((--به نام قدرت مطلق الله--))

جلسه
امروز جلسه دهم از دور دوازدهم کارگاههای اموزشی عمومی کنگره ۶۰
نمایندگی کرج روز دوشنبه مورخ ۹۲/۱۰/۱۶ به استادی آقا جعفر و نگهبانی اقا علیار و دبیر موقتی آقا رضا با دستور جلسه "نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربه من" رأس ساعت ۱۵:۳۰ اغاز بکار نمود.

استاد فرمودند:
در باره
دستور جلسه؛ نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربه من همه می دانیم آموزش یکی از
اضلاع مثلث دانایی است و اگر نباشد، ما در دانایی به مشکل بر خواهیم خورد و نخواهیم
توانست به آن معنایی که از دانایی در کنگره 60 می دانیم دست پیدا کنیم. ممکن است
ما از نظر فکری و تجربی در زندگی خیلی جلو باشیم ولی بدون آموزش نخواهیم توانست
جهت درستی را به آن ببخشیم. زمانی که ما وارد کنگره می شویم خیلی چیز ها را تجربه
کردیم و خیلی هم فکر کردیم اما نمی توانیم با استفاده از هیچ یک از آن ها به نتیجه
برسیم و از آن ها در جهت درمان استفاده می کنیم. معمولاً کسانی که دفعات بیشتری
ترک کرده اند، در کنگره بهتر نتیجه می گیرند چرا که تجربه بیشتری دارند و خواهند
دید که روش کنگره تا چه حد در مقایسه با روش های دیگر آسان تر است و علت آن این
است که در کنگره به ما آموزش داده می شود که چگونه باید از تجربیاتمان استفاده
درست کنیم و البته درست هم تفکر کنیم. این نقش آموزش است و بدون آن نمی توان به
دانایی رسید.
واما در
باره خدمت؛ باید بگویک اگر ما خدمت را از کنگره 60 حذف کنیم، هیچ چیز باقی نخواهد
ماند، چرا که همین خدمت ها هستند که چرخ های کنگره را می چرخانند، هر کس در این
جمع حاضر است، به نوعی در حال خدمت کردن است. در کنگره مبنای همه چیز خدمت است و
اگر خدمت نباشد، هیچ چیز در کنگره نیست.
استاد در ادامه در باره آقا حمید فرمودند:
حمید از
حیث اخلاق و رفتار، گویی هرگز در این جامعه زندگی نکرده و همیشه من فکر می کردم
امکان رهایی حمید یک در صد است و به رهاییش اصلاً امید نداشتم، اما واقعاً توانست
آن یک درصد را ممکن کند و کلاً تخصص دارد در این که غیر ممکن ها را ممکن کند و از
سختی ها برهد و قطعاً این کار و تخصص او سختی های مخصوص خود را دارد. حمید به دلیل
شغلش که شیفت گردشی داشت، نمی توانست وعده های مصرفش را تنظیم کند ولی همه این ها
را هماهنگ کرد، خوب پیش آمد و در سفر اول خوب کار کرد، در سفر دوم با درایت و
سیاست کامل این اوضا را مدیریت کرد و در محل کار و خانواده اش بسیار موفق است.
و در ادامه جلسه شاهد جشن اولین سال رهایی آقا حمید رضا، رهجوی آقا جعفر بودیم
آرزوی آقا حمید رضا:
از خداوند می خواهم تمام سفر اولی ها یک روز این جایگاه را تجربه کنند
سخنان آقا حمید رضا:
از همه
شما تشکر می کنم برای شمارکت های شما. شروع مصرف من زمانی بود که من پا درد گرفته
بودم و برای رفع پا درد من مواد مخدر را به من پیشنهاد دادند و باعث شد من با این
شکل با مواد مخدر آشنا شوم. من به هیچ وجه از دوران اعتیادم ناراخت نیستم، چرا که
باعث شد راه کنگره را پیدا کنم که اول از مواد مخدر رهایی پیدا کنم و در ادامه کم
کم از بند های دیگر نیز رها شوم.
زمانی
که مصرف کننده بودم، در رفتن به محل کار خیلی ضعیف عمل می کردم و این موضوع باعث
شده بود تا تصمیم بر اخراج من گرفته شود. در جلسه ای قرار بود من را از شرکت اخراج
کنند، با وجود این که دلیل اخراجم را می دانستم، باز پرسیدم دلیل اخراج من چیست؟
گفتند دلیل اخراج شما غیبت های مکرر شما
است و من هم گفتم اگر واقعاً به این خاطر است که من هیچ حرفی ندارم و شما
به من لطف هم می کنید که فقط اخراجم می کنید. تأثیر حرف من باعث شد آن ها رأی خود
را پس بگیرند و من همچنان سر کارم بمانم. نتیجه این کار، این شد که من به کنگره
آمدم. آشنایی من با کنگره این طور بود که یک بار که ترک کرده بودم، یکی از دوستان
آمد و به من گفت که آن جا دارند مصرف می کنند اگر می خواهی برو مصرف کن، من جواب
منفی دادم و او گفت حالا که همه چیز مهیا است چرا قبول نمی کنی؟ من هم جواب دادم
که ترک کردم! بعد از این جواب او به من گفت تا کی؟! من هم گفتم این چه سوالی است؟
ترک که زمان ندارد! من دیگر مصرف نمیکنم و او در جوابم گفت مگر دفعات قبل که ترک
می کردی، تصمیم می گرفتی بعد از چند وقت برگردی؟ چون پاسخ منفی مرا شنید، ادامه
داد این بار هم مثل تمام دفعات گذشته! و من در فکر فرو رفتم که واقعاً فرق این بار
با بار های دیگر چیست؟ و خلاصه تمام این ها باعث شد که من مجدداً مصرف کنم. همان
دوست بود که کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر را به من معرفی کرد و باعث شد با
کنگره آشنا شوم.
سخنان همسفر محترم آقا حمید رضا:
ابتدا خدا را شکر می کنم و سپس به همسرم برای اولین سالگرد رهاییش
تبریک می گویم. من در این راه نتوانستم ایشان را زیاد همراهی کنم، چرا که شاغل
هستم و مسئولیت فرزندانمان را هم به عهده دارم. تشکر ویژه دارم از آقای اسدی و به
مصداق حدیث شریف «من لَم یَشکُرِ المَخلوق
لَم یَشکُرِ الخالِق» اگر ما تشکر خودمان را از آقای اسدی و امثال ایشان به جا نیاوریم، مطمئناً
تشکر و سپاسی از خداوند هم به جا نخواهیم آورد.
از همه کسانی که همسرم را راهنمایی و همراهی کردند و همه شما تشکر می کنم.

از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا حمید رضا و خانواده محترمشان ، کمک راهنمای زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...
سربلند باشید