گزارش جلسه جهان بینی روز چهارشنبه مورخ 91/01/07
پنجمین
جلسه از دوره چهل و ششم سری کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره 60 مورخ
1392/01/07 با نگهبانی و استادی جناب آقای مهندس حسین دژاکام و دبیری آقای
محمدرضا مطهری با دو دستور جلسه " وادی هفتم و تشکیل لژیون در داخل و خارج از کنگره " راس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد :
در شروع حرفهایم عید و آغاز فصل زایش و طبیعت و نوروز باستانی را به شما تبریک می گویم، هر چند نوروز باستانی و قشنگ ترین و زیبا ترین فصل سال است، گر چه تمام فصول سال همه قشنگ و زیبا هستند ولی بهار فصل زایش و بوجود آمدن شکوفه هاست، امیدوارم که درختکاری را انجام داده باشید و آنهایی که درختی نکاشته اند، سعی کنند که این کار را انجام دهند و آنهایی که درخت کاشته اند و می توانند دوباره این کار را انجام دهند، در این فرصت کوتاه این کار را انجام دهند و اگر نتوانستند برای سال بعد خودشان را آماده کنند و ما باید قوانین کنگره را به مرحله اجرا در آوریم، از اینکه بچه ها به دیدن من آمدند سپاسگذارم و بخاطر این موضوع جلسه را مقداری زودتر شروع کردم تا بچه هایی که از شهرستان آمدند، زیاد معطل نشوند، ما باید همگی خودمان را برای سال بعد آماده کنیم تا بتوانیم نفرات دیگری را از اعماق تاریکی خارج کنیم و راه و رسم و روش را به دیگران بیاموزیم.
کنگره60 معمولاً دستور جلسات را که برای یکسال است قانوناً در ماه مهر مشخص می کند و اگر قرار باشد در ماه فروردین این کار را انجام دهیم به اطلاع همه می رسانیم تا بتوانیم این پتانسیل و این اطلاعات را به همه منتقل کنیم.
کنگره60 مانند کردباد سبز است و قبلاً هم گفتم و آنهایی که خودشان را با این گردباد هماهنگ کنند به سلامت خواهند ماند و صعود خواهند کرد و آنهایی که هماهنگ نکنند از گردباد به بیرون پرتاب خواهند شد و اگر مقاومت کنند ولی با کنگره هماهنگ نباشند، آسیب می بینند و باز هم آنها با شدت بیشتری از کنگره به بیرون پرتاب می شوند و آنهایی که می آیند و وارد دایره گردباد می شوند باید کاملاً هماهنگ باشند و هماهنگ با کنگره بودن فقط اجرای قوانین و حرمتهای کنگره60 می باشد و اگر حرمتها و قوانین کنگره را انجام دهیم به رهایی، به آرامش و صلح خواهیم رسید، مانند فیلم سه تفنگدار که می گفت: همه برای یک نفر و یک نفر برای همه، ما همه برای یک نفر هستیم یعنی همه اعضاء کنگره60 با هم کمک می کنیم و فرقی نمی کند که از چه منطقه ای و از چه نژادی و از چه فرهنگی باشد و همه با هم همکاری می کنیم تا یک نفر از اعماق تاریکی ها خارج شود پس همه برای یک نفر و آن یک نفر هم باید برای همه تلاش کند، یعنی ما اگر هویت کنگره را حفظ کنیم هویت تک تک ما حفظ خواهد شد و اگر بخواهیم هویت خودمان را حفظ کنیم از بین خواهیم رفت، امیدوارم که یک روز به این برسیم که تا به خود نرسی تا از خود نگذری به خود نخواهی رسید، تا زمانی از خودت عبور نکنی و از خودت نگذری به خودت نمی رسی، تا زمانی که از منافع خودت نگذری به منافعی نخواهی رسید، تا زمانی که از پول نگذری به پول نخواهی رسید، بنابراین آنهایی که به خداوند اعتقاد دارند می دانند که وعده خداوند دروغ نیست (هرگز وعده خداوند دروغ نیست) بنابراین عبور از این قوانین دچار مشکلات و مضلات خواهد شد، نمی گویم که داخل جهنم می روید بلکه به یک طریقی برایتان پیش خواهد آمد که از جهنمم بدتر خواهد بود و جهنمم سرجای خودش خواهد بود.
