به نام ایزد منان


628siytasarman_1_.jpg


روز سه شنبه مورخ 92/07/09  اولین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی - عمومی کنگره 60 نمایندگی کرج با استادی آقای مجید کیوانفر(ایجنت محترم نمایندگی)، نگهبانی آقا قاسم و دبیری  آقا مهدی با دستور جلسه "وادی اول و تاثیر آن روی من" رأس ساعت 15:30 آغاز بکار نمود .



345siytasarman_3_.jpg


خلاصه سخنان استاد :


من در سالهايی که در کرج بودم 2 بار دچار ترس و استرس شدم که نفس کشيدن هم برايم سخت شده بود . يکی تولد صادق عشقی بود و يکی امروز تولد سيامک عزيز از رهجويان استاد عزيزم  آقای اشکذری که به علت مشغله کاری نتوانستند تشريف بياورند .

وادی اول می گويد : با تفکر ساختار آغاز می شود و بدون تفکر هرچه هست رو به زوال می رود .

وقتی وارد کنگره شدم يک عزيزی مرا نزد نوشتارها برد و وادی اول را به من نشان داد . وقتی  آن را خواندم  هيچ چیزی از آن را نفهميدم . کلمه تفکر را شنیده بودم اما چیزی به اسم ساختار نشنیده بودم . وقتی راهنما انتخاب کردم به راهنمایم گفتم که از شروعش چیزی نفهمیدم چه برسد به آخرش ! توضیح دادند و گفتند تو الآن آنقدر مشکلات داری و آنقدر تفکرت افیونی بود که نمی دانی تفکر چه هست و باید چه کاری انجام بدهی . بهترین کار این است که سرت را با راهنمایت عوض کنی و هیچ تصمیم مهمی قرار نیست بگیری و خیلی کارها را نباید انجام دهی از قبیل ازدواج کردن ، خرید و فروش و غیره تا کم کم بتوانی تفکر کنی .

در مورد تفکر من برای خودم مثالی می زنم و آن این است که ؛

انباری خانه که معمولاً آقایان آن را مرتب می کنند و بعد از مدتی بهم ریخته می شود را در نظر بگیرید  . حتی اگر نوری هم در انباری وجود نداشته باشد فقط شخصی که آنجا را مرتب کرده می تواند وسیله ای که می خواهد را بیابد . این اتفاقی است که برایم افتاد . روزی که چراغ انباری سوخته بود و همسرم نتوانسته بود وسیله ای را که می خواسته بیابد ، من بدون احتیاج به نور یک راست رفتم و آن وسیله را یافتم .

تفکر هم اینگونه است . وقتی وارد کنگره می شویم آنقدر ذهنمان آشفته است و آشغال در آن وجود دارد که وقتی میخواهیم در مورد یک مسئله ای تفکر کنیم نمی توانیم  و اتفاقی هایی می افتد که نمیتوانیم آن کاری را که باید انجام دهیم را ، انجام دهیم و از مسیر خارج می شویم  . به این دلیل باید تفکر کردن را به کسی که برفرض این انباری را چیده (یعنی یک راه بلد به نام راهنما) واگذار کنیم تا این کار انجام دهد و ما اجرا بکنیم و ما آرام آرام بیاییم درونمان را مرتب کنیم و همه چیز را بگذاریم سر جای خودش تا بتوانیم کم کم خودمان تفکر کنیم و راه را پیدا کنیم .


712siytasarman_9_.jpg


ما در کنگره می گوییم همه چیز در درون ماست . زمانیکه وارد کنگره می شویم چیزی از درمان اعتیاد نمی دانیم ولی کسی که رها می شود خودمان هستیم و راهنما فقط اشاره می کند این ما هستیم که آگاهی کسب می کنیم و درمان می شویم .

ما هرکاری که می خواهیم انجام دهیم شروعش با تفکر است . من بین تفکر و فکر کردن اینگونه تفاوت گذاشتم . تفکر از نظر من ؛ مثل کیسه ای می ماند که در آن یک مشت خرده طلا به اسم آگاهی است . وقتی وارد کنگره می شویم درونمان آنقدر بهم ریختگی هست که گوئی داخل آن شن و ماسه ریختم یعنی آن بهم ریختگی ها همان شن و ماسه ها هستند و وقتی دست در آن کیسه می کنم هیچی دریافت نمی کنیم .

