" به نام نامی اولین عاشق که اوست "



چهارمین جلسه از دوره چهل و هفتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 مورخ 92/04/26  با نگهبانی و استادی آقای امین دژاکام و دبیری همسفر خانم آیدا با دستور جلسه " گره قدرت ( قسمت دوم) " رأس ساعت 19:00 آغاز به کار نمود .


سخنان استاد :

ساختار قدرت یک ساختار حیاتی می باشد و توان انجام کار و توان انجام ندادن کار را ، قدرت می نامند . زمانی که قدرت بدست بیاوریم، می توانیم یکسری از کارها را انجام دهیم و بلعکس؛ می توانیم از انجام یکسری امور هم خودداری کنیم . درون هر مسئولیتی ، قدرت هم وجود دارد . مسئولیت بدون قدرت یک شوخی بیش نیست. مثلا" ما نمی توانیم شخصی را ناظم مدرسه قرار دهیم ولی قدرت ناظمیت را از او سلب کنیم . اینکه ما ساختاری بوجود بیاوریم و بخواهیم قدرت سرجایش بماند و ما بتوانیم آن را توسعه و افزایش بدهیم، کار سختی است زیرا در جهان هستی، هر چیز ضد یا آفت دارد.

در کلام الله شریف ذکر شده است که سؤال کننده را از خود مران. در قرآن از فرامین کمی استفاده شده است؛ مانند: دروغ نگو، تهمت نزن، مال یتیمان را نخور و ...

یکسری از فرمان ها نهی است و برخی امر . رنجاندن سؤال کننده در قرآن نهی شده و جزء یکی از فرامین می باشد و دارای دو بخش پنهانی و آشکار می باشد. بعنوان مثال ؛ شخصی از ما آدرس می پرسد و ما مکان را به او نشان می دهیم و او را به مسیر هدایت می کنیم. ولی گاهی اوقات عمداً  یا سهواً مسیر غلط را به او نشان می دهیم که این جزء بخش آشکار رنجاندن سؤال کننده می باشد . گاهی انسان یک خلق و منشی وجود دارد که کسی جرأت سؤال کردن از وی را ندارد. در این صورت شخص تخریب زیادی دارد و بصورت پنهانی سؤال کننده را از خود می راند .


نشانه ها و ویژگی هائی وجود دارد که باعث می شود به درستی یا نادرستی ساختار پی ببریم :

در ساختار قدرت، زمانی سیستم درست پیش می رود که ما بتوانیم نیازی را برطرف کنیم بعنوان مثال ؛  لژیون که نیاز افرادی که به درمان نیاز دارند را برطرف می کنند ، تعداد رهایی ها یا خروجی های لژیون نشان دهنده این است که ساختار قدرت آن لژیون ، درست است یا غلط . بعبارتی ؛ ساختاری درست است که بتواند نیازهای معقول افراد را برطرف کند پس بر آوردن نیاز، کار اصلی ساختار قدرت است .

پس در یک ساختار درست قدرت همیشه امکان سؤال کردن، بیان درد، مشکل و نیاز وجود دارد اما این نکته را باید در نظر داشته باشیم که در موردی که علم و دانش آن را نداریم، دخالت بیجا، فضولی و اظهار نظر بی مورد نداشته باشیم . همان طور که راه سؤال کردن در سیستم قدرت باز است ، دخالت بی جا و فضولی بی مورد بسته است.



در گره قدرت، انرژی از تأیید دیگران گرفته می شود و نحوه انجام دادن کار چندان اهمیتی ندارد. در ساختار قدرت، انرژی از رضایت انجام عمل بوجود می آید و در مورد زایش، تولید و خلق وجود دارد. این تولید و زایش در قالب تبدیل انرژی از پایین به بالا انجام می گیرد. تمام پیشرفت بشر از روی قانون تبدیل می باشد و نتیجه آن هم تفاوت شکل گذشته و حال جهان پیرامون می باشد . مثلا" در هزار سال پیش ماشین، اینترنت، موبایل و ... وجود نداشت.

درخت، مثال خوبی برای ساختار قدرت درست است. آبی که قابل خوردن نیست و کود را به خاکی که در نظر بی ارزش می آید اما به مرور همین وسائلی که به نظر بی ارزش می آیند ، باعث بوجود آمدن درخت و در پی آن میوه، سایه، غذا و ... می شود . بعبارتی ؛ انرژی از پایین به بالا می رود .

گره قدرت هم مانند خانواده ای می باشد که از نظر مالی چندان قوی نیستند اما بین اعضای خانواده صمیمیت می باشد و فرزندان شادی دارند اما بعد از مدتی پدر این خانواده عضو گروه های مافیایی و یا از این قیبل می شود و به مرور به وضع مالی خوب و عالی دست می یابد ولی دیگر آن صمیمیت سابق در بین اعضاء وجود ندارد چراکه آن شخص از بالا به پایین تبدیل سقوط کرده است .

