گزارش جلسه جهان بینی روز چهارشنبه مورخ 92/08/08

سخنان استاد :
دستورجلسه هفتگی ما " روشهای ترک و روش DST " می باشد که روز گذشته در جلسه صحبت کردم و بصورت سی دی درآمده است و امروز از یک منظر دیگر آن را مورد بحث و بررسی و آنالیز قرار داده و گفتم : وقتی به پشت سر خود نگاه می کنیم ، از نظر درمان اعتیاد ، ویرانه های متعددی مشاهده می کنیم و همچنین ساختمان ها و شهرهائی که ویران شده اند و این به منزله این است که روش ها و متدهائی که برای روش درمان اعتیاد درست شده بود ، هیچکدام جوابگو نبوده و بر مبنای علم نبوده اند . زمانی قرص های ضدفشار وجود داشت که در همه جا داده می شد و معتادین برای درمان استفاده می کردند که اتاق غذاخوری را با دستشوئی اشتباه می گرفتند و اینها مسئله ایست که اتفاق افتاده است و دلیل آن ، همان قرص های ضدفشاری بود که می خوردند تا فشار آنها پائین بیاید و خماری را احساس نکنند و صورت مسئله را به کُل پاک می کردند . انسان وقتی فشارش پائین بیاید ، خون به مغزش نمی رسد ، قدرت تشخیص ندارد و بینائی و شنوائیش درست کار نمی کند و تشخیص سیاهی و سفیدی برایش دشوار است و در سطح کشور و حتی در جهان از این روش استفاده می شد .
بعدها جای آن تمچیزک و نورچیزک وارد درمان شد و معتادینی که نیم مثقال تریاک مصرف می کردند ، تبدیل به معتادان تزریقی کردند و خیلی خطرناک تر از قبل می شد چراکه هم تزریقی می شدند و هم بدلیل اینکه آنها حاوی کورتون بود ، همین امر باعث ورم کردن بدن آنها و هزاران بیماری دیگر و درنهایت منجر به مرگ آنها می شد . روش های بیهوشی ازقبیل URD و UROD بود که کوس رسوائیش زده شد و سپس نالکسون و نالترکسون که روی گیرنده های عصبی می نشست که باعث می شد دیگر مواد ، شخص را نشئه نکند و بعضی هم بصورت عمودی وارد مرحله ای از درمان شده و سپس بصورت افقی از آنها درحالیکه دونفر زیر بغل آنها را می گرفتند ، از آنجا خارج می شدند و سپس وارد پروسه ای از درمان شدیم که در آنجا گروهی از معتادان دورهم جمع می شدند و تئوری دیگری را ارائه دادند با این مضمون که ؛ اعتیاد بر مبنای 3 اصول دین بنا شده بود ( همانطور که توحید و نبوت و معاد جزء اصول دین می باشد ) روی سه پایه این ساختمان بنا شده بود و آن سه پایه این بود که ؛ اولاً اعتیاد یک بیماری مرموز است که هیچکس از آن سردرنمی آورد و دوم اینکه ؛ اعتیاد یک بیماری لاعلاج است و تا آخر عمر با فرد معتاد همراه است و سوم اینکه ؛ اعتیاد یک بیماری پیش رونده است و باوجودیکه 20 یا 30 سال هم از ترک اعتباد آنها می گذرد ، بازهم حالشان خراب است و هنوز احتمال برگشت وجود دارد و هنوز دچار ناکامی ها هستند و خودشان را ناقص و با دیگران متفاوت می دانند و حتی درمواقعی بیان می کردند که ما دچار بیماری های شخصیتی بودیم که گرفتار اعتیاد شده ایم .
ممکن است که کسانی که الکل مصرف می کردند ، دچار این حالات می شدند اما دلیل بر این نمی شود که تمام مصرف کنندگان دچار نواقص شخصیتی باشند . ما انسانهای خیلی موجهی داریم که حتی از هنرمندان رتبه بالا هستند و یا در بخش های دولتی هستند و یا استاد دانشگاه و پزشک می باشند و یا قاضی هستند و شغل های آبرومندی دارند و مواد هم مصرف می کنند و هیچ نقص شخصیتی هم ندارند و به زندگی خود ادامه می دهند . هرکس که موادمخدر مصرف کرده که دزد و فاسد و خرابکار و بیماری روانی نبوده است . می توان گفت که دچار کمبود یکسری مواد نورترانسمیترها بوده است بعنوان مثال ؛ میزان دوپامین یا دینورفین یا اندروفین بدنش کم بوده است اما اینکه نقص شخثیتی داشته ، یک کلام نابجاست .

