" به نام نامی اولین عاشق که اوست "




پانزدهمین جلسه از دوره چهل و هفتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 مورخ 92/07/17 با نگهبانی و استادی جناب آقای مهندس حسین دژاکام و دبیری همسفر خانم سارا با دستور جلسه " صبر ، استقامت ، آرامش" رأس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود .

سخنان استاد :


دستورجلسه این هفته ما " صبر ، استقامت ، آرامش " است .

مطلب زیبائی از استاد رعد در پیام قرائت کردند که می گوید : ما هرگز نمی توانیم خورشید را پنهان نمائیم . واقعاً خیلی از مسائل قابل پنهان کردند نیستند ، البته هیچ چیز قابل پنهان کردن نیست و هرچه را پنهان کنیم ، روزگاری قطعاً برملا خواهد شد و خودش را آشکار خواهد کرد .

متنی از کتاب را قرائت کردند :

" این روزها و کل ایامی که می گذرد و یا در راه هستند ، مانند ابر سالم و بادی بیش نیستند "

گذر زمان خیلی سریع است . وقتی سن شما بالا رفت ، آن زمان متوجه می شوید . من وقتی به این 64 سال سنی از من گذشته است نگاه می کنم ، می بینم مانند یک چشم برهم زدن بوده است و از وقتی به کنگره آمدم سرعت آن بیشتر شده و 14 سال گذشته . روزها چه سخت بگذرد و چه آسان ، می گذرد . بنابراین هیچ چیز در این جهان فیزیکی ماندگار نیست و تغییر می کند . جهان ما یکسری قوانین دارد و باید این قوانین را رعایت کنیم .

من چیزی که سعی دارم همیشه به شما آموزش بدهم ، گناه و ثواب نیست و اعتقاد ما سرجای خود قرار دارد اما من می خواهم بگویم که هرکاری که ما انجام بدهیم ، به اندازه همان کار سر خود ما می آید .

 "هرچه کنی ، به خود کنی          گر همه نیک و بد کنی "

یعنی برفرض ؛ اگر می خواهید صورت کسی را با اسید خراب کنید ، درست مانند این است که آن اسید را در دهان خود ریخته و به صورت او بپاشید . صورت او را از بین می برید اما زبان و دهان و گلوی خودمان نیز از بین می رود . خداوند تمام قوانین هستی را بگونه ای تنظیم کرده که گفته می شود اگر گوش مرا بگیری دور دنیا بچرخانی ، باید خودت هم با من بچرخی .

اگر بخواهیم به کسی کینه بورزیم ، باید در وجود ما وجود داشته باشد یعنی آن کینه باید از وجود ما خارج شده و تحویل او دهیم . اگر بخواهیم به کسی حسادت بورزیم ، باید آن حسادت از درون ما بیرون بیاید . اگر کژی باشد و بخواهیم  دروغی بگوئیم ، باید از وجود ما خارج شده و داده شود . اگر هم راستی باشد ، باید از وجود ما داده شود . اگر بخواهیم محبت یا عشق را نیز به کسی بدهیم ، باید از وجود ما خارج شود . صداقت و راستی هم همینطور ....

پس قوانین هستی آنچنان هستند که هر فعلی را انجام بدهیم ، قطعاً فرودش روی ما خواهد بود .

من ظرف این مدت به این نتیجه رسیدم که هیچوقت وعده خداوند دروغ نیست . اگر به ما می گوید : اگر کار درست انجام دهید پاداش می دهم ، مانند روز برایم روشن است که پاداش آن را می گیرم و هرگز نخواستم برای شما جانماز آب بکشم یا بگویم من آدم با اعتقاداتی هستم . اینها چیزهائیست که من درک و لمس کرده ام . در مدرسه فرا نگرفته ام و در کتاب نخوانده ام . صبح تا شب نظاره گیر خیلی مسائل هستم و آنها را درک می کنم که شما آنها را نمی بینید  . کسانی که کژی را پیشه خود می کنند ، خود به تاریکی می خورند . کسانی که کژی را برای مال اندوزی پیشه خود می کنند ، تمام بلاها سر خودشان فرود می آید . کسانی که راستی را پیشه می کنند ، نتیجه راستی به خودشان بازمی گردد . کسانی که حسادت را پیشه می کنند ، ضررش به خودشان وارد می شود . این جهان هستی با این قوانین درحال حرکت است .