این تفکر نیست . تفکر زمانی است که وقتی دست در آن کیسه می کنم باید چیزی از آن خارج شود یعنی آگاهی باید باشد که از درون آن خارج شود . امروز من بعنوان تازه وارد کیسه ام پر از آشغال است ، اما به مرور زمان با آموزشهایی که میگیریم ، این آشغال ها را بیرون می ریزم و به جایی می رسد که وقتی دست در آن کیسه می کنی می توانی هر آنچه که می خواهی خارج کنی . 


صحبتهای استاد در مورد آقا سیامک :


امروز دختر آقا سیمک برای اولین بار در جمع ماست . به ایشان خیرمقدم عرض می کنم . سیامک عزیز از بدو شروع کار نمایندگی کرج با ماست در این نمایندگی امتحان داد و به کسوت راهنمایی درآمد . در مورد سیامک چیزی نمی توان گفت . از روز اول همینطور هوشیار و آرام بود و خدمتگذاری بدون حاشیه بود و تنها کسی است که هیچ وقت با او مشکلی نداشتیم . نه حال خرابی از او دیدیم نه تخلفی . لژیون بسیاری خوبی دارد . من شخصاً افتخار می کنم که همچین همکار و برادر لژیونی دارم . برایش دعای سلامتی دارم و امیدوارم به هرآنچه در زندگی می خواهد برسد .


783siytasarman_8_.jpg


در ادامه این جلسه شاهد جشن پنجمین سال آزادی آقای سیامک صمدی (از کمک راهنمایان محترم نمایندگی کرج)  رهجوی آقای علی اشکذری بودیم .


964siytasarman_5_.jpg



اعلام سفر آقا سیامک :


آنتی X مصرفی : تریاک و شیشه ، روش درمان : DST ، داروی درمان : OPIUM ، طول سفر اول : 10 ماه ، رهایی : 5 سال و 5 روز



722siytasarman_11_.jpg


آرزوی آقا سیامک :


قشنگ ترین چیزی که در کنگره پیدا کردم ، معنی واقعی زندگی بود و آن آرامشی که در کنگره آن را شناختم . آرزو می کنم بتوانید با حضورتان در کنگره و با گرفتن آموزشها به این آرامشی که من اکنون دارم برسید .



730siytasarman_12_.jpg



صحبتهای آقا سیامک :


صحبت کردن در چنین روزی خیلی سخت است . من به واقع فقط  این 5 سال که در کنگره حضور دارم را زندگی کردم . دخترم هیچ وقت نمی توانست با من حرف بزند . دوستان در مشارکت ها لطف داشتند و هرچه گفتند متعلق به خودتان است .

از همه ممنونم که ابراز همیاری و لطف داشتید و تعاریفی که شایسته خودتان هست را به من نسبت دادید . اینگونه نیست و من هم حال خرابی های زیادی داشتم و دلم نمی خواهد از گذشته ام صحبت کنم . بالاخره این برای تمام مصرف کننده ها در دوران مصرف طبیعی است که حال خوبی نداشته باشند . شاید اوائل مصرف دوران طلائی وجود داشته باشد اما وقتی درگیر می شویم چیزی به نام حال خوش وجود ندارد . شاید یکی از دلائلی که باعث شد به فکر نجات خودم بیفتم دخترم بود .

در این لحظه آقا سیامک سکوتی همراه با بغض و اشک اختیار نمودند و بعد از دقایقی ادامه دادند :

ساره داشت بزرگ می شد به خودم آمدم و گفتم ساره می خواهد با دوستانش رفت و آمد داشته باشد و به پدرش افتخار کند . خیلی راه ها را امتحان کردم و دوران بدی را گذراندم . 30  سال هرچه به دستم آمد مصرف کردم و دوران نوجوانی و جوانیم  همه در مصرف مواد گذشت و همیشه از درون بهم ریخته بودم هیچ لذت و رضایتی را برای من نمی آورد و همیشه در وجودم ترس و نگرانی و اضطراب بود . جواب خیلی از سؤالاتم را در کنگره گرفتم و تصمیم گرفتم فکری به حال خودم بکنم و خوشبختانه تلنگر را دخترم به من زد و خدا را شکر که این اتفاق برای من افتاد .

