" به نام نامی اولین عاشق که اوست "


نهمین جلسه از دوره چهل و هشتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 مورخ 92/09/27 با نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقا هادی با دستورجلسه "  کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره (مادی و معنوی) " رأس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود .


سخنان استاد :


هفته گذشته تعداد 47 نفر رهائی داشتیم و احتمالاً در سال میلادی مرز 1500 رهائی را خواهیم شکست . گویند اگر یک نفسی را احیا کنی ، گوئی تمام نفوس عالم را احیا کردی و اگر نفسی را به قتل برسانی ، گوئی تمام انسانها را به قتل رسانده ای . این کلام خداوند است و شوخی نیست که 1500 نفر از انسانها از تاریکی خارج شده و هرکدام از اینها یک خانواده یا یک طایفه و یا یک شهر هستند . به هرحال ؛ به تمام این رهایافتگان تبریک عرض می کنم .

دستورجلسه این هفته این است که : کنگره 60 برای من چه کرد و من برای کنگره چه کردم ؟

بعضی از انسانها گله می کنند که ؛ پدرومادر برای ما چه کردند ؟ باید از آنها پرسید که شما برای پدرومادر خود چه کرده اید ؟ بعضی می گویند که این کشور برای ما چه کرد ؟ باید بگوئیم شما برای کشور چه کرده اید ؟ یا اینکه کنگره برای چه کرد ؟ ما برای کنگره چه کرده ایم ؟ همیشه باید این قضیه را بصورت دوطرفه نگاه کنیم .

 من خودم را نگاه می کنم . درست است که من مهندس بودم اما اگر عکس هایم را برایتان بیاورم و مشاهده کنید ، متوجه می شوید . من خودم نمی توانم عکسهای 20 سال گذشته خود را نگاه کنم . من یکسری از عکسهایم را پاره کردم چراکه قادر به دیدن خودم نبودم ولی تغییر کردم و عوض شدم . من یک مهندس گمنام بودم و کسی مرا نمی شناخت اما امروز همه مرا می شناسند . من نویسنده نبودم اما اکنون نویسنده شدم . تئوریسین نبودم ، تئوریسین شدم . ویژگیهای زیادی را کسب کردم و همه اینها چیزهائی بود که کنگره به من داد .

درست است که من بنیان کنگره 60 هستم اما این نیست که من کنگره را خلق کرده باشم و آن را بوجود آورده باشم . خیر ، من در مسیر کنگره حرکت کردم و خیلی چیزها هست که کنگره به من داده است . من در طول زندگی باوجودی که مهندس بودم ، همیشه دواَم گرو هشتَم بود و هیچ وقت وضعیت عادی نداشتم . شب عید که می شد ، از بهمن ماه عزا می گرفتم که علاوه بر حقوق کارمندانم ، می بایست عیدی آنها را نیز پرداخت می کردم . نمی دانستم که چگونه باید این پولها را پرداخت کنم . هرچه تقلب و کلاهبرادری می کردیم ، جواب نمی داد . جنس یک تومانی را پنجاه تومان می فروختم اما باز همیشه کم می آوردم .

اکنون می فهمم چرا ؟ چون راه کج جواب نمی دهد . قدیم می گفتند : خداوند باید برکت بدهد . برکت همین است . همیشه بدنبال پول بودم اما از زمانی که کنگره 60 شروع به کار کرد ، هیچوقت دچار مشکل مالی نشدم . از همان کتاب 60 درجه زیرصفر هزینه های زندگی خود درآوردم و اگر امروز هیچ چیز دیگری نداشته باشم ، همان کتاب 60 درجه کفایت می کند که امروز به چاپ نوزدهم رسیده و در سال ، دوبار چاپ می شود و تقریباً 70 الی 80 درصد هزینه های زندگی مرا تأمین می کند . اینها چیزهائی بود که کنگره به من داد .

