جمعیت احیای انسانی کنگره 60 نمایندگی کرج

اعتیاد یک بیماریست و بیماری را باید درمان کرد. ما راه درمان آن را یافته ایم ...

گزارش عمومی روز دوشنبه92/2/9

به نام ایزد منان

جلسه امروز جلسه هفتم از دور دهم کارگاههای اموزشی عمومی کنگره60شعبه کرج روز دوشنبه مورخ9/2/92به استادی اقای رضا ربیعی و نگهبان اقا ارش و دبیری اقا عادل با دستور جلسه جایگاه راهنما راس ساعت 16اغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

خیلی خوشحالم از نگهبان جلسه و مسئولین کرج و همه شما دوستان عزیز که به من این  فرصت را دادید که در خدمتتان باشم و این افتخار نصیب من شد.

در مورد دستور جلسه که هفته راهنماست و تقدیر و تشکر از راهنماهای این نمایندگی و نمایندگیهای دیگر.در ابتدا ان چیزی که من متوجه شدم این است که راهنما و راهنمایی یک فرصت و رهجو یک نعمت برای راهنما در جهت رسیدن به خواسته ها و اموزش در راه رسیدن به تکامل.

راهنما کیست و این سوالی است که من همیشه از خودم می پرسیدم و متوجه شدم که همه انسانها و همه رهجوها یک راهنما هستند.یعنی هر کسی که فرمان راهنمایش را انجام میدهد در واقع یک رهجو است.همان زمان که راهنمایی را انجام میدهد و خداوند از بابت رحمتی که دارد خیلی زود اجر و پاداش یکی را بهش میدهد.

حتی در احادیث هم شنیدید که پیامبران وقتی کسی برایشان کاری میکرد همان غروب که عرقشان خشک نشده مزدش را میدادند خداوند حتی از انها هم زودتر هم مزد ان رهجویی را به راهنما میدهد یعنی نعمت راهنمایی را به ما میدهد.ما دقیقا وقتی که فرمان راهنما را گوش میدهیم و در جهت رهجویی اجرای فرمان میکنیم دقیقا همان اجرای فرمان ما یک راهنماییه برای دیگران.

یعنی اصلا زمانی نیست که من بگویم که در این مقطع راهنما هستم در یک مقطعی صبر میکنیم و رهجو میشویم که بعدا راهنما میشوم،نه دقیقا عین انجام فرمان در همان لحظه ای که دارم اجرای فرمان میکنم یا وظیفه رهجویی ام را انجام میدهم همان لحظه ای است که دارم راهنمایی را انجام میدهم.فرق نمیکند حالا چه در جهت خیر باشد یا در جهت شر.پس میتوانیم بگوییم که همه انسانها هم رهجو هستند هم راهنما.همه انسانها وظیفه رهجوییشان را انجام میدهند همان موقع هم وظیفه راهنماییشان را انجام میدهند .پس چه تفاوتی بین انسانهاست؟

تفاوتی که در بین انسانها است من فکر میکنم فقط در جهتشان باشد.در قرار گرفتن در جهتی که انتخاب میکنند.بعضی وقتها یا ان زمانیکه مصرف کننده بودم در جهتی بودم که لشکر ضدارزشهای شیطان کار میکردند من انجا فرمانبردار شیطان بودم یا فرمانبردار نیروهای شیطانی یا نیروهای بازدارنده بودم.

وقتی قدم در کنگره گذاشتم جهت من عوض شد سعی کردم که جهتم را عوض کنم و از کسانی درس بگیرم که در جهت مثبت و در جهت ارزشها قدم برمیداشتند و همان موقع بود که من راهنمای ارزشها شدم .تنها کسی که راهنمای همه ماست رب العالمین است و اوست که احتیاجی به رهجو شدن ندارد.

احتیاج به انجام دادن کاری ندارد.سراپا معلم و اموزگار است.ما باید انجام دهیم تا نقش اموزگاری را انجام بدهیم.راهنماهای کنگره 60از جمله افرادی هستند که ما را به صراط مستقیم هدایت میکنند یا ما را به ارامش یا به بهشت هدایت میکنند.واقعا اینجا بهشت است  و بهشت چیز دور از دسترسی نیست.

من اگر در اسایش و ارامش باشم در بهشت هستم.در بیقراری یا به اصطلاح در نارضایتی باشم در جهنم هستم.پس راهنماهایی که در اینجا خدمت میکنند اموزگارانی هستند که در جهت اینکه من را به صراط مستقیم هدایت بکنند و من را از ضد ارزشها دور بکنند کار میکنند بر من واجب است که هر چقدر میتوانم از انها تاثیر بگیرم نه برای انها بلکه برای خودم.

چون اگر بتوانم از انها تاثیر بیشتری بگیرم راه راحتتری را طی میکنم تا به بهشت و ارامش برسم.پس باید هم و غمم را بگذرانم برای اینکه بتوانم تاثیر بیشتری از راهنما بگیرم.کنگره مطلبی را عنوان میکند که ما باید سرمان را با سر راهنمایمان عوض کنیم.این تجربه به من نشان داده که راهنمای کنگره60 مراقبتهای لازم را در جهت هدایت من و همنوعان من را دارند .

مراقبتهای لازم برای هدایت چیست؟یکی علم ان رشته و یکی تجربه.راهنما عشق دارد و این از کارهایی که انجام میدهد مشخص است.پس راهنماهای کنگره پارامتر و ابزارهای لازم برای هدایت مرا دارند.واجب است که از راهنماییهای انها استفاده کنیم.

در ادامه این جلسه، مراسم قدردانی از کمک راهنمایان مسافر نیز برگزار شد.

 

جلسه ساعت17:30با خواندن دعای زیبای کنگره به پایان رسید.


برچسب‌ها: راهنما, عشق, محبت, اموزش
+ نوشته شده در  دوشنبه ۹ اردیبهشت۱۳۹۲ساعت 22:8  توسط مدیریت وبلاگ  | 

http://up60.ir/images/964238.jpg

کنگره 60 درمان اعتیاد