دستور جلسه هفته گذشته بود وادی هفتم:
پیدا کردن راه و برداشت از این راه، یکی از مهمترین و حساس ترین و سرنوشت ساز ترین مسئله ای است که ما هر لحظه با آن مواجه هستیم، خیال نکنید که تعیین راه یک شرایط خواصی دارد و شما ممکن است که در هر 10 سال یا 20 سالی در یک مسیری قرار بگیرید تا راه را انتخاب کنید بلکه هر کدام از ما ممکن است روزی 100 مرتبه بر سر یک دو راهی قرار بگیریم و باید تعیین راه بکنیم، تعیین راه هم خیلی ساده است و آنقدر این موضوع ساده و پیش پا افتاده و بی اهمیت جلوه می کند که اصلاً فکرش را نخواهید کرد، حتی یک سلام و علیک کردن تعیین راه می کند و آن تعیین راه ممکن است انسان را به صعود برساند یا به سقوط برساند، چه کسانی بودند که در اثر تعیین راه غلط نابود شده اند و اگر مقداری فکر کنیم می توانیم تشخیص دهیم و این نیست که راه یک راه پیچیده و بغرنجی باشد، گاهی اوقات با یک مسئله خیلی ساده و پیش پا افتاده وارد یک مسیری می شوید، مطلبی در کنگره60 است که حتماً بارها شنیده اید که می گوید: تا انسان از گفتارها و نوشتارها جلوتر نباشد به صحت و راستی آن پی نخواهد برد، شما وقتی از موضوعی اطلاع ندارید وقتی دیگران در رابطه با آن موضوع صحبت می کنند و هرچه می گویند باور می کنید و ما کاری که در کنگره می کنیم به شما نمی گوییم که چه چیزی درست است و چه چیزی غلط، بلکه یک معیارهایی به شما می دهیم و شما باید طبق آن معیارها ببینید که کدام درست است و کدام غلط است و باید بر روی هر قضیه ای یک مقدار فکر کنید و یک مسیر شما را می برد جهنم و یک مسیر شما را می برد بهشت و بعضی تعیین راهها را با انگشت به ما نشان می دهند ولی با لگد ما را به هوا و جهنم می فرستند، بنابراین هر چیزی خیلی ساده انتخاب می شود و این تعیین راه در مسائل جزعی زندگی خودش را نشان می دهد، پس ما هر لحظه بر سر یک دو راهی یا چند راهی قرار می گیریم که باید تعیین راه کنیم، آیا با شخصی رفاقت کنیم یا نکنیم، آیا با کسی نشست و برخواست کنیم یا نکنیم، این شخص را راهنمای خود قرار دهیم یا ندهیم پس ما لحظه به لحظه و ذره به ذره در همه جا تعیین راه می کنیم، و باید بدانیم که وقتی راه را پیدا کردیم باید برویم به مقصد برسیم، من در CD ها گفتم که خداوندا ما را به صراط مستقیم هدایت کن، صراط مستقیم هدف نیست، صراط مستقیم آن است که ما به راه برسیم، یک موقعی است که شما تصمیم دارید بروید به تبریز و حرکت می کنید به سمت جنوب و هر چه می روید از مقصد دور می شوید، نه تنها شما به مقصد نرسیدید بلکه از آن دور هم شده اید، تمام نوشتارهایی که بوده و برای ترک اعتیاد استفاده می شده ما را از مقصد دور کرده و هر دفعه یک آسیب به ما زده شد و کمرمان را شکست و دوباره خودمان را جمع کردیم و یک آسیب شدیدتری خوردیم چون راه، راه غلطی بوده. شاید بالغ بر نیم میلیارد نفر درگیر اعتیاد و مصرف دخانیات هستند و شاید هم خیلی زیادتر باشند چون راه منطقی پیدا نمی کنند تا به درمان برسند، پس تعیین راه برایمان مسئله مهمی است و وقتی آن را پیدا کردیم باید راه را پیمود و ما خیلی خوشبخت هستیم اگر راه را پیدا کنیم و ممکن است سالها و سالها بگردیم و راه را پیدا نکنیم و امکان دارد چندین سال خداوند ما را مورد لطف خود قرار دهد تا ما را به صراط مستقیم هدایت کند تا ما از صراط مستقیم برویم تا به نقطه هدف کعبه برسیم.