در این جهان هستی یک قانونی وجود دارد به نام ؛ قانون " صبر " و همه هستی بر اساس حکمت و دارای حساب و کتاب است . حتی اگر یک درجه گرما تغییر کند  کره زمین منهدم خواهد شد ، از آن چیزی که در کل خودش تعیین شده است . اگر قاصله خورشید از حد لازم خود به زمین نزدیکتر شود ، تمام موجودات از بین خواهند رفت پس همه چیز دارای حساب است .





صبر ؛ یک وسیله و ابزار است ، یک پله ترقّی است یعنی مقاومت در مقابل عبور و گذشت زمان برای رسیدن به هدف . طبق قوانین هستی اگر شما بخواهید به هدف یا نتیجه برسید ، باید زمان آن سپری شود . بدون زمان نمی توانید به نتیجه برسید. تمام بدبختی بشر از زمان آدم تا بعد از خاتم که اکنون است ، همه می خواستند پارامتر زمان را در درمان اعتیاد حذف کنند اما هیچکس موفق نشد و نخواهد شد . هرکس بخواهد پارامتر زمان را در درمان اعتیاد حذف کند ، به نتیجه نخواهد رسید . مانند این است که شما بخواهید پله ها را از یک ساختمان 5 طبقه حذف کنید . شاید بتوانید این کار را انجام دهید و بدون طی کردن پله و یا آسانسور از 5 طبقه به پائین بپرید اما قدرمسلّم سالم نخواهید رسید و صدمات شدیدی خواهید دید . کسانی هم بخواهند موادمخدر را یکمرتبه قطع کنند ، هرگز به تعادل نمی رسند .

 
چند روز در هیدج بودم . جوان 25 ساله آنجا بود که مُغنّی (چاه کن) بود . 3 ساعت چاه کند اما دیگر قادر نبود کار کند . یک سال هم بود که موادش را ترک کرده بود . می گفت که از بچگی پای تمام افراد خانواده ما درد می کند . درصورتیکه من می دانستم او خُمار است و بیوشیمی بدنش درست کار نمی کند . موادش را قطع کرده بود و مواد نمی کشید اما یک انسان معمولی نبود چون قادر به کار کردن نیست . من با وجود سن زیادم 4 صبح از خواب بیدار می شوم و قادر هستم تا 10 شب کار کنم ، اگر لازم باشد . همه اینها بخاطر این است که صبر نبوده و می خواسته پارامتر زمان را حذف کند . ما برای انجام هرکاری باید پارامتر زمان را درنظر بگیریم .

اگر بخواهیم کار یاد بگیریم یا زبان فرانسه ، باید زمان را درنظر بگیریم . برای بچه دار شدن و همینطور رشد کودک نیز باید زمان را درنظر بگیریم . درنظر گرفتن زمان به مفهوم همان " صبر " است . شنیده ام که گویا صبر ؛ نام یک گیاه عربی و با طعم تلخ است و بهین دلیل می گویند صبر ، چراکه مقاومت در برابر زمان ، کار بسیار تلخ و ناخوشایندی است .

