دستورجلسه این هفته: وادی ششم و تاثیر آن روی من
  استاد جلسه این هفته وبلاگ: جناب آقای محمد رضا قاسمی

استاد فرمودند:

الان که فکر می کنم می بینم چه وقت های زیادی صدای آرام عقل را می شنیدم و از کنارش می گذشتم. می گفت اندکی گوش به من بسپار تا شهری آرام و با ثبات و محکم برایت بسازم، کافی است به فرمان من باشی ولی چرا این صدای ایزدی را نمی شنیدم ؟

 چه بسیار ساده به دنبال خواسته ها و لذت های نا بجا و غیر معقول رهسپار شدم و به عقل گفتم خاموش و به نفس گفتم تو بخوان. کلاغی که غار غارش به گوشم صدای بلبل می داد و چه زیرکانه به جای عقل نشست و فرمانده شد، نفس را می گویم، تمامی شهر وجودی ام به یکباره تسلیم خواسته های نفسانی شد و آن قدر دیوارهای بلندی در درونم ساخته شد که دیگر نوری از خورشید عقل به من نرسید.

 اما فرمانده دانای عقل در درون من و همه ی شما وجود دارد، کافی است که دسترسی به آن آسان شود و برای من نشد، مگر با تزکیه. یعنی بیرون ریختن زباله هایی که سر راه حس و عقل است و برای رسیدن به این هدف کنگره 60 می گوید، از جسم شروع کن. یعنی اول جسم سالم و ساختن خرابی ها و تخریب هایی که به وجود آمده و شناختن اولین بدی که اعتیاد است و بازگشت از ضد ارزش ها و در کنارش تربیت نفس و جواب معقول به خواسته هایش.


در این صورت است که هر کسی می تواند به درمان اعتیاد و در مصرف نکردن به مواد به فرمان عقل در آید. اما به نظر من این پایان راه نیست، بدی ها تمام نمی شوند، بلکه آن ها دائما در حال رشد هستند و برای این که شهر وجودی انسان دوباره تسخیر هوای نفسانی نشود، می بایست با آموزش، تفکر و تجربه ما نیز رشد کنیم. تا خواسته های نفس را در هر لباسی بشناسیم و از گرما و روشنایی این خورشید تابنده بهره مند شویم و این راهی است بی پایان.

مرز در عقل و جنون باریک است      کفر و ایمان چه به هم نزدیک است