به نام ایزد منان


http://up60.ir/images/286romamafaho_1_.jpg


روز سه شنبه مورخ 92/07/02  چهاردهمین جلسه از دوره شانزدهم سری کارگاههای آموزشی - عمومی کنگره 60 نمایندگی کرج با استادی آقای حسین غفوری، نگهبانی آقا اسماعیل و دبیری موقت آقا سعید با دستور جلسه   " صورت مسئله اعتیاد "  رأس ساعت 15:30 آغاز بکار نمود .


556romamafaho_3_.jpg


خلاصه سخنان استاد :


در مورد صورت مسئله اعتیاد یباید بگویم که ما توانستیم در داخل کشور خودمان و خارج از کشور تا حدی نشان بدهیم که اعتیاد درمان دارد وما همه این موفقییت ها را مدیون این دستور جلسه هفتگی هستیم و کیف خود را بستیم مانند این بچه مدرسه ای ها و بارمان و اطلاعات و آگاهیمان را جمع کردیم برای یک سال دیگر که اینها همه نعمتهای خوبی است که از کنگره داریم .

جسم، روان و جهان بینی اصول کار در درمان و در اصل جهان بینی ؛ یکی از پایه های اصلی است و اگر در جاهای دیگر به نتیجه نرسیدند بخاطر همین یک ضلع است که ندارند و زمانی که جسم بیمار داشتیم نمی توانستیم دیدگاه دیگری داشته باشیم و هیچ تغییر و تحولی را در هستی نمی توانستیم ببینیم . همین گذر فصل ها و تغییرات در طبیعت را ولی به محض اینکه خواستار درمان بشویم تغییرات انجام می شود .

شاید بعضی ها هم با ورود در این مکان دنبال مجوز برای مصرف هستند ولی به محض اینکه سازشان را کوک کردند و دنبال درمان نبودند اولین کسی که جلوی آنها را  می گیرد راهنما بعد خانواده و دوباره کارتن خوابی است .

ما با کسانی کار داریم که خواهان درمان هستند و کفش آهنی به پا کردند و خواسته دارند پس بدون چونه و چرا باید این سه مؤلفه درمان را پیش بگیرند بی کم و کاستی تا به نتیجه مطلوب برسند .

کسانی که که قدم درست بر می دارند در همان ابتدای راه با پله کم کردن خودشان را نشان میدهند و اگر جسم درمان می شود باید روی روان و جهان بینی خودم هم کار کنیم ، مثل دروغ ، کینه و نفرت که آنها را هم باید تیپر کنیم  .

نمیتوانم بگویم که جسمم دارد خوب می شود و دارم خوب در مسیر حرکت می کنم ولی هنوز دروغ را دوست دارم ! همچین چیزی وجود ندارد اگر وجود داشت آن وقت بعد یک سال رهایی دیگر  نباید به کنگره بیایم واین پیام آقای مهندس که همیشه پیام های خوبی در روز راهنما میگویند امسال این پیام را دادند که تا هستی هست ، آموزش هم هست و من برای درست کردن اعمالم حرکت کنم و آموزش و آگاهی خودم را متوقف نکنم .


132romamafaho_5_.jpg


صحبتهای استاد در مورد آقا روزبه :


80% تولد امروز مدیون حرکتهای مادر روزربه است . یک زمانی در اوایل سفر با همسفر جوانش مشکل داشت اما خانم مهوش خیلی اوقات گم کردن راه و جهالت روزبه را با صبوری و حمایتهایش تحمل کرد . خیلی زحمت کشید تا یه این جایگاه برسد .

روزبه خیلی مظلوم بود و مؤدبانه پیش می آمد و هرچه می گفتم می گفت چشم اما زیرزیرکی خرابکاری می کرد و البته با این خرابکاریها تنها خودش را اذیت می کرد و سفرش طولانی تر می شد وگرنه هیچکس نه از روزبه و نه از خانواده اش بی حرمتی ندیده است .

امروز برایش آرزو می کنم که یک خدمتگزار خوب برای کنگره باشد چراکه اگر خدمتگزار باشیم ، قطعاً خوبیها را حس می کنیم و متوجه می شویم که چه زحماتی کشیده شده تا به این جایگاه برسیم .

خیلی خوشحالم و تبریک می گویم و امیدوارم همیشه این عزیزان را سرحال و شاد ببینم و  فرزند درراهشان این سعادت و سلامتشان را کامل تر کند . 

