گزارش جلسه جهان بینی روز چهارشنبه مورخ 91/12/16
سومین جلسه از دوره چهل و ششم سری کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره ۶۰ مورخ ۱۶/۱۲/۱۳۹۱ با نگهبانی و استادی جناب آقای مهندس حسین دژاکام و دبیری آقای محمدرضا مطهری با دستور جلسه "بازیگر باشیم یا تماشاچی " راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

در کنگره دستور جلسات خوبی مطرح شده است . این دستور جلسات بیانگر موضوعات روزمره ما و چگونگی حل آنها می باشد . اگر کتب بزرگان را مطالعه نمایید ، خواهید دید که سرشار از نکات پند آموز و تمثیل می باشد . ولی معمولاً این نکات در قالب همان داستان ها باقی می مانند و به ندرت وارد مرحله عمل و کاربردی می گردند . کاریکه کنگره 60 انجام می دهد این است که مطالب و پیشنهادها و همچنین راه حل های خود را به گونه ای مطرح می کند که شخص با آنها درگیر شده و باید به آنها عمل نماید . که این کار بسیار جواب نیز داده است .
در کنگره فلسفه و علم الادیان درس داده نمی شود . هدف ما در کنگره این است که راهی پیدا کنیم تا چگونه زیستن را یاد بگیریم . ما می خواهیم زندگی ای داشته باشیم سرشار از آرامش ، عشق و صلح.
باید ببینیم چه کارهایی باید انجام دهیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم. حد و اندازه این کارها را نیز باید دانست . لازم است بدانیم حد و اندازه عشق ، محبت ، گذشت و بازیگری چه میزان است . به این دلیل کنگره 60 دستور جلسات خود را ارائه می نماید .
دستورجلسه هفته گذشته که فضولی و آسایش نام داشت ، عملاً به همه ما می گوید اگر می خواهید آسایش داشته باشید در کار دیگران دخالت و فضولی نکنید . فضل فروشی انجام ندهید و کاری را که به شما مربوط نمی باشد را دخالت نکنید .
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
شاید با حرفی که می زنید و دخالتی که انجام می دهید ، مشکلی برای خودتان به وجود آید . خیلی مواقع این اتفاقات می افتد .
زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد .
حال دستور جلسه امروز بازیگر بودن و یا تماشاچی می باشد . این عنوان ها سرفصل های جدیدی هستند که کنگره در مباحث تربیتی باز نموده است . مانند فضولی و آسایش و یا بازیگر و تماشاچی و خیلی موضوعات دیگر .
به عقیده من تمام خلقت و موجودات بازیگران هستی می باشند . تمام هستی تشکیل شده است از موجودات که همه در آن نقش دارند و باید نقش خود را اجرا نمایند .
نقش شیر درندگی است و نقش گوزن و گورخر فرار می باشد . این موجودات هر کدام نقش خاص خود را دارند . نقش عقرب نیش زدن است .
نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است
هر چیزی برای کاری به وجود آمده است و بنابراین اگر نگاه کنیم می بینیم در هستی چیزی بیهوده آفریده نشده است . حتی آن عقرب .
حیوانات ، جمادات و گیاهان نقش خود را به خوبی ایفا می کنند و از نقش خود عدول نمی کنند. زیرا برای اجرای نقش های خود تنظیم شده اند . ولی در انسانها به این شکل نمی باشد و نقش انسانها تغییر کرده و عوض می شود .
اصولاً انسان وقتی که خلق شد باید برنامه ای برای خود داشته باشد. اگر برنامه ای نداشته و بیکار باشد ممکن است فساد ، اغتشاش ، نابودی و یا خودکشی به بار بیاورد . بنابراین در تمام قسمت ها انسان ها باید برنامه ای داشته باشند .
انسانی را در نظر بگیرید که هیچ برنامه ای برای ارائه نداشته و حتی برای فرزندان خود و یا همسرش نیز برنامه ای نداشته باشد ، این شخص بدون برنامه مشکلات زیادی را برای دیگران به وجود خواهد آورد .