مسئله دیگر تشکیل لژیون در داخل و بیرون از کنگره می باشد:
ممکن است کنگره آثار خیلی خیلی زیادی داشته باشد، برای دوستم آقای ویلیام وایت نامه نوشته بودم و به من گفت که در ایالات متحده آمریکا پزشکان وارد درمان اعتیاد می شوند، و بحث درمان اعتیاد کردیم و من مثالی زدم و گفتم که من بخاطر اینکه درمان اعتیاد را در دنیا نشان بدهم و بخاطر اینکه یکسری معتقد هستند که درمان اعتیاد فقط باید پزشکی باشد و باید با دارو درمان شود و یکسری هم گروه های خود درمان هستند مانند گروه NA (معتادان گمنام) که می گویند که در دنیا فقط ما موفق هستیم و ما روش درمان اعتیاد را تجربه اش را بدست آورده ایم و راست هم می گفتند و بلد بودند و می گویند کسی که در این گروه می آیند یک قرص استامینوفن کدین هم نباید بخورد و هر کسی هم می خواهد ترک بکند به خانه ای می برند و سم زدایی می کنند، و من برای ویلیام اینگونه نوشتم که شاید قصه درمان اعتیاد در دنیا مانند این جوک است، که سه گروه در حال کندن کانالی بودند برای لوله کشی گاز و یک گروه در حال حفر آن کانال بودند و خاکها را از کانال بیرون می ریختند و یک عده هم بیرون ایستاده بودند و پشت سر اینها خاکها را به داخل کانال می ریختند، یک رهگذری از آنجا عبور میکند و تعجب می کند که این چه کاری است که اینها یکسری خاک را می ریزند بیرون و یکسری دوباره به داخل کانال می ریزند و گفت که چرا این کار را انجام می دهید و داستان چیست: گفتند که ما سه گروه هستیم و هر کدام از یک شهریم با یک زبان و فرهنگ مختلف و ما قرارداد داریم که یک گروه این زمین را بکنیم و یک گروه قرارداد دارد که در این کانال لوله گاز بگذارد و گروه آخر هم قرارداد دارد که خاک بیرون را داخل کانال بریزد ولی مدتی است که گروهی که لوله را داخل کانال می گذارد نیامده و ما هم داریم کار خودمان را می کنیم، حکایت کار درمان اعتیاد هم در دنیا همین است، یک عده بر روی جسم کار می کنند، یک عده بر روی روان کار می کنند و یک عده هم بر روی جهانبینی کار می کنند، در صورتی که باید این سه را با هم یکی کند، یعنی جسم، روان، جهانبینی را با هم کار کنند چون همه اینها مهم هستند و هر کدام یک قسمت از این پازل می باشد و این سه باید با هم هماهنگ شود.
کنگره60 نقاط زیادی را روشن کرده و یکی از نقاط مهم و بارز کنگره لژیون می باشد و تا آنجا که من اطلاع دارم در هیچ گروه درمانی لژیون وجود ندارد و امیدوارم در سالهای آینده در سطح دنیا آگاه شوند و این سیستم را برای خود راه اندازی کنند حتی گروه سازمان معتادان گمنام (NA) که یک گروه بسیار قوی و خوب و با تجربه ای است، راهنما دارند ولی چیزی به نام لژیون ندارند، لژیون محاسن بسیار زیادی را برای ما و کنگره60 به ارمغان آورده، یکی از مسائل بارزی که در کنگره60 امنیت و آسایش و انضباط و نظم و احترام را برقرار کرده فقط بخاطر این لژیونها است، شما نمی توانید که تجسم کنید که اگر این لژیونها نبود کنگره مانند گروههای دیگر می شد.
بچه های قدیمی یادشان است که چه سیاستی پیش آمد که ما این لژیونها را درست کردیم که مقداری از آن را برایتان می گویم، هر قضیه ای که باعث مشکلات شد ما از آن درس گرفتیم و چیزی که کنگره60 را پیش برد تا اینجا درس گرفتن از مشکلات بوده و اگر انسان از مشکلاتی که در زندگی برایش پیش می آید درس بگیرد حتماً در زندگی پیشرفت خواهد کرد، ما در میدان انقلاب شعبه ای داشتیم، چون روزهای اولیه بود جلسه تشکیل می شد و راهنما هم داشتیم ولی چیزی به نام لژیون نداشتیم و وقتی جلسه تمام می شد همه بیکار بودند و در این بیکاری یکسری کارهای خوب و یکسری کارهای بد از هم یاد می گرفتند و بعد از جلسه یکسری با هم می رفتند موادمخدر مصرف می کردند و یک مدتی گذشت و در آن زمان هم به صورت تدریجی درمان داشتیم و هم به صورت سقوط آزاد و کارمان خیلی سخت بود که بخواهیم کارمان را به صورت تدریجی جلو ببریم و خیلی کم بودند کسانی که به این صورت درمان شوند و اکثراً سقوط آزاد بودند و راهنما هم زیاد نداشتیم و یکسری افراد بودند که جلسه که تمام می شد با هم جمع می شدند و بین آنها چند نفر نخاله پیدا شد که در همه جا پیدا می شود که ظاهراً ترک کرده بودند و آنها بچه ها را می بردند خانه هایشان و با هم مواد مصرف می کردند و به صورت گروه هم شده بودند و دیدیم که 4 یا 5 گروه هستند و هر چه ما پنبه می ریسیدیم آنها دوباره پنبه می کردند و من بر روی این قضیه خیلی فکر کردم و بعد از مدتی به این تفکر رسیدم که ما هم در کنگره گروه و باند درست کنیم و اگر آنها 3 یا 4 گروه درست کرده اند ما 50 گروه درست می کنیم و اشخاصی رو هم بالا سر آنها می گذاریم که آموزش دیده اند و امتحان جهانبینی و فنی را داده اند و آدمهای صالحی هستند و کسانی هستند که شاگرد می گیرند و آنها هر کدام گروهی را تشکیل می دهند و نام آن گروه را لژیون می گذاریم و گفتیم که هیچ کسی در کنگره60 به صورت آزاد نمی تواند باشد و باید حتماً یک لژیونی داشته باشد، بنابراین به خاطر این قانون لژیونها در کنگره60 تشکیل گردید و هر استادی با شاگردهای خودش بنشیند برای آموزش دادن و الحق شاگردها وقتی نشستند دیگر کسی سر پا نبود که بیکار باشد و معرکه گیری کند و افرادی را جمع کند.
