کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره (مادی و معنوی) 

دستور جلسه این هفته را

 از دیدگاه دو عزیز سفر دومی  می خوانیم.....

هر لاله که درد عشق آموخته بود         پیراهنی از جنس شفق دوخته بود

با قافله عشق به آتش می رفت           با آنکه خود آتشی بر افروخته بود

می خوانیم نوشته ی مسافر آقا افشین

چند سال پیش اوضاع زندگی خوبی نداشتم ،چنگال اعتیاد تمام  ابعاد زندگی مرا در برگرفته

بودوبرای رهایی از آن حاضر به پرداخت هر قیمتی بودم .

هر زمان تصمیم می گرفتم از آن خلاص شوم نه تنها موفق نمی شدم بلکه بیشتر به منجلاب

فرو می رفتم. یادم می آید اعتماد به نفس خود را از دست داده بودم ،به نذر و نیاز رو آورده

بودم ویا اگر جایی پیدا می شد که تضمینی می داد مرا درمان کند از نظر مالی کوتاهی نمی 

کردم!اما نشد که نشد و اعتیاد تمام زندگی من را در بر گرفته بود و آرامش، متاعی بود دور از

دسترس .تا اینکه دریچه رحمت برروی من گشوده شد و کنگره را شناختم.

به آهستگی با سفرم وارد زندگی شدم و نه تنها بیماری خود را درمان کردم بلکه به آرامش

نسبی هم نیز دست یافتم .و دیگر زندگی را بی ارزش نمی پنداشتم اکنون این احساس را

مدیونکسانی می دانم که قبل از ورود من به کنگره باعث بوجود آمدن و همچنین ادامه این

مسیر شدهبودند و به قول معروف آنها کاشتند تا امثال من استفاده کنند.

به همین علت من وظیفه خود می دانم ادامه دهنده این راه باشم.

                     تو نیکی کن در دجله انداز     که ایزد در بیابانت دهد باز

اما حقیقت این است که من چکار می توانم در جهت خدمت به کنگره انجام دهم و وظیفه من در قبال کنگره چیست ،در کنگره یاد گرفتم شکر گذارنعمات داده شده باشم .من اگر امروز به

واسطه کنگره زندگی نسبتا خوبی دارم و اعتیاد خود را درمان کردم چگونه باید شکر گذار این

نعمات باشم (من فکر می کنم یکی از راههای آن خدمت کردن می باشد که خدمت می تواند هممادی باشد و هم معنوی .

                 دست هایی که کمک می کنند           بهتراز لبهایست که دعا می کنند

در آخر من معتقدم که برای خدمت نمودن باید ظرفیت آن را ایجاد نمود و برای ایجاد ظرفییت

نیاز به آموزش دانایی وآگاهی می باشد .

امید وارم عملکرد امروز من چنان باشد که در کنگره به مسیر خود ادامه دهم  .

                                                      چنین باد.



می خوانیم نوشته همسفر خانم هدی

زمانی که موضوع  خدمت درکنگره مطرح می شود ،زبانم از گفتن باز می ماند.

 دوران اعتیاد مسافرم دورانی بود پر از تشنج ،درگیری ،ترس از آینده و اضطراب ،یاد آوری

 گذشته مرا بیشترمدیون کنگره و کسانی که در این راه به من کمک کردن می کند .

وقتی برای اولین بار وارد کنگره شدم تمام وجودم  پراز امید شد از همان لحظه مطمئن شدم

این جا همان جایی است که برای درمان مسافرم به دنبالش بودم.آرامشی که سالها از دست داده

بودم را در این جا دوباره بدست می آوردم .در کنگره آموزشهایی که در هیچ کجا به من داده

نمی شد .این آموزشها به من کمک کرد تا خودم و جهان پیرامونم را بهتر بشناسم.

به من یاد داد اگر مسئله ای در زندگی برایم پیش می آید نترسم و با تفکر درست با آ؛ن رو به

 رو شوم .هدف از خلق انسان آموزش گرفتن  وخدمت کردن است .من معتقدم برای خدمت

 کردن هم نیاز به آموزش است .حال که این مکان مقدس باعث شد من به خواسته خود برسم

پس من هم نباید کوتاهی کنم و باید تمام تلاش خود را انجام دهم تا ذره ای از این همه نعمت را

جبران کنم  با احترام به قوانینش و خدمت در کنگره چه از نظر مادی وچه ازنظر معنوی.

        امیدوارم خداوند لیاقت خدمت در کنگره را به من بدهد.