جشن اولین سال رهائی آقای محمدرضا فلاح

روز سه شنبه مورخ 91/12/15 پنجمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی - عمومی کنگره 60 نمایندگی کرج به استادی آقا محمود ، نگهبانی آقا مهدی و دبیری آقا حامد با دستور جلسه " فضولی و آسایش " رأس ساعت 15:30 آغاز بکار نمود .

خلاصه سخنان استاد :
چیزی در کنگره وجود دارد به نام " عقل " که هرگز اشتباه نمی کند ، مگر اطلاعات غلط به آن برسد و تمام مشکلات ما بر اثر نبودن آگاهی و نشناختن مسائل رخ می دهد . پس ما از دو منبع حرف می شنویم یکی عقل که کمک می کند تا تفاوت مسائل را بدانیم و مکانیسم دیگر؛ غیر از عقل است که یک منبع منفی و شیطانیست و من نام آن را " ذهن " گذاشته ام .
آگاهی در هر زمینه ای ، به ما کمک می کند که قدرت تشخیص پیدا کنیم و مسئله بسیار عمیقی است . چیزهائی که در کنگره می آموزیم ، دانش است و باید آنها را تبدیل به آگاهی کنیم .
حال این ذهن طوری عمل نمی کند که مشخص باشد ، به شکلی وارد عمل می شود که ما را به اشتباه انداخته و ما کار اشتباه را انجام دهیم . چه در مصرف موادمخدر و چه در کارهای دیگر و این ذهن ، هر مسئله ای را در مورد هر شخصی بواسطه همان نقطه ضعفهائی که دارد ، به انجام می رساند و ما همیشه با این مسائل درگیر هستیم و باید حواسمان جمع باشد و مسئله آگاهی ؛ بزرگترین چیزیست که ما انسانها باید به دنبال آن باشیم .

مواقع زیادی ذهن می آید و برای کسب دانش و تبدیل آن به آگاهی ، به انسان رَکَب می زند و به ما می گوید که برفرض ؛ از راه فضولی چیزی را یاد بگیریم . مگر می شود که انسان بخواهد چیزی را یاد بگیرد و بهای آن را نپردازد ؟! اگر می خواهید چیزی را یاد بگیرید ، باید هزینه و بهای آن را بدهید . حال این هزینه می تواند مادی باشد و یا اینکه قرار باشد که شما تمام وقت و انرژی خود را برای آن بدهید . چرا در مسیری که در زندگی داریم باید یک سری بار اضافی و مسائلی که بدردمان نمی خورد با خود برداریم ؟! اینها چه کمکی به زندگی من می کنند ؟!
اگر می خواهید مطلبی را یاد بگیرید ، آن را بطور کامل بیاموزید . اکثر کسانی که درگیر اعتیاد می شوند ، همینطور هستند یعنی ؛ هیچگاه تلاش نمی کنند مطلبی را بطور کامل یاد بگیرند . فضولی بسیار کمک می کند تا از این قضیه خارج شویم . اگر از فضولی کم کنیم ، در طول روز متوجه می شویم که قرار نیست زیاد فکر کنیم و همه اینها باید تغییر کند و با تمرین درست می شود و همچنین متوجه می شویم که خیلی از مسائل به ما مربوط نمی باشد و باید سعی کنیم هرجا از ما نظر خواستند ، نظر بدهیم و در مورد صحبتهای خود تفکر کنیم . فضولی می تواند بذری را در وجود انسان بکارد که بعدها ضربه آن را بخورد .
اگر می خواهیم در سفر اول موفق باشیم ، باید تمام مسائل را بیرون بگذاریم و آموزش درست را بگیریم چه در داخل کنگره و چه در بیرون ، تا بتوانیم زندگی موفق و همراه با آسایش و آرامشی داشته باشیم .
آسایش چیزی است که از بیرون به ما می رسد و آرامش چیزیست که ما آن را از درون به بیرون انتقال می دهیم بعنوان مثال ؛ نداشتن اعتیاد آرامشی است که باعث آسایش می شود .
استاد گرامی در مورد آقا محمدرضا فرمودند :
محمدرضا از جمله کسانی بود که خیلی زود متوجه مسیر اشتباه خود شد و تصمیم به تغییر مسیر گرفت و تلاش کرد تا خودش را درمان کند و خانواده اش نیز در این مسیر او را یاری دادند . به همه این عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم که تولدهای دیگر او را نیز شاهد باشیم .

در ادامه جلسه شاهد جشن اولین سال رهائی آقا محمدرضا رهجوی آقای محمود شیخ حسنی بودیم .

آنتی X مصرف : شیشه ، طول سفر : 11 ماه و 22 روز ، روش درمان : DST داروی درمان : OPIUM
رهائی : 1 سال

آرزوی آقا محمدرضا :
ایشان آرزو کردند که ؛ هر کس خواستار رهائی است و بیرون از در کنگره ، راه کنگره را پیدا کند .