در کنگره60 لژیونها باید اینگونه باشد که اعضاء یک لژیون باید خودشان را پوشش دهند، یعنی سفر دومی ها باید مواظب سفر اولی ها باشند و سفر اولی هایی که قدیمی تر هستند مراقب تازه واردین باشند و اگر در لژیون یکی از هم لژیونی هایشان صدمه می بیند باید آن را حمایت کنند. در کنگره لژیونها جدا از اینکه کنگره را خیلی آرام کرده اند و مسئولیتها مشخص شده است کار ما هم راحت کرده است و اگر لژیون نبود ما دشواریهای بسیار، بسیار زیادی داشتیم و تمام اعضاء باید هم دیگر را ساپورت کنند.
ما می خواهیم در کنگره جایگاه راهنما را بالا ببریم و بالا هم برده ایم و اگر جایگاه راهنما بالا باشد شاگردها حرف راهنما را گوش می کنند و احترام می گذارند و اگر جایگاه راهنما بالا نباشد شاگردها حرف راهنما را گوش نمی کنند و آموزشی هم نخواهد بود و به درمان نمی رسند و پس شاگرد موقعی میتواند به درمان برسد که به راهنمایش احترام بگذارد و ایمان داشته باشد و نکته دیگر اینکه کنگره هست که به راهنما مقام و جایگاه می دهد و راهنما باید بداند که این قدرتی که دارد را کنگره به آن داده و باید درست استفاده کند و فکر نکند که این در اثر سیاست خودش بوده است و شاگردهایی که دارد، شاگردهای کنگره هستند و این قضیه دو طرفه است و اگر کسی به درمان می رسد کار سیستم کنگره60 است و من می بینم که در بعضی از نمایندگیها شاگرد زیادی برای رهایی می آورند ولی بعضی دیگر نمی آورند و من به دیده بان مسئول گفتم که بررسی کند راهنماها در 4 سال چند شاگرد به درمان می رسانند و کمک راهنما ها به درجه راهنمایی رسیدند و این در سیستم کنگره60 است و در کنگره است که این اعتماد را به من می کنند و باید این سیستم را هر چه بهتر از آن استفاده کرد و بگذاریم سر جای خودش باشد و اگر حرمت راهنما و حرمت مرزبان را نگه داریم و آنها هم عدل و انصاف را نگه دارند و شاگردهایی برای کنگره پرورش دهند مقام راهنماها مرتب بالا می رود و تا زمانی که ما در صراط مستقیم هستیم هیچ نیرویی نمی تواند به کنگره آسیب بزند و تنها چیزی که می تواند ما را نابود کند خودمان هستیم، خودمان از درون خودمان خراب می شویم و از صراط مستقیم خارج می شویم و آن موقع به راحتی قابل نابود شدن هستیم و همه باید در این سال کوشا و مرتب باشیم.
راهنما باید در کنگره60 به شاگرهایش مرتب آموزش دهد، من به عنوان معلم شما به شما و خودم مرتب آموزش می دهم، من حتی در CD های آموزشی 7 یا 8 CD از شما جلوتر هستم که درسهایم را داده ام و چون گفته ام که هفته ای یک CD نمیدهم یا در یک هفته CD من می آید بیرون یا CD آقای امین می آید، من حتی از CD آشپزی هم در امتحان کمک راهنمایی سوال دادم و کسانی که گوش نکرده بودند را قبول نکردم و چه ایرادی دارد که آقایان هم هفته ای یک روز غذا را درست کنند و در خانه دور هم بنشینند و میل کنند و نباید از خراب شدن غذا ترسید و کسی که از خراب شدن غذا بترسد هیچ موقع آشپز نخواهد شد.
بنابراین یک مختصری در مورد لژیونها برایتان گفتم که برای چه تشکیل شد و البته به آقایون مجوز دادیم که هفته ای یک جلسه می توانند با اجازه مرزبانان خارج از کنگره تشکیل دهند و راهنما ها با هماهنگی ایجنت و مرزبانان به یکی از پارکهای طالقانی یا دیگر پارکها تشکیل دهند ولی خانواده ها هنوز این امکان را ندارند و امیدوارم که در سال آینده لژیونهایی قوی تر داشته باشیم و کار کنگره60 به روی اینها بنا شده است، از اینکه به حرفهای من توجه کردید از همه ممنون و متشکرم.