به تمام اعضای لژیونم و همه شما عزیزان و تمام خدمتگزاران نمایندگی کرج تبریک می گویم علی الخصوص راهنمای گروه خانواده سرکار خانم نرگس و امیدوارم همیشه سالم و سرحال در کنار بنده باشد .


881romamafaho_9_.jpg



در ادامه این جلسه شاهد جشن اولین سال رهائی آقای روزبه رهجوی آقای حسین غفوری بودیم .


606romamafaho_7_.jpg


اعلام سفر آقا روزبه :


آنتی X مصرف ؛ کراک ، طول سفر اول ؛ 12 ماه ، روش درمان ؛ DST ، داروی درمان ؛ شربت OT ، رهایی یک سال و 35 روز


829romamafaho_6_.jpg


آرزوی آقا روزبه :


امیدوارم همه آنهایی که درگیر اعتیاد هستند ، راه حل منطقی برای درمان خود پیدا کنند .


968romamafaho_14_.jpg


صحبتهای آقا روزبه :


هميشه رسم است که در تولد از دوران تخريب سخن می گويند اما من می خواهم از تجربه بعد از رهائی را برايتان بازگو کنم . تا قبل از رهايی ، يعنی زمانی که درگير مصرف مواد بودم هدف و آرزوهايم را گم کرده بودم و نمی دانستم که دنبال چه چيزی هستم و فقط بدنبال مصرف مواد بودم امّا وقتی رها شدم فهميدم چه چيزهايی در اطرافم بود و من نمی ديدم . محبت خانواده را هرگز احساس نکرده بودم . اينکه چطور مادرم و همسرم دست و پا می زدند که راهی پيدا کنند تا مرا از آن درگيری نجات دهند . بعد از رهايی  توانستم آرمش را تجربه کنم . وقتی می ديدم کمک راهنمايم زمانی را که بايد صرف خانواده خود کند صرف من و امسال من می کرد آن زمان فهميدم که محبت کردن به ديگران و درک محبت به ديگران چه لذتی دارد . ابتدا از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان  بخاطر راهی که پيش روی ما گذاشتند تا بتوانيم آرمش را در زندگی خود تجربه کنيم تشکر می کنم و بعد از آن از آقای غفوری و خانواده شان بخاطر زحماتی که از روی محبت و دلسوزی کشيدند و وقت و انرژی که گذاشتند تشکر می کنم و همينطور از کمک راهنمای همسفرانم که اگر آرامشی در زندگيمان هست بخاطر راهکار های ايشان است .


457romamafaho_12_.jpg


از خانواده ام تشکر می کنم که که واقعاً صبر نشان دادند و فکر نمی کنم بتوانم به اين راحتی صبر آنها را جبران کنم . از همسرم بخاطر تحمل و محبتی که در اين مدت به من کرد و همينطور از خاله ام که محبت ايشان به من بی نظير بود تشکر ميکنم و در نهايت از همه شما عزيزان که در جشن ما شرکت نموديد سپاسگزارم .



صحبتهای سرکار خاتم غفوری  ( کمک راهنمای خانم مهوش ) :


روزی یک مادر با اشک برای درمان مسافرش وارد کنگره شد و امروز اشکهای این مادر از روی خوشحالیست . به این عزیزان تبریک می گویم مخصوصاً به روزبه عزیز که توانست این مسیر را به زیباترین شکل طی کند . خانم مهوش روز اول همیشه چشمانش پر از اشک بود .

دستور جلسه امروز که صورت مساله اعتیاد است برای مسافران ما از لحاظ جسم و روان و جهان بینی بوده و برای ما همسفران از جهان بینی شروع می شود و به جسم می رسد . در مورد همسفر اولین چیزی که باید تغییر کند جهان بینی است که در مورد خانم مهوش اتفاق افتاد چون اگر تغییر نمی کرد استمرار در مسیر کنگره را از ایشان می گرفت . اینکه می گویند همسفران باید کفش آهنی بپوشند مصداق خانم مهوش است . همیشه در همه جا فعالیت و حضور داشتند ، چه در داخل کنگره و چه در پارک .

خدا را شکر می کنم که به آنچه می خواستند رسیدند و امیدوارم همیشه خوش باشند و در مسیر کنگره مستدام باشند و شال کمک راهنمایی را به گردن این عزیزان ببینم .



صحبتهای خانم آسیه ( کمک راهنمای خانم فریده) :


نمی دانم چطور احساسم را بیان کنم ، احساس می کنم این عزیزان خانواده خودم هستند .