اگر من بتوانم با خدمات و زحمات خودم این قضیه را بالانس کنم ، تازه به کنگره بدهکارم اما چیزی که من در ظرف این مدت در کنگره یاد گرفتم و خیلی انسانها به این قضیه رسیدند (حتی انسانهائی که هیچ اعتقادی به دین و آئین نداشتند) که وقتی مقداری از اموال و پول خود را خرج یکسری کارها کنند ازجمله : تأسیس یتیم خانه ، دادن بورسیه تحصیلی و دیگر اقدامات برای کمک به انسانها ، روزبروز پول آنها بیشتر می شود . مانند آقای بیل گِیت و آقای راگ فلر که نصف دارائی خود را برای کمک به انسانها پرداخت کردند . همه سرمایه داران بزرگ به این قضیه رسیده اند که برکت در اموال آنها ایجاد می شود .

من از زمانی که وارد کنگره 60 شدم و سر جای خود قرار گرفتم و سعی نمی کنم از صراط مستقیم خارج شوم ، برکت در کنگره وجود دارد و این بدلیل این است که یک ریال از پول شما ، این ور و آن ور نمی شود . کنگره ای که هیچ دولتی به او کمک نمی کند ، نه داخله و نه خارجه و روی پای خود اعضا ایستاده است و این خیر و برکت کنگره است و بعضی جاها توانسته ایم خیلی چیزها را برای کنگره درست کنیم .

پس به این نتیجه رسیده اند که تا زمانی که نکاری ، برداشت نمی کنی . مسئله خیلی خیلی ساده است . شما تا گندم نکاری ، گندم برداشت نمی کنی ! هرچه که می خواهید ، باید در ابتدا بکارید . شما گمان می کنید که محبت را نباید بکارید ؟ محبت را نیز باید بکاریم . همینطور صداقت و خیرو برکت . شما در راه خدا و یا کنگره هیچ چیزی نمی دهید اما انتظار دارید که خداوند همه چیز به شما بدهد . شاید هم بدهد اما در آن زمان تنها نگهبان این پول و یا گنج می شوید .

یکی از دوستانم در شیراز ؛ ثروت بسیاری داشت اما همیشه سوار اتوبوس می شد و هرگز پول تاکسی نمی داد . برادرش چند بار جلوی او را گرفت و اورا از اتوبوس پیاده کرد که تو بهترین سرمایه ها را داری ، چرا اینکار را انجام می دهی ؟ اما نمی توانست و قادر نبود که در راه خدا عمل کند . زمانی که از دنیا رفت ، یکی از نوه هایش سوار مدل بالاترین اتومبیل ها می شد و آن را به دیوار می کوبید و تصادف می کرد و یک ماشین دیگر می خرید . اگر جمع کنید ، همینگونه می شود . پول شما نفله می شود .

اگر شما به کنگره کمک کنید ، کمک شما به کنگره است نه به من . کنگره مانند یک مکان وقفی است مثل مسجد که وقف عام است و مال شخص خاصی نیست . زمینی که برای کنگره خریداری می کنیم ، بنام کنگره 60 است و از آن همه ماست اما افسوس که ما گاهی متوجه قضیه نیستیم .

یکی از بچه های کنگره وضعیت خیلی نابسامانی داشت اما خوشبختانه در کنگره 60 به رهائی رسید و وضعیت بسیار خوبی پیدا کرد و بهمین دلایلی که گفتم ، امروز در زندان آمریکا زندانی است به جرم دور زدن تحریم ها و بعضی چیزهای دیگر .

بعضی از افرادی که به کنگره می آیند ، زندگیشان درحال ازهم پاشیدن است و وضعیت بسیار بدی دارند . آیا پس از بهبودی و درست شدن احوالات نابسامانشان ، آیا کمکی به کنگره می کنند ؟ ما چکار کرده ایم ؟ کنگره از شما پول نمی خواهد و تمام سرویس ها بصورت رایگان است . اگر دلت خواست ، پولی در سبد می اندازید و اگر نخواست ، نمی اندازید . پس باید ببینیم هرکدام از ما چکار کرده ایم ؟ اگربخواهیم برای سرویسی که در کنگره به ما داده می شود هزینه درنظر بگیریم ، هرکدام از ما هزینه درمانمان در کنگره 60 ، 11 میلیون است که این رقم در گذشته بود و اکنون این رقم به 8 میلیون رسیده است چراکه در قدیم ما کل مخارج کنگره را بصورت فرضی درنظر می گرفتیم و آن رقم را بر تعداد رهائی ها در سال تقسیم می کردیم ، رقم 11 میلیون تومان درآمد . امروزه بدلیل اینکه امکانات بیشتر شده و تعداد رهائی ها خیلی بیشتر شده ، این رقم 11 میلیون به رقم 7 یا 8 میلیون می رسد . لذا اگر شما نفری 7 میلیون هم به کنگره کمک کنید ، حسابتان صفر می شود پس بنابراین باید روزی اینها را بفهمیم .