اگر در کنگره نیز برنامه ای وجود نداشت ، سبب می گشت عده ای مصرف کننده دور هم جمع شده و از خاطرات خود صحبت کنند و بعد از جلسه بروند .
بنابراین در کنگره نیز هر فرد باید نقشی داشته باشد و این نقش را بخوبی اجرا نماید . نقش های مختلفی در کنگره وجود دارد ،نگهبان ، مرزبان ، دیده بان ، راهنما، دبیر، نگهبان نظم ، مهمان دار ، مسئول نشریات و.... همه باید نقشی داشته و بازیگر باشند .
وقتی بازیگر باشیم ارزش همه چیز را می فهمیم .
مانند اینکه که می گویند : بیرون گود نشسته و می گوید لنگش کن.
"لنگ کردن " یکی از فنون کشتی آزاد می باشد .
فرد بیرون گود نشسته و خیالش راحت است و به کشتی گیر می گوید حریف را به زمین بزن ، نمی داند که این کار شوخی نیست . کسی که خود در میدان است و با حریف درگیر بوده و در حال مبارزه است ، می داند که بازیگر بودن یعنی چه . زیرا درگیر کار می باشد .
در کنگره نیز به همین شکل است . مثلاً مرزبانان نکته ای را به مسافر گوشزد می کنند ، ممکن است فرد مسافر قبول نکند که این همان مثال بیرون گود است ،و اگر با گذشت زمان همان مسافر مرزبان شود ، می فهمد که جریان کار به چه شکل می باشد .

کنترل 400 یا 500 نفر از مسافران ، خانواده ها ، تازه واردین برای برقراری نظم کار مشکلی است .
در کنگره باید بازیگر بود اگر تماشاچی باشید ناموفق می شوید.
نقش ها در کنگره متفاوت بوده و بستگی دارد شما چه نقشی را برعهده بگیرید . هرچه بیشتر بازیگر باشید زودتر به نتیجه خواهید رسید .
نقش ها از همان ابتدا ورود به کنگره شروع می شود . تازه واردی که اولین جلسه است به کنگره می آید برای معرفی خود به مشکل بر می خورد و اشتباه می کند . این اولین نقش فرد در کنگره بوده و تمرین سخنوری است .
صحبت نمودن برای 200 یا 300 نفر کار آسانی نیست و هر کسی قادر به انجام آن نمی باشد . در ابتدا فرد شاید دچار استرس شده و ضربان قلبش شدت یابد و نتواند صحبت کند ولی به مرور زمان که بازیگری او شروع شد ، ذره ذره به جایی می رسد که بدون تپق برای 2000 نفر نیز می تواند سخنرانی نمایند .
کسانی که در کنگره 60 هستند ، راهنمایان و سفر دومی ها به راحتی می توانند در مورد هر موضوعی ساعت ها صحبت نمایند . این بدان علت است که بازیگر بودند و توانستند به این مرحله برسند .
بسیار بد است اگر شخص در جلسات و لژیون صحبت ننماید . یعنی هنوز تماشاچی است و بازیگر نشده است . این همان مثال لب گود می باشد .
این شخص چون صحبت نمی کند و هنوز بازیگر نشده ، کم کم شروع می کند به انتقاد کردن که چرا فلان شخص زیاد صحبت می کند و دیگری چرا خود نمایی می کند و هزاران ایراد از افراد دیگر می گیرد . مشکل اصلی این شخص به دلیل بازیگر نبودنش می باشد .