در گره قدرت، فضولی، دخالت بی جا و اظهار نظر بی مورد انجام می گیرد ولی لقمه شیرینی تأئید گِشت دو نوع مادی و معنوی دارد . گِشتی که معنوی باشد به مرور به مادیات هم می رسد . راهنمایی که در لژیون درست حرکت کند ، در ادامه به مادیات و خیر هم می رسد .

اگر از سؤال شخصی ناراحت و عصبانی شدیم و یا شخصی در جلوی خودمان از ما تعریف کرد و از شخصی بد گفت ، باید بدانیم که به گره قدرت رسیده ایم .

در یک ساختار درست تبادل درستی با محیط وجود دارد مثلا" فردی که تبادل درستی ندارد ، غمگین و بی حوصله می شود . برخی افراد زمانی که غمگین و بی حوصله می شوند ، موبایلشان را خاموش می کنند یا جواب تلفن را نمی دهند . زمانی هم که تبادل نباشد یا ورودی و خروجی درست نباشد ، تراکم بوجود می آید . وقتی هم که تراکم در فضائی بوجود بیاید ، دچار تورّم می شود . آنگاه شما یک فضای محدودی داری و باید 100 جعبه را در آن جا بدهی . اما اگر آن 100 جعبه بشود 300 تا ، باید جعبه ها را خرد کنی تا بتوانی آنها را در آن فضا جا بدهی !

زمانی که گره قدرت بوجود می آید ، در آن فضا تراکم انرژی بوجود می آید و آنگاه اتفاقی که می افتد این است که ؛ اشیاء انرژی بیش از ظرفیت خود را جذب کرده اند . بنابراین ارزش آنها بیشتر آن چیزی که باید باشد ، می شود .

حال فرض کنیم فضای ما محدود است و انرژی در آن انباشته و متراکم شده است . وقتی تراکم انرژی بوجود می آید مانند همان مثال استخر انرژی که وقتی آب در آن جاری می شد ، حس بوجود می آمد ، حس قوی تر می شود . مثال ساده آن این است که زمانی که شما به چیزی بیش از حد فکر کنید ، خیلی ارژشمند می شود و ممکن است این موضوع شخص باشد ، یا شیء و یا جایگاه مثل معاونت اداره و حاضر است یک سری افراد را از سر راه خود بردارد تا به آن مقام برسد و دلیل آن همان تراکم انرژی و قوی شدن حس می باشد بنابراین حاضر می شود برای چیزی که 5 میلیون ارزش دارد ، 500 میلیون بپردازد . برای ماشینی که ارزش آن 30 میلیون است ، مبلغ 300 میلیون می پردازد چراکه انرژی در آن ساختار متراکم و فشرده شده است و در اینجا دیگر ماشین یک وسیله نقلیه نیست ، وسیله احترام و شخصیت آن فرد است .

ضریب توّهم :

اگر یک موضوعی و یک مسئله ای یا یک شیئی 5 واحد درش احساس وجود داشته باشد و بدلیل تورّم ، بشود 20 واحد یعنی ؛ 4 برابر شود و ما حاضر باشیم 4 برابر یک چیز پول پرداخت کنیم ، عدد 4 می شود ضریب توهم .

ما بعضی چیزها را بصورت توهّمی می بینیم و ارزش واقعی آن در حال طبیعی زیاد نیست اما بدلیل اتفاقاتی که می افتد ، به آنها بهای زیادی می دهیم و این بهای اضافی دادن ، باعث ایجاد ضریب توهم می شود .

برعکس آن هم صادق است مانند زمانی که بعنوان مثال ؛ برای یک کار هنری ارزشی قائل نمی شویم و آن را نادیده می گیریم و حاضر نیستیم برای آن هزینه ای پرداخت کنیم .

نتیجه اینکه :

ساختارهای قدرت در هر سیستمی اگر به گره قدرت تبدیل شوند ، بدلیل اینکه انرژی را از خود نمی گیرند و تولید و زایش ندارند و از ساختارهای دیگر انرژی می گیرند ، وقتی رشد می کنند ، شروع به تخریب ساختارهای اطراف خود می کنند و نتیجه این می شود که ؛ چیزهائی که ارزشمند هستند ، شروع به بی ارزش شدن می کنند و چیزهائی که ارزش چندانی ندارند و یا ارزش معمولی دارند ، ارزش زیادی پیدا می کنند !



" به پاکی دریاها ژرف باشید "