چیزی که باعث می شود ما دچار اشتباه شویم ، تغییر در مفاهیم است . از نابغگی تا دیوانگی فاصله به اندازه یک مو است . از کفر تا ایمان هم همینطور . بنابراین ؛ ما گاهی اوقات ما ممکن است صبر را با کاهلی و تنبلی برابر بگیریم . فرق صبر با کاهلی این است که ؛ صبر ، همراه با تلاش و کوشش است و آن چیزی که تلاش در بر ندارد ، تنبلی و کاهلی است . اگر گندم را کاشتی ، باید تلاش کرده و آن را آبیاری کنی ، مراقبت کنی ، شب بیداری بکشی تا آفت به آن نزند و آن را از گزند حیوانات در امان داری . اگر گندم را کاشتی و به امان خدا رها کردی ، آن می شود دِیم که ممکن است محصول بدهد ، ممکن هم هست که محصول ندهد . پس آن صبر نمی شود .

در توکّل کردن به خدا هم همینطور است ؛ اگر به خدا توکّل کردی و هیچ تلاشی نکردی ، فایده ای ندارد . نه اینکه بگوئی : هر آنکس که دندان دهد ، نان دهد . هرکس که دندان می دهد ، دست و پا هم می دهد که نان دربیاوری . پس بنابراین صبر یعنی ؛ مقاومت دربرابر گذر زمان برای رسیدن به هدف . ما هرکاری که بخواهیم انجام بدهیم ، باید صبر را پیشه کنیم .

حال این صبر هم دیدگاههای مثبت دارد و هم دیدگاههای منفی . ممکن است فردی در جهت منفی صبر را مورد استفاده قرار دهد و شخصی هم در جهت مثبت . صبر ممکن است گاهی در کمین باشد . مانند شیر یا ببری که در طبیعت برای رسیدن به هدف خود که طعمه می باشد ، کمین می کند . صبر می کند تا شکار نزدیک شود و سپس حمله می کند . پس او هم صبر دارد . گاهی اوقات شخصی می خواهد کلاه کسی را بردارد ، صبر می کند و به اصطلاح در باغ سبز نشان می دهد و با نقش بازی کردن به موقع کارش را انجام می دهد و به هدفش می رسد . خیلی از این داستانها و ماجراها داریم .

انسان هرچه را که درجهت مثبت می تواند بکار برد را در جهت منفی نیز می تواند . در تمام قوانین الهی نیز همینطور است . یعنی می توان از قانون سوءاستفاده کرد . صبری که ما از آن صحبت می کنیم ، صبر در جهت مثبت و رسیدن به هدف مثبت می باشد .


" این روزها و کل ایّامی که می گذرد و یا در راه هستند ، مانند ابر سالم و بادی بیش نیستند "

باید ببینیم در این ایامی که می گذرد ، چه کرده ایم و در کوله بارمان چه هست و چه اندوخته ای داریم و با خود چه حمل کرده و با خود همراه خواهیم برد ؟ باید به همه اینها آگاه باشیم و خیلی سخت نگیریم .

به مالت ننال که به شبی بند است            به حُسنت ننال که به تبی بند است

پس نه به مال خود بناز و نه به زیبائیت .


" ما همه به قالب ها رنگ و جان می دهیم . ما همه آنها را می سازیم . اگر رنگهای ما و قالب های ما از دوام و قوام مرغوبی برخوردار نباشند ، به قول دین دستور ؛ مانند درختی که در داخل آن موجوداتی لانه سازی می کنند که ما از آنها اطلاعی نداریم اما شاخه ها و برگهای ظاهراً خوبی دارند . بایستی  هر لحظه و هر زمان برای آبیاری به زمین و خاک و شرایط آن دقت کنیم . "

ما هم به قالب خود رنگ و جان می دهیم و اگر کمک راهنما باشیم ، به قالب های دیگر رنگ و جان می دهیم . خیلی مهم است که راهنما چه چیزی را پرورش می دهد . قالب هائی که راهنما می سازد ، چه هستند . آیا بدرد می خورند یا خیر ؟ آیا از نوع مرغوب هستند یا خیر ؟ همینطور قالب خودش .

در ساختن این قالب ها هم برای خود و هم دیگران یک پارامتر دیگر هم نیاز داریم تحت عنوان " استقامت " .