راهنمایان در جلسات و لژیون ها باید شاگردان را به گونه ای تربیت نمایند که به صحبت کردن و مشارکت نمودن عادت کنند . اگر بازیگر نشوند منتقد خواهند بود . تمام افرادی که تازه وارد کنگره می شوند در دو یا سه ماه اول برای کنگره برنامه دارند . شاید بگویند چرا نوشتار "کنگره 60 چیست "را هر بار می خوانید ؟ چرا قوانین در هر جلسه خوانده می شود . برای چه با هر بار سخن گفتن سلام می کنیم ؟ ولی زمانی که چند ماه از سفرشان گذشت خواهند دانست بهتر از این برنامه ای که در کنگره وجود دارد، امکان پذیر نیست .
این مسائل در تمام سطوح زندگی نیز وجود دارد . اصولاً باید نفس انسان سرکار گذاشته شود . اگر این کار انجام نگیرد ، نفس ، انسان را سر کار خواهد گذاشت .
برای هر قسمتی باید برنامه داشته باشید . اگر نگاه کنید من برای بچه های کنگره در حد معمول همیشه برنامه دارم . همواره و پشت سر هم مسابقات ورزشی برگزار می گردد مسابقات عقاب طلائی ، جام سردار و مدام مشغول هستیم . اگر این مسابقات نباشد کاری برای انجام دادن نداریم . همه در پارک جمع شده و خاطره تعریف می کنند و کار دیگری ندارند . ولی بر اثر برنامه های مداومی که وجود دارد افراد هم از نظر بدنی به روی فرم می آیند و هم از نظر سخنوری و آداب معاشرت آماده می شوند .
امروز صبح مربی واتر پلو کنگره 60 از من اجازه خواست که تیم کنگره را وارد مسابقات نماید . ولی تعداد افرادی که از کنگره در این رشته ورزشی شرکت کرده اند کم می باشد . تعدادی نیز در حال تمرین هستند . زیرا کسی که در این رشته بخواهد فعالیت نماید باید شناگر ماهری باشد . می بینید که عده ای نیز در این رشته در حال فعالیت و بازیگری هستند .
در جلسات خانم های مسافر مطرح کردم اعضای کنگره 60 چه خانم و چه آقا ، چه مسافر و چه همسفر در بدو ورود به کنگره دارای چهره های افسرده و عصبی بوده و حتی بچه های کوچک نیز دیده شده که دارای چهره افسرده هستند ولی باگذشت زمان همه سرحال شده و خوش صحبت و خوش بیان شده اید و بسیار تغییر کرده اید .
این موارد در پرتو بازیگر بودن است نه تماشاچی بودن . سعی کرده ایم در کنگره تمام وادی ها و مطالب را بکار بگیریم . بعنوان بازیگر به آنها نگاه کنیم و از آنها بهره ببریم .
مطلبی را که امروز در کنگره فرا گرفتید و روی آن بحث کردید را به مرحله اجرا بگذارید .
مشارکت کردن و همکاری باعث پیشرفت می شود . این است که در تمام سطوح زندگی باید بازیگر باشیم. خانم های خانه دار ، همسران و حتی کودکان باید حتماً نقشی داشته باشند . اگر انسانها نقش نداشته باشند از مدار خارج شده و عیب جو می شوند . بیکاری باعث نابودی ، تباه ، فساد و هرج و مرج انسان هاست . در نهایت همه چیز از بازیگری به وجود می آید .
امیدوارم همه ما در تمام سطوح بازیگران خوبی باشیم و کلیه راهنمایان سعی نمایند شاگردان خود را بگونه ای پرورش دهندکه بازیگر باشند .به شاگردان خود مسئولیت بدهید و نترسید که شاید از عهده آن بر نیایند . هیچ بازیگری در مرحله اول به بهترین وجه ممکن این کار را انجام نمی دهد . اگر به کسی مسئولیتی را واگذار میکنید و آن شخص آن را خراب می کند ، او را تحقیر و سرزنش نکنید . مسئولیت را به افراد بدهید و اگر کارشان بد بود و شکست خوردند آنها را هدایت و راهنمایی نمایید .
منبع : وبلاگ نمایمدگی آکادمی
كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و