خلاصه صحبتهای آقا محمدرضا :
خدارا شکر می کنم که این روز را تجربه می کنم و خیلی خوشحالم چون دیدن این روز از آرزوهایم بود .
گذشته ام آنقدر تاریک و تلخ است که اصلا" دوست ندارم واردش بشوم اما هیچوقت یادم نمی رود که کجا بودم و چه شدم . نمی دانم کنگره با من که یک ساعت هم نمی توانستم بدون مواد زندگی کنم ، چه کرده ؟! اما الآن برایم اهمیتی ندارد که در میان مصرف کننده ها باشم و با بی تفاوتی از کنار هر کاسب و موادفروش و مصرف کننده ای عبور می کنم .
به جائی رسیده بودم که خانواده ام می خواستند مرا در بیمارستان روانی بستری کنند . تخریب خیلی زیادی داشتم و خانواده ام را خیلی اذیت کردم و مدیون پدرومادرم هستم از همینجا از آنها معذرت خواهی می کنم و حداقل کاری که می توانم انجام بدهم این است که سعی کنم از امروز فرزند خوبی برایشان باشم . از لحاظ مالی در مضیغه نبودم و بیشترین سختی که می کشیدم ، از نظر روحی و روانی بود . هر شب فکر می کردم چیزهائی مانند موریانه از بدنم بالا می رود و آنقدر سعی در کندن دست و پایم کرده بودم که تمام بدنم زخم شده بود .
به آموزشهای کنگره ایمان داشتم و فهمیدم که اینجا می توانم درمان شوم و سعی کردم رهجوی خوبی باشم و امیدوارم که اینگونه باشد . خدارا شکر می کنم که اکنون آرامش وارد زندگیم شده است و از کمک راهنمای خودم و مادرم و تمام کمک راهنماها تشکر می کنم .

خلاصه صحبتهای سرکار خانم فرنوش ( کمک راهنمای خانواده ):
این روز قشنگ را خدمت آقا محمدرضا و کمک راهنمای ایشان و خانواده محترمشان تبریک عرض می کنم .
کنگره سراسر معجزه است اما بعضی از معجزات آن واقعا" دیدنیست . آقا محمدرضا از جمله کسانی بودند که من فکر می کردم خیلی زمان می برد تا حالش خوب شود . به دلیل اینکه مدتها بود که مادر ایشان به کنگره می آمدند و ایشان هنوز نیامده بودند اما خانم شهین ، واقعا" الگوی پذیرش هستند و هرچه کنگره می گفت ، قبول می کردند و اعتراضی نداشتند و راه سختی را پیش رفتند و با خواست قوی که داشتند و همچنین تلاش زیاد ، موفق به این امر شدند .
امیدوارم همه ما در این مسیری که قدم گذاشته ایم ، یادمان نرود که هدفمان چیست و دست از تلاش نکشیم .
این خانواده روزهای سختی را پشت سر گذاشتند . امیدوارم از این لحظه به بعد همواره لحظه های قشنگ همراهشان باشد .

خلاصه صحبتهای خانم شهین ( همسفر آقا محمدرضا ) :
خداراشکر می کنم که توفیق این را داد تا این روز قشنگ را تجربه کنم . شاید در دو یا سه سال گذشته این روز برایم رؤیا بود و گمان نمی کردم که به این زودی این روز را ببینم و با کمک خدا و خود محمدرضا بالاخره این روز رسید .
روز اولی که وارد کنگره شدم ، خیلی ناامید بودم چون خیلی جاها رفته بودم اما نتیجه نگرفته بودم و از همان ابتدا فهمیدم که با خواست خدا و خودم می توانم موفق شوم و خداراشکر که این اتفاق افتاد و سفر خوبی داشت و امروز شاهد این روز زیبا بودیم .
من به این باور رسیده ام که هرچه خداوند به انسان می دهد ، حکمتی در آن هست و حکمت اعتیاد پسر من هم آشنائی ما با کنگره بود چون خیلی چیزها در کنگره یاد گرفتم و آموختم که از سختیها هم می شود آموزش گرفت . آموختم که اگر خواسته باشد ، تغییرات باشد هم وجود دارد و همینطور صبوری را یاد گرفتم و از آقای مهندس و خانم آنی تشکر می کنم و دستانشان را می بوسم که این مسیر را به ما نشان دادند .
از آقا محمود و خانم فرنوش و خانم نرگس تشکر می کنم که همیشه پشتیبان من بودند و همیشه به من امید دادند . از محمدرضا تشکر می کنم که با خواست و تلاش این مسیر را طی کرد و شادی و آرامش را به زندگی ما بازگرداند و در آخر هم از پدر محمدرضا که صبوری زیادی به خرج داد تشکر می کنم .
انشاءالله خداوند به همه شما سلامتی بدهد و همه شما این جایگاه را تجربه کنید .

از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا محمدرضا و خانواده محترمشان ، کمک راهنماهای ارجمندشان و تمامی اعضای کنگره 60 ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ..

شادزی و شاکر
كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و