استقامت هم مانند صبر است با این تفاوت که استقامت ؛ مقاومت کردن در برابر ضربه های پی در پی می باشد . در برابر مشکلات ، در مقابل نقطه تحمل و فشارهائی که بیش از ظرفیت ماست . آنجاست که مسئله استقامت مطرح می شود . در مقوله کاشت گندم صبر به این معنی است که وقتی گندم را کاشتیم و آبیاری کردیم ، زمان بگذرد و تلاش هم بکنیم اما وقتی بحث استقامت پیش می آید ، یعنی مقاومت . در برابر ناملایمات ، در برابر بی مِهری ها ، در مقابل با مِهری ها ، در مقابل بی پولی و هزار مسئله دیگر .

جالب اینجاست که در جهان امروز حرف را هوش و زکاوت و زرنگی نمی زند . کسانی امروز برنده هستند که استقامت بیشتری بخرج می دهند . در تمام مسائل اینگونه است . بقیه افراد وقتی کوچکترین فشاری به آنها وارد می شود ، قید همه چیز را می زنند .

اکنون در میان شما هم مسافران و هم همسفران و البته بیشتر همسفران ، کسانی هستند که زمانی مسافر آنها هرگز قابل تحمل نبود و آنقدر اذیت و آزار می دیدند که قابل تصور نبود . خیلی از همسفران هم بودند که مقاومت نکرده و رفتند و بعضاً از همدیگر جدا شدند و زندگی خود را رها کردند اما خیلی ها استقامت کردند و ماندند و مقاومت بخرج دادند . پس استقامت ، مقاومت در برابر ناملایمات و سختی هاست . همان نقطه تحمل . مقداری که من می توانم در برابر فشارها در مسائل مختلف زندگی بوجود می آید مقاومت کنم ، آنجا می شود استقامت .

ممکن است شاگرد شما خیلی گریزپا باشد ، باید در مقابل او استقامت کنید . استقامت تنها به مفهوم فشار نیست . در هر کاری باید استقامت داشت . در شنیدن هم باید استقامت کنیم . گاهی اوقات ما هرگز حوصله شنیدن را هم نداریم . شاگرد اگر حالش خراب است ، اگر فرصت بدهید که صحبت کند ، همه چیز به خیروخوشی می گذرد اما اگر اجازه ندهید حرف بزند ، ممکن است به دعوا منجر شود . مانند یک مصرف کننده شیشه که حال خوبی ندارد و بهم ریخته است و ممکن است حتی به شما بی حرمتی کند و شما نتوانید تحمل کنید و به او بگوئید که توهّم زدی و او هم جواب شما را بدهد . باید با حوصله پای حرفهایش بنشینید . اگر توانستید همچین فردی را سر راه بیاورید ، درست است وگرنه مصرف کننده ای که فقط تریاک مصرف می کند که زیاد مشکلی ندارد . راهنما باید در مقابل شاگردانش استقامت کند . راهنمای خانواده هم همینطور .

اگر یک همکاری در محل کار خود دارید که حال شما را خراب می کند یا پشت سر شما حرف می زند یا به شما بی حرمتی می کند . شما باید استقامت بخرج بدهید . هم می توانید استقامت کنید و هم می توانید از محل کار خود بیرون بیائید و دیگر برای کار به آنجا نروید . اما باید در برابر تمام ناملایمات و فشارهائی که از همه جهت به ما وارد می شود ، استقامت کنیم .

اگر یک راهنما دیکتاتور باشد که انشاءالله اینگونه نیست ، شاگرد باید استقامت کند و نباید با راهنمایش شاخ به شاخ شود تا به درمان برسد . اگر بخواهد با راهنمایش مقابله کند ، به درمان نمی رسد . پس هم راهنما باید استقامت کند و هم رهجو . در قسمت خانواده هم همینطور است و همینطور در مسائل خانوادگی ... اگر انسانها در زندگی استقامت بخرج ندهند ، زندگیشان را از دست خواهند داد . باید مقاومت کرد و نباید با کوچکترین حرفی زندگی را از هم پاشاند . یا بعنوان مثال ؛ اگر استقامت نداشته باشید ، اگر مأمور راهنمائی و رانندگی بخاطر نبستن کمربند شما را جریمه کند ، نمی توانید تحمل کنید و کنترل خود را از دست خواهید داد . درصورتیکه شاید اگر با روی خوش برخورد کنید ، از جریمه کردن شما صرفنظر کند یا اینکه کمتر شما را جریمه کند .