در شروع حرفهایم عید و آغاز فصل زایش و طبیعت و نوروز باستانی را به شما تبریک می گویم، هر چند نوروز باستانی و قشنگ ترین و زیبا ترین فصل سال است، گر چه تمام فصول سال همه قشنگ و زیبا هستند ولی بهار فصل زایش و بوجود آمدن شکوفه هاست، امیدوارم که درختکاری را انجام داده باشید و آنهایی که درختی نکاشته اند، سعی کنند که این کار را انجام دهند و آنهایی که درخت کاشته اند و می توانند دوباره این کار را انجام دهند، در این فرصت کوتاه این کار را انجام دهند و اگر نتوانستند برای سال بعد خودشان را آماده کنند و ما باید قوانین کنگره را به مرحله اجرا در آوریم، از اینکه بچه ها به دیدن من آمدند سپاسگذارم و بخاطر این موضوع جلسه را مقداری زودتر شروع کردم تا بچه هایی که از شهرستان آمدند، زیاد معطل نشوند، ما باید همگی خودمان را برای سال بعد آماده کنیم تا بتوانیم نفرات دیگری را از اعماق تاریکی خارج کنیم و راه و رسم و روش را به دیگران بیاموزیم.
کنگره60 معمولاً دستور جلسات را که برای یکسال است قانوناً در ماه مهر مشخص می کند و اگر قرار باشد در ماه فروردین این کار را انجام دهیم به اطلاع همه می رسانیم تا بتوانیم این پتانسیل و این اطلاعات را به همه منتقل کنیم.
کنگره60 مانند کردباد سبز است و قبلاً هم گفتم و آنهایی که خودشان را با این گردباد هماهنگ کنند به سلامت خواهند ماند و صعود خواهند کرد و آنهایی که هماهنگ نکنند از گردباد به بیرون پرتاب خواهند شد و اگر مقاومت کنند ولی با کنگره هماهنگ نباشند، آسیب می بینند و باز هم آنها با شدت بیشتری از کنگره به بیرون پرتاب می شوند و آنهایی که می آیند و وارد دایره گردباد می شوند باید کاملاً هماهنگ باشند و هماهنگ با کنگره بودن فقط اجرای قوانین و حرمتهای کنگره60 می باشد و اگر حرمتها و قوانین کنگره را انجام دهیم به رهایی، به آرامش و صلح خواهیم رسید، مانند فیلم سه تفنگدار که می گفت: همه برای یک نفر و یک نفر برای همه، ما همه برای یک نفر هستیم یعنی همه اعضاء کنگره60 با هم کمک می کنیم و فرقی نمی کند که از چه منطقه ای و از چه نژادی و از چه فرهنگی باشد و همه با هم همکاری می کنیم تا یک نفر از اعماق تاریکی ها خارج شود پس همه برای یک نفر و آن یک نفر هم باید برای همه تلاش کند، یعنی ما اگر هویت کنگره را حفظ کنیم هویت تک تک ما حفظ خواهد شد و اگر بخواهیم هویت خودمان را حفظ کنیم از بین خواهیم رفت، امیدوارم که یک روز به این برسیم که تا به خود نرسی تا از خود نگذری به خود نخواهی رسید، تا زمانی از خودت عبور نکنی و از خودت نگذری به خودت نمی رسی، تا زمانی که از منافع خودت نگذری به منافعی نخواهی رسید، تا زمانی که از پول نگذری به پول نخواهی رسید، بنابراین آنهایی که به خداوند اعتقاد دارند می دانند که وعده خداوند دروغ نیست (هرگز وعده خداوند دروغ نیست) بنابراین عبور از این قوانین دچار مشکلات و مضلات خواهد شد، نمی گویم که داخل جهنم می روید بلکه به یک طریقی برایتان پیش خواهد آمد که از جهنمم بدتر خواهد بود و جهنمم سرجای خودش خواهد بود.

رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است،
یک پیدا کردن راه و دیگر آنچه برداشت می کنیم
یک پیدا کردن راه و دیگر آنچه برداشت می کنیم
پیدا کردن راه و برداشت از این راه، یکی از مهمترین و حساس ترین و سرنوشت ساز ترین مسئله ای است که ما هر لحظه با آن مواجه هستیم، خیال نکنید که تعیین راه یک شرایط خواصی دارد و شما ممکن است که در هر 10 سال یا 20 سالی در یک مسیری قرار بگیرید تا راه را انتخاب کنید بلکه هر کدام از ما ممکن است روزی 100 مرتبه بر سر یک دو راهی قرار بگیریم و باید تعیین راه بکنیم، تعیین راه هم خیلی ساده است و آنقدر این موضوع ساده و پیش پا افتاده و بی اهمیت جلوه می کند که اصلاً فکرش را نخواهید کرد، حتی یک سلام و علیک کردن تعیین راه می کند و آن تعیین راه ممکن است انسان را به صعود برساند یا به سقوط برساند، چه کسانی بودند که در اثر تعیین راه غلط نابود شده اند و اگر مقداری فکر کنیم می توانیم تشخیص دهیم و این نیست که راه یک راه پیچیده و بغرنجی باشد، گاهی اوقات با یک مسئله خیلی ساده و پیش پا افتاده وارد یک مسیری می شوید، مطلبی در کنگره60 است که حتماً بارها شنیده اید که می گوید: تا انسان از گفتارها و نوشتارها جلوتر نباشد به صحت و راستی آن پی نخواهد برد، شما وقتی از موضوعی اطلاع ندارید وقتی دیگران در رابطه با آن موضوع صحبت می کنند و هرچه می گویند باور می کنید و ما کاری که در کنگره می کنیم به شما نمی گوییم که چه چیزی درست است و چه چیزی غلط، بلکه یک معیارهایی به شما می دهیم و شما باید طبق آن معیارها ببینید که کدام درست است و کدام غلط است و باید بر روی هر قضیه ای یک مقدار فکر کنید و یک مسیر شما را می برد جهنم و یک مسیر شما را می برد بهشت و بعضی تعیین راهها را با انگشت به ما نشان می دهند ولی با لگد ما را به هوا و جهنم می فرستند، بنابراین هر چیزی خیلی ساده انتخاب می شود و این تعیین راه در مسائل جزعی زندگی خودش را نشان می دهد، پس ما هر لحظه بر سر یک دو راهی یا چند راهی قرار می گیریم که باید تعیین راه کنیم، آیا با شخصی رفاقت کنیم یا نکنیم، آیا با کسی نشست و برخواست کنیم یا نکنیم، این شخص را راهنمای خود قرار دهیم یا ندهیم پس ما لحظه به لحظه و ذره به ذره در همه جا تعیین راه می کنیم، و باید بدانیم که وقتی راه را پیدا کردیم باید برویم به مقصد برسیم، من در CD ها گفتم که خداوندا ما را به صراط مستقیم هدایت کن، صراط مستقیم هدف نیست، صراط مستقیم آن است که ما به راه برسیم، یک موقعی است که شما تصمیم دارید بروید به تبریز و حرکت می کنید به سمت جنوب و هر چه می روید از مقصد دور می شوید، نه تنها شما به مقصد نرسیدید بلکه از آن دور هم شده اید، تمام نوشتارهایی که بوده و برای ترک اعتیاد استفاده می شده ما را از مقصد دور کرده و هر دفعه یک آسیب به ما زده شد و کمرمان را شکست و دوباره خودمان را جمع کردیم و یک آسیب شدیدتری خوردیم چون راه، راه غلطی بوده. شاید بالغ بر نیم میلیارد نفر درگیر اعتیاد و مصرف دخانیات هستند و شاید هم خیلی زیادتر باشند چون راه منطقی پیدا نمی کنند تا به درمان برسند، پس تعیین راه برایمان مسئله مهمی است و وقتی آن را پیدا کردیم باید راه را پیمود و ما خیلی خوشبخت هستیم اگر راه را پیدا کنیم و ممکن است سالها و سالها بگردیم و راه را پیدا نکنیم و امکان دارد چندین سال خداوند ما را مورد لطف خود قرار دهد تا ما را به صراط مستقیم هدایت کند تا ما از صراط مستقیم برویم تا به نقطه هدف کعبه برسیم.