وقتی سابقه را نگاه می کنیم ، می بینیم که همه اینها از بین رفتند چون وقتی حرفی را مطرح می کنیم و حقیقت باشد ، حتی اگر به اندازه دانه نخود باشد ، خودش را نشان می دهد و اگر چیزی کِذب باشد و به اندازه نخود بوده و زیر کوه البرز باشد ، روزی خود را نمایان خواهد کرد و اغلب اینگونه مسائل خودش را خیلی سریع نشان می دهد و همه متوجه می شوند . حتی همین شیشه ! شیشه هم در حال کم شدن است و به مرور زمان از بین خواهد رفت چراکه آن توقع و انتظاری که افراد از شیشه داشتند ، اتفاق نیفتاد . این هست که نسل های جدید کمتر سراغ شیشه می روند و طبیعتاً هروئین دوباره وارد بازار شده است .
من از اینکه هروئین دوباره وارد بازار شده است ، خوشحالم و اصلاً ناراحت نیستم چون هروئین یک ماده مخدر مانند تریاک است . درست است که فردی که هروئین مصرف می کند ، تخریب ایجاد می کند ، چُرت می زند و ممکن است نتواند کار کند و یک معتاد است . اما یک معتاد شاخ دار داریم و یک معتاد بی شاخ . کسی که مصرف کننده شیشه است ، یک معتاد شاخ دار است چراکه تهدید به قتل می کند ، همسر خود یا فرزند خود را به قتل می رساند ، به دیگران توهین می کند و اوضاع نابسامی در جامعه ایجاد می کند که یک سم برای جامعه است و مانند جانی های ولگرد و خون آشام ها و انسانهای گرگ نما هستند . زمانی که یک مصرف کننده شیشه دچار توهم می شود ، هرچه همه دارند ، او تنها دارد و کسی جلودارش نیست و در آینده نه چندان دور عمر شیشه به پایان خواهد رسید .
لااقل این است که امنیت جانی خواهیم داشت . یک مصرف کننده هروئین راهنمایش و یا مسئولین را یا اعضای خانوده اش را روی توهماتش تهدید نمی کند . اینها خودش را نشان می دهد و آن روشهای درمان هم خودش را نشان داد و هیچکدام چیزی نداشتند و درست مانند حباب بودند و یک شور و هیجانی بود که به نتیجه هم نرسید . اما جالب اینجاست که وقتی می آید با بوق و کَرنا می آید و بی سروصدا کنار می رود .
زمانی که ناپروکسن و نالترکسون آمد ، در تلویزیون و رادیو و مجامع علمی بحث های زیادی درباره آنها بود ، همچنین در مورد URD و UROD و دیگر آن بحث ها تمام شده است و بواسطه آنها افرادی که مصرف کم تریاک داشتند ، تبدیل به یک مصرف کننده تزریقی می شدند که گاهاً نیز دچار بیماری هپاتیت می گشتند و روزانه مبلغ گزافی هم هزینه آنها بود .
اگر پشت سر خود را نگاه کنیم ، خرابه ای و ویرانه ای از متدها و روشهاست . من قصد نقد و انتقاد آنها را ندارم اما مطلب این است که ؛ رنج بشر از نادانی بشر نیست ، از دانشهای کشف نشده است . خیلی از انسانها در سراسر گیتی در رنج بسر می برند . شخص اعتیاد خود را ترک کرده و بعد از 25 سال ، مواد مصرف کرده و سپس خودکشی کرده است . این شخص 25 سال از روی رودربایستی مواد مصرف نکرده است و این را بارها گفته ام که اگر من خدائی نکرده حالم خراب بود و می دانستم که اگر مواد مصرف کنم ، حالم خوب می شود ، همین امروز مصرف می کردم و کاری ندارم که نگهبان کنگره 60 هستم و اصلاً برایم مهم نیست .
اگر من اکنون مواد مصرف نمی کنم دلیلش این است که در کنگره 60 مسئول هستم و یا راهنمای شما هستم و الگوی شما ! من نمی خواهم مواد مصرف کنم . اگر مرا در جائی ببرند که در دنیا و آخرت هم نباشد و بگویند که اگر اینجا مواد مصرف کنی ، استغفرالله خدا هم متوجه نمی شود ، باز می گویم : من نیازی ندارم . من بی مِی مستم و بی شراب ، شوریده ! من مواد درون خودم کار می کند ، دیگر چه نیازی به موادمخدر بیرونی دارم ؟ تمام اعضای کنگره هم اینگونه هستند .