پس در تمام سطوح زندگی باید استقامت داشته باشیم و گمان نکنید که حق چیزی است که دودستی به شما تقدیم می کنند . حق دادنی نیست . اینکه بگوئید چون حق با من است ، مقاومت می کنم اینگونه نیست . حق هست اما مهم این است که حق را به شما بدهند یا خیر ! شما می توانید یک خاک را تبدیل به گل و گیاه کنید و یا تبدیل به کلوخ و سنگ . بنابراین می توان این حقیقت را با زشت ترین حالت و یا با زیباترین حالت نشان دهید . حقیقت یکی است اما مهم این است که چطور آن را ارائه کنید و چطور آن را بگیرید .

ما وقتی از دروازه های صبر و استقامت عبور کنیم ، آنگاه به دروازه های آرامش می رسیم . امکان ندارد که انسانی پیدا کنید که از مرحله صبر و استقامت نگذشته باشد و به مرحله آرامش رسیده باشد . لازمه آرامش عبور از دروازه صبر و استقامت است . گمان نکنید که جهان هستی همه چیز را به ما می دهد . ممکن است پول و ملک به ما بدهد اما زندگی تنها پول و ثروت نیست و این یک قسمت آن است .

یک هنرپیشه قدیمی بود که چندین بار دست به خودکشی زده بود . یکسری از پزشکان برای پی بردن به دلایل خودکشی او بر رویش آزمایش کردند و متوجه شدند که تمام کارخانه های تولید ماشین و کشتی و هواپیما که تولید داشتند ، از هرکدام از مواد تولیدی خود شامل ماشین و هواپیما و کشتی ، یکی هم به او بعنوان کادو می دادند و او از مال دنیا چیزی کم نداشت و با هرکسی هم که دوست داشت رابطه برقرار می کرد و دیگر کاری برایش نمانده بود جز خودکشی ! پس اگر همه چیز بروفق مراد باشد ، دیگر اهمیتی نخواهد داشت .

در قدیم افراد ثروتمند زیادی بودند که در نهایت به گدائی افتادند و گداها و فقرائی در بعضی روستاها به شهر آمده و وزیر و دکتر شدند . فقط بحث داشتن پول نیست .  امکان ندارد بدون سختی کشیدن به آرامش رسید . باید از دروازه های صبر و استقامت عبور کرد تا به آرامش رسید .

اگر درست عمل نکنیم مانند همان درختی هستیم که حشرات در آن لانه کرده اند . اگر ما نتوانیم در تمام کنگره 60 نظارت لازم را داشته باشیم ، این موریانه ممکن است یکی از مسئولین باشد پس باید مرافبت کامل را انجام بدهیم . باید هر لحظه و هر زمان و در تمام زندگی بدانیم که هیچ چیزی را مجانی به ما نمی دهند . نه آسایش ، نه آرامش ، نه محبت و نه عشق . ممکن است کسی مجانی به شما عشق بورزد اما آن عشق نیست ، گدائی عشق است که با زور بخواهید شما را دوست داشته باشند و این دکّان داری است . برای آبیاری باید به خاک و زمین و شرایط توجه کنیم و همه موضوعات را درنظر بگیریم تا به آرامش برسیم . بهشت را به بها دهند ، به بهانه نمی دهند . امیدوارم همه ما بتوانیم در تمام سطوح از صبر و استقامت خوبی برخوردار باشیم تا بتوانیم به آرامش برسیم .


 با تقدیم احترام

همسفر مهری

" به پاکی دریاها ژرف باشید "