مسئله دیگر تشکیل لژیون در داخل و بیرون از کنگره می باشد:
ممکن است کنگره آثار خیلی خیلی زیادی داشته باشد، برای دوستم آقای ویلیام وایت نامه نوشته بودم و به من گفت که در ایالات متحده آمریکا پزشکان وارد درمان اعتیاد می شوند، و بحث درمان اعتیاد کردیم و من مثالی زدم و گفتم که من بخاطر اینکه درمان اعتیاد را در دنیا نشان بدهم و بخاطر اینکه یکسری معتقد هستند که درمان اعتیاد فقط باید پزشکی باشد و باید با دارو درمان شود و یکسری هم گروه های خود درمان هستند مانند گروه NA (معتادان گمنام) که می گویند که در دنیا فقط ما موفق هستیم و ما روش درمان اعتیاد را تجربه اش را بدست آورده ایم و راست هم می گفتند و بلد بودند و می گویند کسی که در این گروه می آیند یک قرص استامینوفن کدین هم نباید بخورد و هر کسی هم می خواهد ترک بکند به خانه ای می برند و سم زدایی می کنند، و من برای ویلیام اینگونه نوشتم که شاید قصه درمان اعتیاد در دنیا مانند این جوک است، که سه گروه در حال کندن کانالی بودند برای لوله کشی گاز و یک گروه در حال حفر آن کانال بودند و خاکها را از کانال بیرون می ریختند و یک عده هم بیرون ایستاده بودند و پشت سر اینها خاکها را به داخل کانال می ریختند، یک رهگذری از آنجا عبور میکند و تعجب می کند که این چه کاری است که اینها یکسری خاک را می ریزند بیرون و یکسری دوباره به داخل کانال می ریزند و گفت که چرا این کار را انجام می دهید و داستان چیست: گفتند که ما سه گروه هستیم و هر کدام از یک شهریم با یک زبان و فرهنگ مختلف و ما قرارداد داریم که یک گروه این زمین را بکنیم و یک گروه قرارداد دارد که در این کانال لوله گاز بگذارد و گروه آخر هم قرارداد دارد که خاک بیرون را داخل کانال بریزد ولی مدتی است که گروهی که لوله را داخل کانال می گذارد نیامده و ما هم داریم کار خودمان را می کنیم، حکایت کار درمان اعتیاد هم در دنیا همین است، یک عده بر روی جسم کار می کنند، یک عده بر روی روان کار می کنند و یک عده هم بر روی جهانبینی کار می کنند، در صورتی که باید این سه را با هم یکی کند، یعنی جسم، روان، جهانبینی را با هم کار کنند چون همه اینها مهم هستند و هر کدام یک قسمت از این پازل می باشد و این سه باید با هم هماهنگ شود.
کنگره60 نقاط زیادی را روشن کرده و یکی از نقاط مهم و بارز کنگره لژیون می باشد و تا آنجا که من اطلاع دارم در هیچ گروه درمانی لژیون وجود ندارد و امیدوارم در سالهای آینده در سطح دنیا آگاه شوند و این سیستم را برای خود راه اندازی کنند حتی گروه سازمان معتادان گمنام (NA) که یک گروه بسیار قوی و خوب و با تجربه ای است، راهنما دارند ولی چیزی به نام لژیون ندارند، لژیون محاسن بسیار زیادی را برای ما و کنگره60 به ارمغان آورده، یکی از مسائل بارزی که در کنگره60 امنیت و آسایش و انضباط و نظم و احترام را برقرار کرده فقط بخاطر این لژیونها است، شما نمی توانید که تجسم کنید که اگر این لژیونها نبود کنگره مانند گروههای دیگر می شد.
بچه های قدیمی یادشان است که چه سیاستی پیش آمد که ما این لژیونها را درست کردیم که مقداری از آن را برایتان می گویم، هر قضیه ای که باعث مشکلات شد ما از آن درس گرفتیم و چیزی که کنگره60 را پیش برد تا اینجا درس گرفتن از مشکلات بوده و اگر انسان از مشکلاتی که در زندگی برایش پیش می آید درس بگیرد حتماً در زندگی پیشرفت خواهد کرد، ما در میدان انقلاب شعبه ای داشتیم، چون روزهای اولیه بود جلسه تشکیل می شد و راهنما هم داشتیم ولی چیزی به نام لژیون نداشتیم و وقتی جلسه تمام می شد همه بیکار بودند و در این بیکاری یکسری کارهای خوب و یکسری کارهای بد از هم یاد می گرفتند و بعد از جلسه یکسری با هم می رفتند موادمخدر مصرف می کردند و یک مدتی گذشت و در آن زمان هم به صورت تدریجی درمان داشتیم و هم به صورت سقوط آزاد و کارمان خیلی سخت بود که بخواهیم کارمان را به صورت تدریجی جلو ببریم و خیلی کم بودند کسانی که به این صورت درمان شوند و اکثراً سقوط آزاد بودند و راهنما هم زیاد نداشتیم و یکسری افراد بودند که جلسه که تمام می شد با هم جمع می شدند و بین آنها چند نفر نخاله پیدا شد که در همه جا پیدا می شود که ظاهراً ترک کرده بودند و آنها بچه ها را می بردند خانه هایشان و با هم مواد مصرف می کردند و به صورت گروه هم شده بودند و دیدیم که 4 یا 5 گروه هستند و هر چه ما پنبه می ریسیدیم آنها دوباره پنبه می کردند و من بر روی این قضیه خیلی فکر کردم و بعد از مدتی به این تفکر رسیدم که ما هم در کنگره گروه و باند درست کنیم و اگر آنها 3 یا 4 گروه درست کرده اند ما 50 گروه درست می کنیم و اشخاصی رو هم بالا سر آنها می گذاریم که آموزش دیده اند و امتحان جهانبینی و فنی را داده اند و آدمهای صالحی هستند و کسانی هستند که شاگرد می گیرند و آنها هر کدام گروهی را تشکیل می دهند و نام آن گروه را لژیون می گذاریم و گفتیم که هیچ کسی در کنگره60 به صورت آزاد نمی تواند باشد و باید حتماً یک لژیونی داشته باشد، بنابراین به خاطر این قانون لژیونها در کنگره60 تشکیل گردید و هر استادی با شاگردهای خودش بنشیند برای آموزش دادن و الحق شاگردها وقتی نشستند دیگر کسی سر پا نبود که بیکار باشد و معرکه گیری کند و افرادی را جمع کند.