من ساعت 4:30 دقیقه از خواب بیدار می شوم . امروز صبح ساعت 6 صبح در حالیکه هوا تاریک بود ، در استخر شهید شیرودی حدود 150 نفر از بچه های کنگره حضور داشتند . از کرج و رباط کریم و شهرری و جمشیدیه و استاد معین و شادآباد و همه جا و شاید هم بیشتر از 150 نفربودند و 90% افراد در استخر ، بچه های کنگره بودند . چه عاملی باعث می شود که اینها ساعت 5 صبح در استخر شنا حاضر شوند ؟ معتادی که شاید در زمان مصرف در ساعت 12 ظهر با زور از رختخواب جدا می شد ، گوئی با چسب به رختخواب چسبیده است و اگر توپ هم در می کردیم و یا می گفتیم : سند نصف تهران را به نامتان می زنیم ، ساعت 6 صبح از خواب بیدار نمی شدند ! افراد 50 ساله و 60 ساله که اصلاً شنا بلد نیستند ، در کلاس ها شرکت می کنند و شنا را بصورت حرفه ای می آموزند با بهترین مربی ها . اینها بر چه مبنائی می آیند ؟
روز جمعه 92/08/08 ، دومین سال مسابقات کشتی ، جام سردار است و 10 تیم از تهران و توابع می آیند و چندین میلیون تومان هم هزینه دارد و ما درحال انجام آن هستیم . امروز ساعت 12 ظهر تیم فوتبال ما در لیگ مسابقات دسته اول تهران بازی داشت و برای ما مهم نیست که برنده شوند و یا بازنده ، مهم این است که ما در لیگ دسته اول تهران فوتبال بازی می کنیم .
امروز ساعت 10 صبح آنی کماندار که بهترین تیرانداز در رشته ریکِرو (تیراندازی با کمان) استان تهران شناخته شد ، با شبکه ورزش تلویزیون مصاحبه زنده داشتند . تیم واترپلو و راگبی هم همینطور و همه اینها روشهائی است که طی آن به درمان رسیده اند و این برای همه ما خیلی ارزشمند است . چهره بچه ها تغییر کرده است و ما خوشبختانه تنها مواد را کنار نگذاشته ایم و توانستیم دیدگاه خود را تغییر دهیم ، چه خودمان و چه خانواده هایمان . وقتی وارد کنگره می شویم و در خط قرار می گیریم ، مواد برای ما اهمیتی ندارد و ترک شیشه و کراک مانند آب خوردن است و آنچنان به نتیجه می رسد که به فکر کسی نمی رسد مانند بچه ای که از مادر متولد می شود و در یک چشم بهم زدن ، یکساله شده و راه رفتن و صحبت کردن را می آموزد ، در کنگره هم همینطور است و فقط کافیست که قوانین کنگره را اجرا کنند . اگر قوانین کنگره را به انجام برسانند ، قطعاً به درمان می رسند ، آنهم درمان قطعی و این برای ما خیلی ارزشمند است چراکه ما در کنگره زندگی کردن را می آموزیم و همچنین ورزش کردن را یاد می گیریم . می آموزیم که سرمان در کار خودمان باشد و پشت سر دیگران صحبت نکنیم و همه از زندگی خود لذت می بریم . گروه بزرگی هستیم اما همه در کنار هم به یکدیگر کمک می کنیم .
مقدار مشکلات در میان ما حداقل ممکن است . ممکن است همه ما در خانواده خود مشاجره و بحث داشته باشیم و یا میان اعضای خانواده درگیری پیش بیاید و همینطور در ادارات اما این مسئله در کنگره خیلی بندرت پیش می آید و حداقل اصطکاک وجود دارد . همه در تلاش و در فکر خدمت هستند و به نقطه ای رسیده اند که اگر خدمت کنند ، حالشان خوب می شود و لذت می برند . هیچکدام از ما در کنگره مزد نمی گیریم ولی از کار کردن بصورت مجانی لذت می بریم چون همه ما در کنگره به نوعی زندگی می کنیم .