خانم مهوش همیشه از اینکه فرزندش دچار بحران بود خیلی ناراحت بود و همیشه وقتی ما را می دید درخواست دعا می کرد . همیشه چهره خندان ایشان جلوی نظرم بود تا اینکه فریده وارد لژیون من شد . ایشان پذیرش بالایی داشتند و این مسئله برای من که تازه کار بودم قوت قلب بود . خیلی خوشحالم که در این رهایی سهم داشتم و به خانم مهوش تبریک می گویم .

از خانم نرگس ممنونم چرا که اگر همه ما اینجا هستیم بخاطر زحمات و تلاش ایشان است . تبریک به آقا روزبه و خانواده اش و بخاطر صبر و پایداریشان امروز گوارای وجودشان باشد . من خودم شاهد زحمت های این زوج کمک راهنما بودم و برای همه این عزیزان آرزوی سلامت و سعادت می کنم و امیدوارم تمام لحظاتشان شاد باشد و برای همه کسانی که امروز دوست دارند که در این جایگاه قرار بگیرند آرزو می کنم که این جایگاه نصیبشان شود .



صحبتهای خانم مهوش ( مادر آقا روزبه) :


ایشان در حالیکه اشک می ریختند و چند لحظه ای گریه مجال سخن به ایشان را نمی داد فرمودند :  

روزی که وارد کنگره شدم اصلاً باور نداشتم اما آمدم بعد از مدتی فهمیدم کجا آمده ام ، جایی که به عمرم ندیدم ، مکانی پر از محبت و صمیمیت . من که یک مصرف کننده را نمی توانستم تحمل کنم امروز همه آنها را دوست دارم . امیدوارم روزی همه آنها این جایگاه را تجربه کنند .

از آقای مهندس تشکر می کنم که این راه را هموار کردند تا دیگر من نگرانی نداشته باشم . از ایجنت محترم و مرزبانان تشکر می کنم که این مکان امن را برای ما مهیا کردند و خیلی زحمت می کشند .از خواهر لژینی ها و برادر لژیون های روزبه که همیشه ما را همراهی کردند تشکر می کنم . از کمک راهنمای خودم تشکر می کنم و دستش را می بوسم و خاک پایش را سرمه چشمانم می کنم که بی صبری های مرا تحمل کردند . همچنین از کمک راهنمای روزبه که کمک کردند و خانواده مرا نجات دادند تشکر می کنم . از خود روزبه تشکر می کنم که این مسیر را طی کرد و ما را سربلند کرد . از همسرش تشکر می کنم که خیلی تحمل کرد . امیدوارم از این پس روزبه همسری خوبی برای فریده و پدر خوبی برای فرزندش باشد .



صحبتهای خانم فریده ( همسر آقا روزبه) :


خدارا سپاسگزارم که توانستیم این جایگاه را تجربه کنیم و این حس قشنگ را مدیون کسی هستم که سالهای سال وقت خود را صرف تحقیقات و پژوهش در رابطه با اعتیاد کردند تا اعتیاد را بشناسند . ممنونم از آقای حسین دژاکام که زمانی اعتیاد را شناخت و علم اعتیاد را در اختیار دیگران قرار داد تا دیگران بتوانند در مسیر درست قدم گذاشته و اعتیاد خود را درمان کنند .

همیشه این سؤال در ذهنم بود که چرا یک مصرف کننده نمی تواند موادش را کنار بگذارد . خیلی جاها رفتیم اما جوابی برای ما نداشتند و درواقع ؛ علم آن را نداشتند . خوشحالم که به کنگره آمدم و با علم کنگره اشنا شدم و اکنون دیگر از هیچ مصرف کننده ای بدم نمی آید که هیچ بلکه همه آنها را دوست دارم .

روزبه آدم خیلی خوبی بود و تنها مشکل ما اعتیادش بود . خداراشکر می کنم که با این متد درمانی آشنا شدیم و روزبه توانست با یک روش درست و صحیح به درمان برسد .

خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان عزیزم هستم . کنگره چیزهای زیادی به من داد ؛ دوستانی دارم که هیچ کجا نمی توانستم پیدا کنم .

تشکر می کنم از آقای غفوری ، خانم نرگس و خانم آسیه راهنمای عزیزم که زحمتهای زیادی برای ما کشیدند و همیشه به ما امیدواری دادند و کمک کردند تا به آرامش برسیم .


656romamafaho_13_.jpg


از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا روزبه و خانواده محترمشان ، کمک راهنماهای زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره 60 ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...


شادزی و شاکر