من می خواهم روزی بهترین چیز از آن دخترم باشد اما دختران دیگر چه ؟ آنها نمی خواهند زندگی کنند ؟ من می خواهم بهترین چیزها برای بچه های من باشد اما مردمان دیگر چه ؟ اگر خداوند گفت که ذکات بدهید ، نه بخاطر اینکه به دیگران کمک کنید تا به بهشت بروید بلکه بخاطر این بوده که با کمک شما به دیگران دیگر انسان گرسنه ای نباشد و شما در امنیت کامل باشید و آن فرد گرسنه وارد منزل شما نشود و قصد جان شما و خانواده تان را بکند تا مال یا طلاهای شما را ببرد . ثواب آن جای خود اما ما با یک مسئله خیلی قوی و نیرومندتر از ثواب روبرو هستیم و آن ؛ امنیت است . شما که در کنگره به رهائی می رسید ، باید کاری کنید تا آیندگان شما هم به رهائی برسند بعنوان مثال ؛ اگر نوه شما هم مصرف کننده شد ، جائی باشد که بیاید و درمان شود .

آقای مهندس در ادامه سخنانشان با اشاره به داستانی فرمودند :

در زمان امیرکبیر ؛ هرکس که خلاف می کرد ، وارد شاه عبدلعظیم می شد و در آنجا بَسط می نشست و وقتی کسی به یک زیاتگاه پناهنده می شد ، کسی نمی توانست به او کاری داشته باشد و این در قدیم رسم بود و هرکس خلافی می کرد و تحت تعقیب دولت بود ، در امامزاده ای در محوطه ای بسط می نشست و این محوطه یک زنجیری بصورت تکه تکه داشت . روزی امیرکبیر تمام زنجیرها را از جا کند . متوّلی آنجا به او گفت : همه زنجیرها را کندی ! لااقل یکی از این زنجیرها را باقی می گذاشتی شاید فردا روزی ، خودت به آنجا نیاز داشتی . برفرض ؛ اگر روزی خواستند تورا به قتل برسانند ، بتوانی به اینجا پناه بیاوری ! حال ما گاهی باید این کار را انجام دهیم و یک زنجیره برای فرزندان خود و نوه های خود باقی بگذاریم .

این صحبتهای من برای این نیست که شما به کنگره پول بدهید و خوش بحال من بشود ! من خوش بحالم هست و در آرامش و آسایش کامل هستم و خوشبختانه هیچ کم و کسری ندارم . آرامشی که دارم را هم با تمام طلاهای دنیا عوض نخواهم کرد . من اینها را می گویم که آنهائی که نمی دانند بدانند که حال خودشان خوب خواهد شد و برای این است که خودشان به آرامش برسند .

آیا وعده خداوند دروغ است ؟ اگر وعده خداوند در قرآن دروغ است ، بله حق با شماست و هرکاری دلتان می خواهد انجام بدهید . اگر خداوند را فقط برای این می خواهم که اگر فرزندم مریض شد ، او را شفا دهد یا اگر بدهی دارم ، پرداخت نماید ؟ گاهی خداوند را هم برای دکّان داری می خواهیم و دکان داریم و بخاطر این خداوند را دوست داریم یا نماز می خوانیم و روزه می گیریم که چیزی نصیبمان شود . پس اگر وعده خداوند درست است ، آن را جدی بگیریم . این را باید عملاً ثابت کنیم . من قسم نمی خورم و واقعاً این را فهمیدم که هرزمانی هرجائی کمک کردم ، چندین برابر نصیبم شده است . درست مانند آب زلال . مثل چاهی که از آن آب بکشند . چاهی که از آن آب بکشند ، همیشه آبش زلال است و هرچه بیشتر بکشید ، بیشتر زِه پیدا می کنند . مانند بازوی انسان که هرچه بیشتر هالتر و دمبل می زنید ،  بازو حجیم تر می شود .