الان شاید 5 سال است که با دخترم رفیقم . از همه آدم و عالم فراری بودم و تنفر داشتم . همیشه در حال مصرف بودم و دخترم هم شاهد این قضایا بود وقتی هوشیارانه به این قضیه فکر می کنم ، میبینم  چقدر زجر کشید که مرا با آن حالت می دید و کاری هم نمی توانست انجام دهد . اشتباه پشت اشتباه و تصمیم غلط پشت تصمیم غلط در زندگیم وجود داشت .


471siytasarman_4_.jpg


این جشن ها فقط شادی نیست ، قرار است ما پیام بدهیم به تازه واردان که ما توانستیم ، دیگران توانستند ، پس شما هم می توانید اما یک حضور پر رنگ و خواسته قوی می خواهد . وقتی به زمان ورودم به کنگره نگاه می کنم ، می بینم که تمام اینها را خدا برای من رقم زده بود . وقتی آن تصمیم در ذهن من افتاد ، دلم می خواست من هم مانند دیگر پدرها باشم و از آن روز زندگی من عوض شد . جدا شدن از همچین نگاهی به زندگی که زندگی یعنی مصرف مواد مخدر و نئشگی توقعی بیشتر نمی توان داشت .

اواخر خیلی چیزها را از دست دادم اما اکنون چیزی را بدست آوردم که هیچ قدرت و ثروتی  نمی توانست جایگزین آن شود . 5 سال است که دارم زندگی می کنم و آن رضایت درونی را تنها در کنگره پیدا کردم .

با وجودی که هر هفته این مسیر را در گرما و سرما می آیم اما هیچ کدام را بخاطر آنکه حال خوشی که اینجا بدست آوردم را جای دیگر نمی توانستم پیدا کنم ، نمی بینم . قدر این مکان ، دوستان و عشق و محبتی که اینجا هست را بدانید . ما راحت سلامتی خود را از دست دادیم و در کنار آن خیلی چیزهای دیگر از بین رفت . بدانید اینجاست که شما را به آن حال خوش می رساند البته با صبر ، استقامت و گوش به فرمان بودن .

از تک تک شما سپاسگزارم بخاطر حمایتتان ، به خاطر بودنتان ، چون شما هستید که من هستم . تشکر می کنم که به من اجازه خدمت دادید تا به حال خوش برسم .

از آقای مجید کیوانفر تشکر می کنم . ایشان همیشه برای من الگو بودند . آرزوی سلامتی و سعادت می کنم برای ایشان و خانواده محترمشان . از راهنمای عزیزم که خیلی دوست داشتم در این روز اینجا حضور داشتند تشکر میکنم . از جناب مهندس دژاکام و خانم آنی و استاد امین تشکر می کنم و آرزوی سعادت برایشان دارم . برای تک تک شما عزیزان آرزوی آرامش می کنم . 


696siytasarman_15_.jpg


صحبتهای خانم ساره ( دختر آقا سیامک) :


تا یک ساعت پیش درباره پدرم فکر دیگری می کردم و امروز خیلی خوشحالم که اینجا هستم .  لحظاتی با سکوت و گریه سپری شد و خانم ساره اینچنین صحبتهایشان را ادامه دادند :

اصلاً فکر نمی کردم کنگره 60  اینچنین مکانی باشد . فقط می گویم که از آن دوران چیزی یادم نیست و پدرم هیچ وقت باعث شرمندگی من نشده است . خوشحالم که اعتیاد پدرم در دوران بچگی من بوده و الآن که به پدرم و حضورش نیاز دارم در سلامت کامل به سر می برد و باعث افتخار من است . دعایی که شما برای پدرم می کنید مطمئناً پشت سر من هم هست و  از همه شما ممنونم .


119siytasarman_10_.jpg



از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقای سیامک صمدی و خانواده محترمشان ، کمک راهنمای زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره 60 ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...


شادزی و شاکر