امروز از همه شهرها برای دریافت گل رهائی آمده اند ؛ از اراک و اصفهان و هیدج و کرج و دیگر نقاط کشور . ما بصورت شبکه ای عمل می کنیم . اگر بچه ها برای تفریح به اهواز و یا آبادان بروند ، حتماً به شعبه کنگره در آن شهر سر می زنند و در وضعیت بسیار خوبی قرار گرفته ایم و باید به همین خاطر شاکر خداوند باشیم . خوشبختانه یک ngo هستیم که دستمان پیش احدی دراز نشده است و نیاز مالی نداریم و هر کس در حد توان خودش به کنگره یاری می رساند و مرتب برای کنگره درحال خرید زمین و ملک هستیم و بزودی در همین اطراف دفتر بزرگتری برای نمایندگی آکادمی خریداری خواهیم کرد چراکه با مشکل کمبود فضا مواجه هستیم.
جناب مهندس در ادامه فرمودند :
باید شکرگزار باشیم و قدر یکدیگر را بدانیم . من دو برادر و یک خواهر دارم که در تهران هستند . یکی از برادرانم را 6 سال است که ندیده ام ، یکی را یک سال و خواهرم را نیز نزدیک 8 یا 9 ماه است که ندیده ام و آن ارتباط وجود ندارد اما اگر یکی از بچه هائی که با آنها کار می کنم را چند روز نبینم ، دلتنگشان می شوم . همه ما همینطور هستیم . اگر می گوئیم خانواده بزرگ کنگره 60 ، واقعاً اینطور است و ما یک خانواده شده ایم و به درد یکدیگر می رسیم . حرف یکدیگر را می فهمیم . یکی از نکات مهم در کنگره 60 این است که با هم همزبان شده ایم و زبان همدیگر را می فهمیم . چرا من 5 یا 6 سال است که با برادرم ارتباط برقرار نکرده ام ؟ بدلیل اینکه زبان همدیگر را نمی فهمیم . ما در سیستم کنگره بصورت یک فرهنگ شده ایم مانند فیلم " سه تفنگدار " ، همه برای یک نفر و یک نفر برای همه و همه ما تلاش می کنیم برای اینکه یک نفر به درمان برسد . دلیل اینکه مقدار رهائی روزبروز بالاتر می رود ، این است که همه کار می کنیم تا یک نفر به درمان برسد .
یک فرد که از یک شهرستان به رهائی می رسد ، 30 نفر همراه او به تهران می آیند تا گل رهائیش را دریافت کند . یکسال همه کار کرده اند تا یک نفر به رهائی برسد و این خیلی زیباست . این مسئله چه چیزی را می رساند ؟ اینکه وقتی یک نفر به درمان می رسد ، همه خوشحال شده و جشن می گیرند ؟ گاهی اوقات در بیرون از کنگره از پیشرفت یا خوشحالی دیگران ناراحت می شوند مانند قبول شدن در دانشگاه !
مهمترین مسئله ما در کنگره این است که باید روی جهان بینی خود کار کنیم . نمایندگی هائی که سی دی های آموزشیشان به حداقل رسیده است و از سی دی استفاده نمی کنند ، درحال منخل شدن هستند و اصلاً چون طبق قانون کنگره پیش نمی روند ، جزو نمایندگی ها به حساب نمی آیند . جلسه ساعت 5 شروع می شود ، در ساعت 6 تنها 6 نفر در جلسه حضور دارند چون جهان بینی کار نکرده اند .
چیزی که باعث شده است زبان ما یکی شود ، جهان بینی ماست . جهان بینی ما باعث شده که یواش یواش ظاهر و باطن ما با هم یکی شود . لژیون هائی که سی دی و جهان بینی کار نمی کنند ، ذره ذره از بین خواهند رفت چراکه ما با این آموزشها زندگی کردن را می آموزیم که چگونه از زندگی بیشترین بهره را ببریم . آقایان در حال آموزش هستند که چگونه کار کنند تا پول بیشتری دربیاورند چراکه اگر قرار باشد نتیجه بهتری گرفته شود ، باید فکر آنها آزاد باشد . افرادی که به درستی درمان شوند ، قادر هستند ساعتهای طولانی کار کنند و بدنشان کشش کار کردن را دارد .
بنابراین ؛ من خدارا شاکرم و امیدوارم که همه ما شاکر باشیم و قدر جایگاهی را که داریم ، بدانیم و در کمک کردن به دیگران سبقت بگیریم و حرمت و عزت یکدیگر را نگهداریم و مهر و محبت بین ما بیشتر باشد تا بتوانیم به انسانهای بیشتری کمک کنیم چراکه با کمک کردن به دیگران حال خودمان بهتر خواهد بود و مطمئن باشید آنچه که بار معنوی دارد ، بار مادی را با خودش بهمراه خواهد آورد .
با تقدیم احترام
همسفر مهری
" به پاکی دریاها ژرف باشید "
كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و