همینطور از نظر علم . شما هرچقدر علم خود را به دیگران بدهید ، علم شما بیشتر می شود . هرچقدر در راه خداوند بدهید ، زیادتر می شود . حال می خواهد مال باشد یا علم و یا هرچیز دیگر . اگر من روزی که به رهائی رسیده بودم ، در کنج خانه نشسته و یا به سر کار خود می رفتم و این چیزی که یاد گرفتم را فقط برای خود و خانواده ام می خواستم ، آیا امروز به این مرحله می رسیدم ؟ صد سال دیگر نمی رسیدم . من آنقدر تجربه ها کسب کردم و چیزها یاد گرفتم که اگر تنها بودم ، اصلاً آنها را بدست نمی آوردم و اصلاً نمی توانستم کتاب بنویسم . پس آن چیزی که داشتم ، به بقیه انسانها هم دادم و زیادتر شد و هرروز بیشتر خواهد شد .

همه ما باید کلاه خود را قاضی کنیم و ببینیم کنگره برای ما چه کرد و ما برای کنگره چه کردیم ؟! باز هم تکرار می کنم که کنگره مال من نیست و مال عموم مردم است و مال کسی نیست و مردم اینطور یاد گرفته اند و بعضی خیّرین هستند که برای یتیمان بورسیه تحصیلی ایجاد می کند ، دانشگاه می فرستند ، جهیزیه تهیه می کنند و خرج و مخارج عروسی افراد را می دهند و زیارت مشهد و کربلا می فرستند که بسیار عالی است . از مرحله شیرخوارگی کمک می کنند تا به مرحله دکترا برسند اما اگر از آنها بخواهند به معتادان کمک کنند ، امتناع می کنند و آنها را به حساب نمی آورند . درصورتیکه ؛ وقتی همه این کارها را برای آنها انجام می دهند ، تازه بعضی از آنها مصرف کننده می شوند و نزد ما می آیند و این مسئله را هیچکس نمی پذیرد گوئی مصرف کنندگان قوم ظالمین هستند !

اینگونه نیست و ما که در کنگره هستیم ، نه از کره مریخ هستیم و نه از آنطرف کهکشان راه شیری و همه از مملکت ایران هستیم . خانواده ای نیست که از اعتیاد مصون باشد . طایفه ای نیست که معتاد نداشته باشد . هیچکس در مقابل اعتیاد مصون و عقیم نیست و همه اینها هست .

 امیدوارم که همه ما حرکتی انجام بدهیم برای آیندگان و نوه ها و نتیجه های خود و امیدوارم به آن بیداری برسیم و خداوند اذن این کار را به ما بدهد چراکه خداوند همیشه اذن و اجازه خرج کردن مال را به انسانها نمی دهد . مال را می دهد اما اجازه خرج کردن آن را نمی دهد ، علم و هنر را می دهد اما اجازه انتقال آن را نمی دهد .

اینها فقط برای مال و پول نیست . بعنوان مثال ؛ فردی استاد مجسمه ساز است اما به آن را به هیچکس نشان نمی دهد . یکی قالیباف است و یا نقاش است اما به هیچکس یاد نمی دهد . من زمانی که تکنسین بودم ، زمانی که استادم می خواست کار انجام دهد ، مرا پی نخودسیاه می فرستاد تا کار را از او یاد نگیرم . استاد مکانیک هست که در زمان تعمیر ماشین ، شاگرد را جائی می فرستد که مبادا تعمیرکردن ماشین را از او یاد بگیرد . خیلی از این افراد داریم و هرچه انسان جاهل تر و نادان تر و ابله تر باشد ، در این قسمت تکیه و پافشاریش بیشتر است اما هرچه انسان آگاه تر باشد ، هرچه داشته باشد را در اختیار دیگران قرار می دهد .

همه ما انسانها به یکدیگر بستگی داریم و همه به هم نیاز داریم . امیدوارم در این قسمت موفق شده و این مسئولیت را ادامه دهیم و بتوانیم همینطور که خود به رهائی رسیدیم ، دیگران را نیز به رهائی برسانیم .


با احترام همسفر مهری

" به پاکی دریاها ژرف باشید "

منبع : وبلگ نمايندگي قزوين http://c60ghazvin.blogfa.com