" به نام ایزد منّان "



روز سه شنبه مورخ  92/03/07 چهاردهمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی - عمومی کنگره 60 نمایندگی کرج به استادی  آقا علیرضا ، نگهبانی آقا علیرضا و دبیر موقتی آقا مهدی با دستور جلسه  " که چی ! " رأس ساعت 16 آغاز بکار نمود .


خلاصه سخنان استاد :


استاد در ابتدا فرمودند : اگر جواب درستی برای " که چی " های خود داشته باشیم ، می توانیم صعود کنیم و به هدف خود برسیم وگرنه سقوط خواهیم کرد و از تجربه خود چنین گفتند :

من قبل از مصرف خیلی مشکل داشتم و همیشه  "که چی " همراهم بود . می خواستم اعتیادم را درمان کنم اما بدلیل ناآگاهی  جوابی برای آنها نداشتم  و موفق نمی شدم !

من باید بدانم برای چه به کنگره می آیم و چه تغییراتی در من بوجود آمده است . باید به درون خود رجوع کنم و آنها را ببینم . باید ببینم اگر روزی در خیابان در حین رانندگی ، کسی برای من بوق زد ، آیا بهم می ریزم یا نه ؟ چقدر تحمل می کنم ؟ اگر همسرم به من حرفی زد ، چقدر خودم را کنترل می کنم ؟ اینها همگی بستگی به این دارد که من چقدر روی خودم کار کرده ام !

در زمان مصرف مواد ؛ بی تعادلی ، خشم و عصبانیت همیشه همراهم بود و اگر اکنون به نسبت کم شده است ، همه را مدیون کنگره هستم و این کنگره بود که راه را به من نشان داد .

اگر من بدانم که برای چه به کنگره می آیم و خواسته خود را مشخص کنم ، به آن می رسم اما اگر همینطور بیایم و بروم (بدون هدف) نتیجه ای نخواهم گرفت  و همچنین باید بتوانم هر آنچه می آموزم را در مسیر زندگی کاربردی کنم .

کنگره به ما ابزارهائی می دهد که هیچ کجا به ما نمی دهند . چراکه اگر می دادند ، می توانستیم  در گذشته اعتیاد خود را درمان کنیم  !

خلاصه صحبتهای استاد در مورد آقا میثم :
 

اولین رهجوی من میثم را به کنگره آورد و خودش رفت و نیامد اما میثم عزیز ماند و سفر کرد . تخریب زیادی داشت بدلیل مصرف شیشه. خیلی گریز داشت اما خوشبختانه توانست خودش را پیدا کند و به این جایگاه برسد .

به ایشان و خانواده محترمشان تبریک عرض می کنم و آرزوی موفقیت برای این عزیزان دارم و از خانم الهام بخاطر زحماتی که کشیدند ، تشکر می کنم .



پس از مشارکت دوستان و عرض تبریک به این خانواده محترم ،  انتخابات دوره شانزدهم برگزار شد و از بین آقایان : قاسم ، میثم ، داوود ، علی و اسماعیل ، آقای میثم با 84 رأی و آقای اسماعیل با 72 رأی بترتیب بعنوان نگهبان هفت جلسه اول و دوم انتخاب شدند .
تعداد کل آراء 283 و تعداد آرای باطله 7 رأی بود .


به این عزیزان تبریک عرض می نمائیم .



 در ادامه این جلسه شاهد جشن اولین سال رهائی آقا میثم بودیم .




اعلام سفر آقا میثم :

آنتی X مصرف ایشان : تریاک و شیشه ، طول سفر : 16 ماه ، روش درمان : DST  ، داروی درمان :   OPIUM  ، رهائی 1 سال


آرزوی آقا میثم :

آرزوئی برای خودم ندارم و تنها آرزویم سلامت و سعادت برای تمام دوستان دارم .




 
خلاصه صحبتهای آقا میثم :

در ابتدا از همه عزیزانی که در جشن ما شرکت کردند و کسانی که در طول سفر با مشارکتهایشان به من امید دادند تشکر می کنم . زندگی خیلی آشفته ای داشتم . فکر نمی کنم در طول زندگی دوستانی همچون شما عزیزان داشتم . خداراشکر می کنم که در کنگره هستم و برای کوچکترین کارهایم خدارا شکر می کنم و می دانم که خداوند مرا خیلی دوست داشته که در این جایگاه قرار گرفتم چون در راههای زیادی را قبل از کنگره تجربه نکرده و به بیراهه نرفتم و سریع راهم را پیدا کردم .

اواخر دوران ابتدائی بود که با سیگار آشنا شدم و اوایل راهنمائی به مشروب رو آوردم و کم کم حشیش هم وارد شد . با مصرف حشیش بسیار عصبی و پرخاشگر شده بودم . بخاطر غرور زیادی که داشتم ، به حرف کسی توجه نمی کردم . مصرف مواد باعث شده بود که حتی پدرو مادرم را نیز در حدی نمی دیدم که بخواهم از آنها راهکار بگیرم .

در دوران نامزدی با تریاک آشنا شدم و سپس مصرف کننده شیشه شدم . اکنون از خودم توقع دارم که رفتار بهتری با اطرافیانم داشته باشم .

از کمک راهنمای خوبم که همیشه با صبر و حوصله به سؤالاتم پاسخ دادند ، تشکر می کنم . از خانواده ام و همسرم و دخترم تشکر می کنم .


خلاصه صحبتهای کمک راهنمای خانواده (سرکار خانم الهام) :


خیلی خوشحالم که تولد این خانواده را می بینم . وقتی تغییرات و رشد و آرامش را در خانواده ها می بینی ، بسیار لذت بخش است . به این عزیزان تبریک می گویم . به خانم اشرف که با وجود مشکلات زیاد صبوری کردند و امروز پاداش صبر و استقامتشان را گرفتند و از تاریکی وارد روشنائی شدند ، تبریک می گویم .



خلاصه صحبتهای خانم اشرف  ( همسفر آقا میثم ) :


اول از خدای خودم تشکر می کنم که لیاقت حضور در این جایگاه را به ما داد . از راهنمای مسافرم که حال خرابی او را تحمل کردند ، تشکر می کنم و تا آخر عمر مدیون ایشان هستم و امیدوارم همیشه باران محبت و سلامتی و عشق بر سر خودشان و خانواده شان ببارد .

از تخریب میثم هرچه بگویم ، کم است اما همه آنها بدلیل مصرف شیشه بود و امروز خیلی خوشحالم که در این جایگاه می بینمش . از خانم الهام تشکر می کنم که همیشه مرا به عشق ورزیدن به دیگران و صبر توصیه می کردند و امیدوارم روزی با کک راهنما شدن بتوانم جبران کنم .

از خانواده همسرم که همیشه مارا ساپورت کردند ، تشکر می کنم و امیدوارم سایه این عزیزان همیشه بالای سرمان باشد .

امیدوارم تمام سفر اولیها این روز را تجربه کنند و از همه شما که در شادی ما سهیم بودید ، تشکر می کنم .



 از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا میثم و خانواده محترمشان  ،  کمک راهنماهای زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره 60 ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...


شادزی و شاکر