گزارش جشن اولین سال رهائی آقا مهدی (نمایندگی کرج)
((--به نام قدرت مطلق الله--))
جلسه امروز جلسه ششم از دور دوازدهم کارگاههای اموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی کرج روز دوشنبه مورخ ۹۲/۹/۴ به استادی آقا محمدرضا قاسمی و نگهبانی اقا محمدرضا و دبیری آقا امید با دستور جلسه "چگونه شکرگزاری می کنم (OT)" رأس ساعت ۱۵:۳۰ اغاز بکار نمود.
استاد فرمودند:
کنگره ۶۰ در سال ۱۳۸۶ پروژه شربت را با مشقت فراوان، آن هم زمانی که مواد مخدر جرم و معتاد مجرم بود. کنگره ۶۰ در همان روز ها با اطمینان کامل اثبات کرده بود که تنها داروی درمان اعتیاد خود تریاک است. آن روز ها بزرگ ترین مشکلی که وجود داشت، تهیه تریاک بود و اکثر اوقات مسافران دچار مشکلات فراوانی می شدند، کنگره ۶۰ در آن زمان با همکاری ستاد مبارزه با مواد مخدر، شربت OT را ارائه داد، اولین نفراتی که روی پروژه شربت آمدند، تقریباً پنجاه نفر بودند و از این پنجاه نفر حدود چانزده نفر به رهایی رسیدند، در مرحله بعد هزار نفر وارد این پروژه شدند که از این هزار نفر قریب به ششصد نفر به رهایی رسیدند و این اولین قدم بود. البته برداشتن این قدم کار ساده ای هم نبود، مجموعه بسیار بزرگی برای محقق شدن آن چه تلاش ها که نکردند.
خود من که وارد کنگره شدم خواستار درمان بودم، نوع مصرفم «کشیدنی» بود و مشکلات کشیدن را همگی به خوبی می دانید. وقتی وارد سفر و پروژه شربت شدم، تصور می کردم که شربت به من جواب نخواهد داد چرا که وابستگی بسیار بالایی به کشیدن داشتم. ولی با طی چند پله پی بردم که اشتباه فکر می کردم و بر عکس تصوراتم چقدر هم خوب جواب گرفتم!
اگر من مسافر عمق تاریکی ها را دیده باشم، قطعاً شکرگزار این زحمات و سرویس هایی که به من داده می شود خواهم بود، به اعتقاد من نا شکری یعنی ندیدن، یعنی فرد نعمت هایی را که اطرافش را فرا گرفته نمی بیند.
استاد در ادامه در باره آقا مهدی فرمودند:
مهدی عزیز، سفر اول خود را با راهنمایی آقای علیرضا ملکوتی طی کرد و من از همین جا به آقای ملکوتی تبریک و خدا قوت می گویم. من دو نفر را هرگز فراموش نمی کنم، مهدی و میثم؛ چرا که مهدی و میثم هر کجا که مرا می دیدند از من سوال داشتند، همه جا بودند! مهدی عزیز تخریب بسیار بالایی داشت، قرص، کراک، تریاک و شیشه و در کل با مصرف و تخریب بالا وارد شد، چیزی را که از مهدی به یاد دارم این است که مهدی همیشه در ذهن بود و به همین دلیل هم همیشه سوالات زیادی داشت، ولی هر چه که بود راه را پیمود و به رهایی رسید، این روز زیبا را به مهدی عزیز، همسفران گرامیش و کمک راهنمایان گروه خانواده تبریک می گویم.
و در ادامه جلسه شاهد جشن اولین سال رهایی آقا مهدی، رهجوی آقا محمد رضا بودیم
آرزوی آقا مهدی:
آرزو می کنم با همت بچه های شعبه کرج، این شعبه یک زمین مستقل از خود داشته باشد
سخنان آقا مهدی
اگر بخواهم از شروع مصرفم بگویم، تقریباً سال دوم دانشگاه بود که با مواد مخدر آشنا شدم و تریاک زندگی مرا تحت کنترل خود درآورده بود، کم کم به این باور رسیده بودم که بدون تریاک نمی توان زندگی کرد، با توجه به جهلی که در آن زمان داشتم و راهنمایی های جاهلانه اطرافیان را می پذیرفتم، با مواد دیگر هم آشنا می شدم، به من گفته بودند با دیفنوکسیلات می شود بدون درد و خماری تریاک را ترک کرد، من از مصرف روزی چهار قرص شروع کردم و به مصرف پانصد قرص در روز رسیدم، کار به جایی رسیده بود که از باز کردن بسته های قرص هم خسته شده بودم، سپس دسرس نپایید که وارد مصرف کراک شدم ولی پس از مدتی که دیدم جنس کراک ها دیگر خوب نیست، کم کم از مصرف کراک صرفنظر کردم و با قرص ادامه دادم، فقط برای اینکه چیزی را جایگزین کراک کرده باشم، با شیشه آشنا شدم. به نظر من شیشه، بد ترین مواد خدر است، چرا که انواع دیگر مواد مخدر روی جسم انسان تخریب خود را اعمال می کنند ولی شیشه این طور نیست، شیشه جایی را هدف قرار می دهد که انسان با شیطان در آن وجه مشترک است، یعنی ذهن، دقیقاً ذهن را درگیر می کند و کسی که با فرد شیشه ای زندگی می کند، سختی های بسیار زیادی را متحمل می شود و تحمل این سختی ها بسیار مشکل است، ولی همسفر من این کار را کرد، به سختی تحمل کرد.
سخنان خانم مهناز، کمک راهنمای گروه خانواده
سخنان خانم مریم، همسفر محترم آقا مهدی
من از زندگی مشترک چیزی نفهمیده بودم، وقتی با خودم فکر می کردم که دین اسلام می گوید با ازدواج دیم کامل می شود، برایم هیچ معنایی نداشت و همیشه برایم مبهم بود، ولی تقریباً وسط سفر مهدی بود که کاملاً به این باور رسیدم، سفر خوبی داشت، خیلی خوب طی طریق می کرد. از همه شما که در جشن ما حضور داشتید سپاسگزارم و آرزوی بهترین ها را برای شما دارم.
سخنان خانم معصومه، کمک راهنمای گروه خانواده
سخنان خانم مارال، همسفر محترم آقا مهدی
از راهنمای عزیزم خیلی تشکر می کنم، از راهنمای مادرم خیلی تشکر می کنم، از آقای ملکوتی و آقای قاسمی کمال تشکر را دارم. پدر من مثل یک نوجوان ذهنش پر از سوال بود و همیشه می گفت کسی باید جواب این سوال ها را بدهد و در کنگره پاسخ سوال هایش را گرفت. از مادرم تشکر می کنم، از پدربزرگ و مادربزرگم کمال تشکر را دارم. از عموی عزیزم محمد خیلی تشکر می کنم و آرزو می کنم سفرش را به زودی تمام کند و این جایگاه را تجربه کند. من تخریب های زیادی داشتم، خیلی منیت، حسادت و کینه داشتم، ولی خانم معصومه عاشقانه به سؤالات من جواب دادند. از ایشان خیلی تشکر می کنم و امیدوارم که همیشه در کنار خانواده شان خوب و شلامت زندگی کنند، امیدوارم همه سفر اولی ها روزی این جایگاه را تجربه کنند.
از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا مهدی و خانواده محترمشان ، کمک راهنمایان زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...
سربلند باشید
كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و