ندارم.

و به او که در سفردوم است اجازه زمان می دهم که دانایی کسب کند و فهمیدم با توقع بی جا و نا بجا که از  جهل من بوده فرصتهای آموزش را حتی از او می گرفتم و نمی خواستم بپذیرم که مواد شیمیایی چه تخریبهایی در مسافرم بوجود آورده و دلیلش عمل های بظاهر سالم من بود چون با تعریف و تمجیدهای اطرافیان من دارای منیت شده بودم و فکر می کردم تمام عمل های من سالم و تمام کارهای او نا سالم و این منیت باعث می شد جای او خرج کنم پس انداز کنم و حتی فکر کنم تمام کارهای من عمل به ظاهر نیک بود.

و اما امروز او را به عنوان مرد قبول کردم یعنی در اصل خودم را به عنوان یک زن و جایکاه خودم را پیدا  کردم.

   

و تمام ان کارها برای من عواقب بد و انرژی بد داشته تا انرژی خوب و آرامش عمل سالم محصولش آرامش و حال خوش است.

آن باشیم که می خواهیم