در کنگره60 لژیونها باید اینگونه باشد که اعضاء یک لژیون باید خودشان را پوشش دهند، یعنی سفر دومی ها باید مواظب سفر اولی ها باشند و سفر اولی هایی که قدیمی تر هستند مراقب تازه واردین باشند و اگر در لژیون یکی از هم لژیونی هایشان صدمه می بیند باید آن را حمایت کنند. در کنگره لژیونها جدا از اینکه کنگره را خیلی آرام کرده اند و مسئولیتها مشخص شده است کار ما هم راحت کرده است و اگر لژیون نبود ما دشواریهای بسیار، بسیار زیادی داشتیم و تمام اعضاء باید هم دیگر را ساپورت کنند.
ما می خواهیم در کنگره جایگاه راهنما را بالا ببریم و بالا هم برده ایم و اگر جایگاه راهنما بالا باشد شاگردها حرف راهنما را گوش می کنند و احترام می گذارند و اگر جایگاه راهنما بالا نباشد شاگردها حرف راهنما را گوش نمی کنند و آموزشی هم نخواهد بود و به درمان نمی رسند و پس شاگرد موقعی میتواند به درمان برسد که به راهنمایش احترام بگذارد و ایمان داشته باشد و نکته دیگر اینکه کنگره هست که به راهنما مقام و جایگاه می دهد و راهنما باید بداند که این قدرتی که دارد را کنگره به آن داده و باید درست استفاده کند و فکر نکند که این در اثر سیاست خودش بوده است و شاگردهایی که دارد، شاگردهای کنگره هستند و این قضیه دو طرفه است و اگر کسی به درمان می رسد کار سیستم کنگره60 است و من می بینم که در بعضی از نمایندگیها شاگرد زیادی برای رهایی می آورند ولی بعضی دیگر نمی آورند و من به دیده بان مسئول گفتم که بررسی کند راهنماها در 4 سال چند شاگرد به درمان می رسانند و کمک راهنما ها به درجه راهنمایی رسیدند و این در سیستم کنگره60 است و در کنگره است که این اعتماد را به من می کنند و باید این سیستم را هر چه بهتر از آن استفاده کرد و بگذاریم سر جای خودش باشد و اگر حرمت راهنما و حرمت مرزبان را نگه داریم و آنها هم عدل و انصاف را نگه دارند و شاگردهایی برای کنگره پرورش دهند مقام راهنماها مرتب بالا می رود و تا زمانی که ما در صراط مستقیم هستیم هیچ نیرویی نمی تواند به کنگره آسیب بزند و تنها چیزی که می تواند ما را نابود کند خودمان هستیم، خودمان از درون خودمان خراب می شویم و از صراط مستقیم خارج می شویم و آن موقع به راحتی قابل نابود شدن هستیم و همه باید در این سال کوشا و مرتب باشیم.
راهنما باید در کنگره60 به شاگرهایش مرتب آموزش دهد، من به عنوان معلم شما به شما و خودم مرتب آموزش می دهم، من حتی در CD های آموزشی 7 یا 8 CD از شما جلوتر هستم که درسهایم را داده ام و چون گفته ام که هفته ای یک CD نمیدهم یا در یک هفته CD من می آید بیرون یا CD آقای امین می آید، من حتی از CD آشپزی هم در امتحان کمک راهنمایی سوال دادم و کسانی که گوش نکرده بودند را قبول نکردم و چه ایرادی دارد که آقایان هم هفته ای یک روز غذا را درست کنند و در خانه دور هم بنشینند و میل کنند و نباید از خراب شدن غذا ترسید و کسی که از خراب شدن غذا بترسد هیچ موقع آشپز نخواهد شد.
بنابراین یک مختصری در مورد لژیونها برایتان گفتم که برای چه تشکیل شد و البته به آقایون مجوز دادیم که هفته ای یک جلسه می توانند با اجازه مرزبانان خارج از کنگره تشکیل دهند و راهنما ها با هماهنگی ایجنت و مرزبانان به یکی از پارکهای طالقانی یا دیگر پارکها تشکیل دهند ولی خانواده ها هنوز این امکان را ندارند و امیدوارم که در سال آینده لژیونهایی قوی تر داشته باشیم و کار کنگره60 به روی اینها بنا شده است، از اینکه به حرفهای من توجه کردید از همه ممنون و متشکرم.
منبع : وبلاگ نمایندگی آکادمی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 14:59 توسط مدیریت وبلاگ
|
كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و